الف تا نون :
...
یونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشق
گفتمش چونی؟جوابم داد بر قانون خویش
گفت بودم اندر این دریا اسیر ماهی ای
پس چو حرف نون خمیدم تا شدم ذالنون خویش
...
و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه
فنادی فی الظلمات ان لااله الا انت
سبحانک انی کنت من الظالمین
فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک
ننجی المومنین