تبلیغات

الف تا نون

نوش دارو...(پاراچنار)

نگرانی دوستی که چندی پیش شبانه به سراغم آمد و وضعیت اسف بار شیعیان پاراچنار پاکستان را اجحافی از جانب ما قلمداد می کرد بر آنم داشت تا چند سطری درباره درگیریهای پاکستان بنویسم. امروزه آنچه در پاکستان می گذرد حادثه ای جدید و نوظهور نیست بلکه تاریخی بسیار قدیمی دارد و آن به علت بافت عجیب این کشور است که هم اکنون یکی از دورانهای عجیب خود را با حضور گروههایی از قبیل ارتش آمریکا ،نیروهای ناتو ،ارتش پاکستان، سپاه صحابه، طالبان پاکستان و...می گذراند
پس از تضعیف و شکست دولت طالبان در افغانستان نیروی طالبان پاکستان به همراه طالبان افغانی در صدد ضربه زدن به دولت افغانستان و نیروی های آمریکایی و ایجاد آشوب و بدست آوردن قدرت در منطقه هستند و برای ضربه زدن به افغانستان از مرزهای پاکستان استفاده می کنند مرز ایالت «سرحد»با افغانستان بعلت حضور شیعیان مانعی دربرابر این درگیری بوده است و از آنجایی که درگیری بین گروه ها خواسته استکبار است با ترفندهای خود سعی در از بین بردن آرامش منطقه داشته است از اینرو دست به تحریک طالبان برای تصاحب این منطقه میزند بگونه ای که پس از چندی طالبان محلی سنیان مناطق جنوبی پاراچنار ،کانون در گیری های ایالت سر حد رامنقاد می کند اما آنگاه که به سراغ شیعیان مناطق شمال پاراچنار  می آید با مقاومت آنها رو به رو می شود و این درگیری و مقاومت از حدود دو سال قبل همچنان با نوسان ادامه داشته است بگونه ای که طالبان این منطقه را محاصره کرده و تنها راهی که مردم از آن آمد وشد می کرده اند مرز افغانستان بوده است .این اجمالی بود از شرایط منطقه.
اما آنچه مربوط به ما می شود :

نوشته شده در تاریخ شنبه 17 اسفند 1387    | توسط: محمدجواد    |    | نظرات()

بی مناسبت نیست

حرف شعاری و شعارانه یعنی چی؟ به چه حرفی حرف و کلام شاعرانه می گن ؟
اینکه می گن فلانی شاعرانه صحبت می کنه یعنی چی ؟ خودم می گم شاعرانه حرف زدن یعنی اینکه آدم با احساس حرف بزنه و از طرف دیگه یخورده خالی بندی کنه، تخیلی حرف بزنه و ببافه.به خاطر همین آدم هایی که خیلی تخیلی حرف میزنن  و می بافند رو دربارشون میگن فلانی شاعرانه حرف میزنه . هر چند همیشه اینطور نیست که حرفهای شاعرانه خالی بندی باشه ولی معمولا همین طوره.
یکی از این شاعرانه ها اینه که به آدم بگن باید با همه دوست باشیم !!
مخصوصا پدر و مادرها به بچه های کوچیکشون از این حرفها میزنن اما راستشو بخواین این از اون حرفهای خالی بندیه ، ببخشید شاعرانه است.چون وقتی کلاه خودمون رو قاضی می کنیم می بینیم نمی شه با همه آدم ها دوست بود.وقتی یکی لات بازی می کنه ، گردن کشی می کنه،نفس کش می طلبه، داد و بیداد می کنه و اصلا حرف تو گوشش  نمی ره باید نوازشش کرد؟!! یا باید زد تو گوشش و در مقابلش ایستاد و ساکتش کرد؟
پس اگرخودمون دقت کنیم می بینیم این که می گن باید با همه دوست و رفیق بود یه خالی بندیه یه خیال بافیه یه خوابه یه حرف شاعرانه است .
 خصوصیت حرف شاعرانه اینه که ظاهر قشنگی داره آدم کیف می کنه اما اگر دقت کنی می بینی که چقدر بی مزه است چقدر مسخره ست مثل همین جریان خودمون، دوستی با همه!!
از طرف دیگه بعضی ها از اون طرف افتادن یعنی با همه دشمنن همیشه می خوان با همه در گیر بشن، سریع دست به یقه می شن داد و فریاد می کنن فقط کافیه یه حرف بشنون. اینها هم یه جور خیالات برشون داشته.بقول مولوی:
                و ز خیالی نامشان و ننگشان             و ز خیالی جنگشان و صلحشان
پس نه می شه با همه دوست بود و نه می شه با همه دشمن بود و دشمنی کرد . باید مشخص کنیم دوستی و دشمنی مون باید با کی باشه؟ چه کسانی دوست و چه کسانی دشمن ما هستند ؟
حالا خود شما نسبت به کیا احساس کینه و دشمنی می کنی؟ از کی بیشتر بدت میاد ؟کی بیشتر لجت رو در میاره ؟ کی اعصابت رو خورد می کنه؟

نوشته شده در تاریخ شنبه 17 اسفند 1387    | توسط: محمدجواد    |    | نظرات()

کربلای غزه!! مبالغه!!از شما بعید بود !!

دیروز در خبر ها شنیدیم که  مقام معظم رهبری با شرکت در  اجلاس حمایت از فلسطین به ایراد سخن پرداختند .قصد ندارم درباره این اجلاس و سخنرانی ایشان چیزی بنویسم فقط دیروز  ایشان ترکیبی به کار بردند که توجهم را جلب کرد"کربلای غزه"

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اسفند 1387    | توسط: محمدجواد    |    | نظرات()

ایستگاه صلواتی

دیروز اربعین بود .سال قبل مثل دیروزی کربلا بودم اون چیزی که برام جالبه مقایسه بین وضعیت عزاداری خودمون با مردم عراقه (مقایسه ای صرفا ظاهری و اقتصادی )سال قبل همین که وارد مسیر کربلا میشدیم بدون هیچ مبالغه ای از دهها کیلومتر قبل از کربلا ایستگاه های صلواتی دیده میشد بعضی شون با اصرار می خواستن برای ناهار و استراحت به زیر چادرشون بریم مخصوصا ما که ایرانی بودیم .مسیر نجف-کربلا هم عجائب خاص خودش رو داشت همین که از حرم بیرون میومدی و به سمت جاده کربلا حرکت می کردی مردمی رو می دیدی که درهای خونهاشون رو برای پذیرایی از زائرین باز کرده بودند یا وسائل پذیرائی رو دم در آورده بودند این حالت ادامه داشت تا سر جاده.از اونجا به بعد چادرهایی برپاشده بود برای پذیرائی از زوار(بقول خودشون موکب )این چادرها رو مردمی بر پا کرده بودند که برای خدمت رسانی به زائرین زیارت اربعین کار و زندگی شون رو رها کرده و اومده بودند تا به زوار پیاده خدمت رسانی کنند خیلی عجیب بود مسیر 80کیلومتری نجف-کربلا شده بود پر از چادر .واقعا معجزه عجیبی بود شب که موقع خواب میشد مردم میرفتن تو چادر شام میخوردن و بعد استراحت میکردن تا صبح . انواع و اقسام خوردنی ها ، ناهار شام صبحانه میوه شربت چای و...روزی فقیر و غنی تو اون چند روز بود.راستی اسم فقیر و غنی رو آوردم به نظرت چند در صد مردم عراق غنی اند ؟البته خودم هم نمیدونم ولی درهرچند صد باشه اکثریت شون به قول ما زیر خط فقر هستن حالا بیایید وضعیت خودمون رو مقایسه کنیم روز اربعین چندتا ایستگاه صلواتی تو شهر دیدی ؟! وضعیت اقتصادی ما بهتره یا مردم عراق؟ برای یه روزی مثل اربعین چقدر سرمایه گذاری کردیم ؟ شهادت امام رضا علیه السلام چند روز دیگه ست. سفره اطعام زیاده ولی آیا کافیه ؟ آستان قدس برای استقبال از زوار چه کار میکنه ؟
اگه وقت کردی این مقاله شهید آوینی رو بخونم "دیكتاتوری‌ پول‌ تا اقتصاد صلواتی"واقعیت همینه. از روزی که فکر و مرام بی مرامی اقتصاد سرمایه داری به ذهنمون رسوخ کرد فرهنگ اقتصاد صلواتی ما تبدیل شد به فرهنگ پول پرستی اون وقت برای اینکه یه کمی هم که شده احساسات مذهبیمون رو اشباع کنیم چند نفری جمع میشیم و ایستگاه صلواتی میزنیم به صرف شرب آبلیمو
البته اصلا جای خورده گرفتن به کسی نیست چون طبق فرهنگ اسلامی ما کار درست رو میکنیم .طبق نظر اسلام شکم پرستی اصلا کار خوبی نیست !!!

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 29 بهمن 1387    | توسط: محمدجواد    |    | نظرات()

تنور داغ حوادث غزه

سلام کم کم تنور داغ حوادث غزه داره سرد  و مثل همه حوادث  به دفتر خاطرات سپرده میشه، حداقل برای ما ایرانیها اینطوره .از طرف دیگه با شروع ماه ربیع الاول اعزام زائران ایرانی به عمره مفرده شروع میشه ،امیدوارم که منظورم رو فهمیده باشی خیلی سخت نیست فقط کافیه تو مرور گر وبتInternet Explorer، Firefoxیا هرمرور گر دیگه آرشیو اخبار غزه رو ببینی .ببخشید خیلی شلوغش کردم منظورم رو همون اول گرفتی آره همون عربستانی که ایام جنگ مشوق اسرائیلی ها برای ادامه جنگ بود و اون ها رو ساپورت (بازم ببخشید منظورم همون پشتیبانی خودمونه)میکرد بناست چند روز دیگه میزبان مردمی باشه که تا دیروز از تلوزیون مردم به خاک وخون کشیده شده غزه رو میدیدند و یه روز در میون تو خیابونا جمع میشدندو شعار میدادند و...همون عبدالشیطانی که چند روز پیش بعد از سالها یه نفر مثل احمدی نژاد پیدا شدکه جرأت کنه علی رغم تمام مصلحت اندیشی ها یه خورده صریح و بی پرده بهش پیام بده و باهاش صحبت کنه میخواد میزبان ما بشه . ما هم می خوایم  بریم و جیبهای اون و یه مشت شاهزاده گردن گلفت سعودی رو با پولهامون پر کنیم اون وقت دلمون رو خوش کنیم که ثواب کردیم . یاد آیه ای از قرآن افتادم هم یحسبون انهم یحسنون صنعا یعنی خیال میکنن کار خوبی میکنن. جای تعجبه بعد از این همه تجربه چرا هنوز تو تصمیم گیری ها با مسامحه برخورد می کنیم؟!! آیا از این می ترسیم که فردا یه مشت آدم پیدا بشن و پیراهن عثمان بلند کنن که علی الاسلام السلام ،سنت رو تعطیل کردن؟یا اینکه مکه و مدینه رو  کردیم تفریح گاه و محل استراحتمون و به هیچ قیمتی حاضر نیستیم از خیرش بگذریم ؟ در هر صورت فقط یادمون باشه اگر فردا روزی دوباره خبری شد اول خودمون رو ملامت کنیم چون ما هم بی تقصیر نیستیم 
       

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 بهمن 1387    | توسط: محمدجواد    |    | نظرات()