تبلیغات

الف تا نون

اذان به افق انقلاب

اذان به افق انقلاب
 یکی از معیارهایی که برای سنجش و داوری  میان اهل معرفت مطرح میشود، موفقیت ایشان در تاثیر گذاشتن بر روی دیگران و میزان توفیق و توانایی برای دستگیری و هدایت خلق الله است.این معیار داوری هر چند ناقص و ظنی است اما به حکم «ما لا یدرک کله لا یترک کله»( آنچه را نمی توانی تماما بدست آوری، مقدار ممکنش را فرو مگذار) تا اندازه ای برای رفع تحیر و سرگردانی افاقه می کند. با عنایت به چنین معیاری است که به طور مثال امتیاز ویژه ای به مرحوم آیت الحق ملا حسین قلی همدانی می دهند چرا که آن مرحوم با توفیق الهی توانست از جمع زیادی دستگیری کند؛ بگونه ای که شاگردان ایشان را حدود سیصد نفر دانسته اند و البته این عدد از شاگردان در اثر آمد و شدهای متداول شاگردی آن مرحوم نصیبشان شده و الا شاید بسیاری دیگر بوده اند که از شعاع وجودی آن مرحوم استفاده کرده و حتی خودشان در طول حیات ظاهری خود متوجه چنین شاگردی و دستگیری ای نبوده اند. توان دستگیری، هر چند ناقص اما معیاری است برای شناخت و سنجش عظمت اهل معرفت؛ معیاری که می تواند تا حدودی نشان دهنده سوز درونی و در نهایت میزان قرب و همجواری با اسماء الهی باشد.
در غم ما روزها بیگاه شد                 روز ها با سوزها همراه شد
روز ها گر رفت گو رو باک نیست        تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست
سوزی که در لسان ارباب طریقت در کنار تحقیر دلق و مرقع ، شطح و طامات، سماع و دف بر آن تاکید شده و از آن اکسیر راه گشا اینگونه تعبیر شده است که الحرقة و لا الخرقة(آتش و سوز درونی و نه پشمینه)
به هر حال اگر میزان برای داوری و سنجش، سوز و گداز درونی است که منجر به قرب می شود و توان دستگیری نشان از آن سوز و قرب است؛ شاید بتوان گفت حضرت امام در رأس هرم اهل معرفت در طول قرون مدید قرار دارند چرا که ایشان نه تنها شاگردانی را تربیت کردند که موحدانه در برابر ابرقدرت های ملحد ایستادند و به شهادت رسیدند [ امام خمینی برای نشان عظمت دست پروده های خود اینگونه فرمودند: این وصیتنامه‏هایى كه این عزیزان مى‏نویسند مطالعه كنید. پنجاه سال عبادت كردید، خدا قبول كند، یك روز هم یكى از این وصیتنامه‏ها را بگیرید و مطالعه كنید و تفكر كنید] بلکه عظمت حضرت امام در این افق بلند نیز به پایان نمی رسد چرا که هنوز تاثیر نفس مسیحایی و موحد پرور ایشان در لابه لای حوادث اجتماعی جاری است و بسیاری را با بیداری و یقظه در شاهراه سلوک قرار می دهد. آنچه اهل معرفت به نام بیداری و یقظه گفته اند محصور در بیداری فردی و سرآغازی برای سلوک فردی نیست و جامعه نیز محتاج سلوک است و اولین مرحله سلوک جامعه همانند سلوک فردی همان یقظه یا بیداری است و امام به عنوان پیر راه علاوه بر بیداری های فردی به دنبال یقظه ها و بیداری های جمعی نیز بوده اند.
آنچه امروز در کشورهای عربی اتفاق می افتد هرچند ممکن است سرانجام صد در صد مطلوبی نداشته باشد و در دام سیستم های سکولار غربی گرفتار شود اما به هر حال خیزشی است که به برکت انفاس قدسی حضرت امام بوجود آمده است.امام تکلیف مدارانه و امیدوارانه توده های مسلمان را خطاب قرار داده و آنها را به مبارزه در مقابل ظلم و تزویر تشویق کرد و در مقابل پوزخند و تمسخر احمقانه دیگرانی که این فریادگری ها را بی تاثیر می دانستند فریاد زد چرا که او فرزند ابراهیم خلیل بود؛ همان کسی که وقتی خانه خدا را برافراشت و از جانب خدا به او وحی رسید که فریاد کن؛ اذان بگو و مردم را به سوی حج خانه من فرابخوان (اذن فی الناس بالحج) گفت:«پروردگارا صدای من از میان این سنگلاخ به گوش انسان ها نمی رسد.» و در جواب ندا رسید که:«تو فریاد کن؛ من، خدای تو صدای تو را بگوش انسان ها می رسانم»(علیک الاذان و علی البلاغ) ابراهیم فریاد کرد و انسانها را به سمت خانه خدا فرا خواند و پس از این خدا بود که صدای او را برای همیشه تاریخ منتشر کرد. امام فرزند ابراهیم خلیل بود و علی رغم بی مهری ها برای خدا و به نام خدا فریاد زد و امت اسلامی را به سوی خدا خواند؛ و این خدا بود که فریاد او را تا به امروز منتشر کرد و ان شاء الله در آینده نیز بیش از این منتشر می شود. « ما هدفمان پیاده كردن اهداف بین الملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است. ما مى‏گوییم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم... ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الّا اللَّه» را بر قلل رفیع كرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم‏»


بعد از تحریر:  اشاره به جریان جنگ خندق و بشارت حضرت رسول صل الله عیله و آله به فتح ایران و روم ،و پوزخند و تمسخر عده ای فرو رفته در روزمرگیها که منکر صدق این پیشگویی شدند خالی از لطف نبود. داشتم جستجو میکردم به سرمقاله چندی پیش کیهان برخوردم که در خلال آن این جریان نقل شده بود.این مسافر ویزا نمی خواهد!

نوشته شده در تاریخ هفتم اسفند 89    | توسط: محمد    |    | نظرات()

مؤخره ای بر فصل عزا

موخره ای بر فصل عزا  همزمان با پایان یافتن ماه صفر و آغاز ماه ربیع
یکی از مشکلات ما با آقایان به اصطلاح ولایتی تفاوت امام حسین ما با امام آنها است چرا که امام این آقایان فقط با این جمله منقول شناخته می شود که "لا یوم کیومک یا ابا عبدالله" اما امام ما علی رغم اینکه در حق ایشان چنین عقیده ای داریم اما اینقدر عظمت و بزرگی دارد که می تواند تمام ادوار تاریخ را در شعاع عظمت خود قرار داده و چراغ هدایتی برای فراز و فرود تاریخ باشد امامی که در یک روز به پایین نمی رسد بلکه شهید و شاهدی برای گوناگون رویدادهای تاریخ می شود؛ شهیدی که با شهادت به پایان نمی رسد بلکه به وسعت تاریخ منتشر می شود و برای
همیشه می ماند. شهید در پیشگاه خدا حاضر است "احیاء عند ربهم" و هر کس در پیشگاه خداست برای همیشه باقی است "ما عند الله باق". امام حسین آدم های خیالاتی در لابه لای تاریخ در سرزمینی محصور می شود اما امام ما عاشورا را به همه تاریخ گسترش می دهد چرا که "کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا"
شنیدم آقایی برای بطلان این تفکر و رد چنین ارزش والایی به "لایوم کیومک یا اباعبدالله" متمسک شده و سعی می کردبه نحوی با استفاده از این منقول عظمت امام را به اسارت کشد اما کوتاه فکری و شاید خلجان های مغرضانه اجازه نمی دهد که این آقایان دقت کنند و بفهمند هر چند شخص سیدالشهدا بی نظیر است و بواسطه بی نظیری ایشان عاشورا منحصر به فرد است اما آرمان و عقیده امام برای همیشه باقی است و اگر آرمان امام باقی است امام نیز برای همیشه باقی هستند و می توانند همچنان عاشورا بیافرینند. آرمان امام در گستره تاریخ سایه افکنده و هر سرزمینی که آن آرمان در آن تجلی پیدا کند متعلق به سیدالشهداءست.سال قبل در جریان فتنه آقای مقدس مآبی را دیدم که نگران است و به جریان احمدی نژاد اعتراض می کند که این ها بانی اغتشاشات و بی حرمتی ها هستند و همین کارها و بلبشوها باعث می شود مردم به مظاهر دینی و شعائر حسینی بی اعتنا شوند!! مشکل دوست ما این بود که به امامی معتقد بود که در تاریخ محصور شده است امامی که فقط در دوران آرامش نقش خود را ایفا می کند و همه باید آهسته بروند و آهسته بیایند تا این آقایان به اصطلاح ولایتی بتوانند خیلی تصنعی و سمبلیک علم و کتل موهومات خود را بردارند.(علاوه بر اینکه هدف جریان فتنه اصل نظام بود و انتخابات بهانه)                                                                                                                                         مشکل دوست کج اندیش ما این بود که  به امام ساخته و پرداخته عافیت طلب ها  اعتقاد داشت و نمی دانست اگر امام حسین هنگام سر باز زدن از بیعت با طاغوت زمان می فرماید:«مثلی لا یبایع مثله» "کسی مانند من با مانند یزید بیعت نمی کند" ،ما باید از این واژه "مثلی" استفاده کنیم و جریان مبارزه با ظلم و بی عدالتی را در امتداد حرکت سیدالشهدا باور کنیم. دوستان کج اندیشی که نمی توانند افق بلند جامعه حسینی را تصور کنند،توجه ندارندکه این شعار ملهم از کلام و سیره پیشوایان دین صرف یک خبر نیست تا اینکه گفته شود با "لا یوم کیومک یا اباعبدالله" در تعارض است بلکه انشائی است برای خیزش و فاصله گرفتن از سستی و زبونی و خط بطلانی بر افکار و موهومات بعضی. چنانکه امام خمینی می فرمایند:
"مگر نه آن است كه دستور آموزنده "كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا" باید سرمشق امت اسلامی باشد. قیام همگانی در هر روز و در هر سرزمین عاشورا قیام عدالتخواهان با عددی قلیل و ایمانی و عشقی بزرگ در مقابل ستمگران كاخ نشین و مستكبران غارتگر بود، و دستور آن است كه این برنامه سرلوحه زندگی امت در هر روز و در هر سرزمین باشد
...این دستور آموزنده تكلیفی است و مژده‌ای. تكلیف از آن جهت كه مستضعفان اگر چه با عده‌ای قلیل علیه مستكبران، گر چه با ساز و برگ مجهز و قدرت شیطانی عظیم، مامورند چونان سرور شهیدان قیام كنند.
و مژده كه شهیدان ما را در شمار شهیدان كربلا قرار داده است، و مژده كه شهادت رمز پیروزی است"
اگر با دوستانی که اینچنین کج اندیشانه فکر می کنند و تحت تاثیر تریبون های عافیت اندیش و کینه ای نسبت به
امام و انقلاب قرار دارند رو به رو شوم ، پیشنهاد می کنم که :
این قدر گفتیم باقی فکر کن     فکر اگر جامد بود رو ذکر کن 
;ذکر کن تا فکر را چالا کند       ذکر کردن فکر را والا کند 
البته به شرطی که مثل دوست پارسالی کم تحمل نباشند و نگویند که : من با قرائت های
مختلف از سیدالشهداء کاری ندارم!!"

نوشته شده در تاریخ شانزدهم بهمن 89    | توسط: محمد    |    | نظرات()