حدود دو سال پیش وقتی فیلم اخراجی ها اکران شد و توانست بیننده خاص خود را پیدا کند انتقادها و پیشنهادهایی متوجه مسعود ده نمکی نویسنده و کارگردان این فیلم شد اما آنچه جای تعجب داشت این بود که کارگردانی مثل ده نمکی فیلمی ساخته است که به نوعی شعار پان ایرانیسم را زنده می کند . و هر چند متاسفانه در حوزه سینما و ادبیات رسانه ای ما در سالهای اخیر ملیت و ایرانی بودن محور قرار گرفته اما از کسی مثل ده نمکی چنین عملکردی متوقع نبود . مثلا در اخراجی هایی که با ساخت سری جدید آن شماره یک را به خود اختصاص داد ،سرهنگ ارتشی در صحنه ای که اخراجی ها وارد قرارگاه و با راننده اتوبوس دست به یقه می شوند جلو می اید و می گوید : تیغت رو ، رو اونانیی بکش که به کشورت حمله کردن.
در صحنه ای دیگر وقتی مجید سوزوکی همراه سید مرتضی سوار جیپ می شوند مجید خطاب به سید مرتضی می گوید:من با جبهه مبهه شما کاری ندارم.سید مرتضی هم در جواب می گوید : یعنی مملکت برای شما نیست؟!
و همین طور در هنگام اعزام نیرو برای عملیات مجید سوزوکی در جواب سید مرتضی که به او پیشنهاد برگشت می دهد می گوید :«تو خودت گفتی مملکت واسه هممونه من دختر آقا میرزا رو بدون این آب و خاک نمی خوام»
وجود چنین صحنه هایی در اخراجی های 1 باعث شد در جلسه ای این سوال رابوسیله کاغذ  از ده نمکی بپرسم که :اقای ده نمکی به نظر شما مطرح کردن دفاع از اب و خاک به عنوان هدف جنگ نوعی تحریف تاریخ جنگ نیست؟ ده نمکی در جواب گفت:«نه مگه اون ارمنی  که اومده جنگ برای دین اومده ؟» و شاید جواب دادن به این سوال ذهن ده نمکی را مشغول کرد چون در ادامه با اینکه از این سوال فاصله گرفته بود گفت :شما چرا صحنه ای را که فرمانده روی تانک میره نمی بینید که می گه:« امروز تمامی کفر در مقابل حق و حقیقت صف ارایی کرده اند کجاند رستم دستان و سیاووش و کیکاووس تا ببینند شیر بچه های حیدر کرار چطوری بدون گرز و تبرزین و رخش شاخ غول استکبار رو شکستند » 
هر طور بود عیب از نگاه و تحلیل ما بود یا مساله دیگری بود تاریخ مصرف اخراجی های 1 به پایان رسید اما چیزی نگذشت که خبر اکران اخراجی های2 پخش شد و ده نمکی با عده ای دیگر از عوامل فیلم در ابتدای سال 88 در استودیو شبکه 3 حاضر شدند . آنروز دوباره خاطره اخراجی ها زنده شد و البته با تمامی نقدهایی که این بار محکمتر از دیروز بودند . ده نمکی رو به مجری شبکه 3 کرد و گفت:«وقتی فیلم های جنگی کشورهای دیگر رو می دیدم که وقتی جنگ تموم میشه مردم تو کوچه و خیابون جمع میشن و از رزمنده هاشون استقبال میکنن و سرود می خونم می گفتم می شه برای جنگ ما و رفقای من هم چنین اتفاقی بیفته ، تا وقتی که اخراجی ها رو ساختم و دیدم مردم پس از دیدن اخراجی ها وقتی می خوان از سینما خارج بشن سرود ای ایران می خونن»
بله حق با ده نمکی بود بنده نیز این مساله را تجربه کردم و دیدم بعضی از مردمی که از سینما خارج می شدند در میان خنده ها این سرود را زمزمه می کردند . بیننده اخراجی های 2 بدون هیچ شائبه ای و با کمال وضوح از جنگی که آقای ده نمکی آن را به تصویر کشده است برداشتی ملی می کند  اما آقای ده نمکی و امثال ایشان که اینگونه فکر می کنند و به تصویر می کشند ،سخنان امام خمینی را چگونه توجیه می کنند مثلا انجا که فرمودند : جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمى‏شناسد. و ما باید در جنگ اعتقادى‏مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم‏ . صحیفه امام، ج‏21، ص: 87  
و یا انجا که فرمودند : شما باید بدانید كه این قدرت، قدرت بازوى شما و من و سایر افراد نیست، این یك قدرت الهى است. یك قدرت اسلامى است. یك قدرت ایمان است كه این كار را انجام داده، ایمان است كه شما را وادار مى‏كند بروید و براى اسلام فداكارى كنید و ایمان است كه در جبهه‏ها این عزیزان ما در جنگ تا حد شهادت حاضر هستند. و تا این ایمان را حفظ كردید و تا این تعهد به اسلام را حفظ كردید، هر گز نخواهید آسیب دید. صحیفه امام، ج‏16، ص: 463 . و جایی دیگر فرمودند: جنگ ما جنگى است بین اسلام و كفر، نه جنگى است ما بین یك كشور و یك كشور. ما بین اسلام و كفر است. امروز اگر ما عقب‏نشینى كنیم اسلام را شكست دادیم. امروز ما نمى‏توانیم‏ عقب‏نشینى كنیم. صحیفه امام، ج‏18، ص: 386
به نظر ده نمکی برای نسل سوم جنگ و نسل چهارم انقلاب که با جنگ از راه این فیلم ها آشنا می شوند این خاطره از غاده چمران،همسر شهید چمران چگونه قابل تحلیل است آنجا که نقل می کند :« در نوسود که بودیم من بیشتر یاد لبنان می افتادم یاد خاطراتم ؛ طبیعت زیبایی دارد نوسود و کوه هایش بخصوصص مرا یاد لبنان می انداخت . من و مصطفی در این طبیعت قدم میزدیم و مصطفی برای من درباره اینجریان صحبت می کرد درباره کردها و این که خودمختاری می خواهند من پرسیدم چرا خودمختاری نمی دهید ؟ مصطفی عصبانی شد و گفت عصر ما عصر قومیت نیست حتی اگر فارس بخواهد برای خودش کشوری درست کند من ضد آن ها خواهم بود ،در اسلام فرقی بین عرب وعجم و بلوچ نیست مهم این است این کشور پرچم اسلام داشته باشد.»
ممکن است ده نمکی همان جواب اخراجی های2 را تکرار کند همانگونه که شاید با به تصویر کشیدن یک  مسیحی در اخراجی های2  به گونه ای می خواست به این نقد نیز پاسخ دهد ولی  به این نکته توجه نکرده است که اولا حضور اقلیت ها که هدف ملی دارند در جنگ به چه میزان بوده ؟ ثانیا چه مقدار از این افراد داوطلبانه در جنگ حاضر بوده اند ؟ و ثالثا آیا رسالت نویسندگی و کارگردانی ده نمکی به او اجازه می دهد که یک حادثه بزرگ و کم نظیر را با نوادر به تصویر بکشد ؟ و آیا چنین تصویر کشیدنی تحریف تاریخ و اهداف تاریخ سازان نیست؟ آیا آقای ده نمکی حداقل کار آماری در وصیت نامه شهدا کرده اند تا ببینند که در وصیت نامه دوستان شهید ایشان خبری از ایران و ملیت نیست، و هر چند امام در جایی فرمودند :«ما در جنگ حس برادرى و وطن دوستى را در نهاد یكایك مردمان بارور كردیم» اما به این معنا نیست که ما جنگ و دفاع فرزندان فکر و اندیشه امام را با وطن،وطن دوستی و وطن پرستی و محور اساسی جنگ را ملیت معرفی کنیم و اگر به راستی وطن می توانست محور اندیشه امام و فرزندانش باشد چگونه می توان میان این برداشت و این  که امام فرمود :«ما باید انقلابمان را به جهان صادر کنیم»به نقطه مشترکی رسید؟ مگر انقلابی که بوسیله جنگ صادر شد با اهداف ملی قابلیت صدور دارد ؟ و هر چند حب وطن مساله ای صحیح است  اما احتیاج به تبیین دارد و نمی توان به بهانه درست بودن یک مفهوم ،تاریخی را که اینگونه نیست مطابق آن به تصویر کشید.همانگونه که سابقه ده نمکی مانعی از انتقاد به او نیست  اگر ایشان مصلحت را در ارائه مفاهیم ملی گرایانه می بیند باید متوجه باشد این از مواردی است که حقیقت فدای مصلحت های پنداری می شود و دیگر نمی توانیم به جنگ به عنوان یک تاریخ کم نظیر نگاه کنیم چون تاریخ از مبارزاتی با محوریت وطن و ملیت خالی نیست. و البته جای تردید نیست که ترکیب بین اسلام و ایران ، مسلمانی ایرانی میسازد که علی رغم حب وطن اما حدود آن را می شناسد چنانکه نقل کرده اند وقتی سلمان فارسی برای جنگ به سمت ایران آمد عده ای  گفتند او ایرانی است و علیه حکومت ایران کاری نمی کند اما او دید فرزند قرآن است و باید در این راه مبارزه کند از اینرو اقدام به جنگ کرد همان گونه که یارآخر الزمانی امام عصر شهید چمران به همسرش چنین مساله ای را گوش زد کرد. در پایان نقل چند جمله از حضرت امام می تواند راه گشا باشد :
الف:به كدام گناه میلیونها زن و مرد و پیر و جوان آواره شوند و یا خانه و كاشانه‏شان ویران گردد! و به كدام جرم و گناه حاصل زحمات دهها ساله تلاش و سرمایه گذارى یك ملت در صنایع و كارخانجات و مزارع و كشتزارها سوخته و بر باد برود! آیا جرم ما، ایرانى بودن ما است، جرم ما فارسى بودن ما است، جرم ما اختلافات و تنازعات گذشته مرزى ما است؟ خیر، چنین نیست. امروز همه مى‏دانند جرم واقعى ما از دید جهانخواران و متجاوزان، دفاع از اسلام و رسمیت دادن به حكومت جمهورى اسلامى به جاى نظام طاغوت ستمشاهى است، جرم و گناه ما احیاى سنت پیامبر- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و عمل به دستورات قرآن كریم و اعلان وحدت مسلمانان اعم از شیعه و سنى، براى مقابله با توطئه كفر جهانى و پشتیبانى از ملت محروم فلسطین و افغانستان و لبنان و بستن سفارت اسرائیل در ایران و اعلام جنگ با این غده سرطانى و صهیونیسم جهانى و مبارزه با نژادپرستى و دفاع از مردم محروم آفریقا و لغو قراردادهاى بردگى رژیم كثیف پهلوى با امریكاى جهانخوار بوده است. و نزد جهانخواران و نوكران بى‏اراده آنان چه گناهى بالاتر از اینكه كسى از اسلام و حاكمیت آن سخن بگوید و مسلمانان را به عزت و استقلال و ایستادگى در مقابل ستم متجاوزان دعوت كند. صحیفه امام، ج‏20، ص: 322

ب:امروز بدون شك سرنوشت همه امتها و كشورهاى اسلامى به سرنوشت ما در جنگ گره خورده است. و جمهورى اسلامى ایران در مرحله‏اى است كه پیروزى آن به حساب پیروزى همه مسلمانان و خداى نخواسته شكست آن، به ناكامى و شكست و تحقیر همه مؤمنان مى‏انجامد و رها كردن یك ملت و یك كشور و یك مكتب بزرگ در نیمه راه پیروزى، خیانت به آرمان بشریت و رسول خداست . صحیفه امام، ج‏20، ص: 331

ج:ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‏ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‏ایم، ما در جنگ، پرده از چهره تزویر جهانخواران كنار زدیم، ما در جنگ، دوستان و دشمنانمان را شناخته‏ایم، ما در جنگ به این نتیجه رسیده‏ایم كه باید روى پاى خودمان بایستیم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستیم، ما در جنگ ریشه‏هاى انقلاب پر بار اسلامى‏مان را محكم كردیم، ما در جنگ حس برادرى و وطن دوستى را در نهاد یكایك مردمان بارور كردیم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان دادیم كه علیه تمامى قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال مى‏توان مبارزه كرد، جنگ ما كمك به افغانستان را به دنبال داشت، جنگ ما فتح فلسطین را به دنبال خواهد داشت، جنگ ما موجب شد كه تمامى سردمداران نظامهاى فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت كنند، جنگ ما بیدارى پاكستان و هندوستان را به دنبال داشت،  صحیفه امام، ج‏21، ص: 283

د:جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد ... علاقه به اسلام‏شناسى مردم در امریكا و اروپا و آسیا و آفریقا یعنى در كل جهان از جنگ هشت ساله ماست. صحیفه امام، ج‏21، ص: 284

ز:جنگ ما، جنگ مكتب ماست علیه تمامى ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ اسلام است علیه تمامى نابرابریهاى دنیاى سرمایه دارى و كمونیزم؛ جنگ ما جنگ پابرهنگى علیه خوشگذرانیهاى مرفهین و حاكمان بى‏درد كشورهاى اسلامى است. این جنگ سلاح نمى‏شناسد، این جنگ محصور در مرز و بوم نیست، این جنگ، خانه و كاشانه و شكست و تلخى كمبود و فقر و گرسنگى نمى‏داند. این جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزشهاى اعتقادى- انقلابى علیه دنیاى كثیف زور و پول و خوشگذرانى است. جنگ ما، جنگ قداست، عزت و شرف و استقامت علیه نامردمیهاست. رزمندگان ما در دنیاى پاكِ اعتقاد و در جهان ایمان تنفس مى‏كنند و مسلمین جهان هم كه مى‏دانند جنگ بین استكبار و اسلام است، جهانخواران را آرام نخواهند گذاشت و ضربه‏هاى خود را بر همه كاخ‏نشینان وارد مى‏كنند. صحیفه امام، ج‏21، ص: 69

 

نوشته شده در تاریخ هفدهم فروردین 88    | توسط: محمدجواد    |    | نظرات()