دیکتاتوری پول3
یکی از خصوصیات اقتصاد سرمایه داری نگاه افقی به روابط اقتصادی است برای روشن شدن این مساله باید گفت: نگاه انسان به حوادث ممکن است به دو صورت باشد؛یکبار انسان تمام اسباب و علل را محصور در اسباب و علل ظاهری و عوامل تحت سیطره خود می شمارد و به تعبیر فلاسفه ملکی می اندیشد ولی گاهی بر اثر سعه وجودی از عوامل و اسباب ظاهری فراتر رفته و اقرار می کند که اموری از سیطره و قدرت او خارج است و این آگاهی برای او دریچه ای به سوی عالم غیب باز می کند و بنا به تعبیر فلاسفه که مستفاد از ادبیات قران است نگاه ملکوتی پیدا می کند نگاه اول همان است که از آن به نگاه افقی تعبیر می شود و نگاه دوم نگاه طولی نامیده می شود.
فرهنگ سرمایه داری فرهنگی است بر خواسته از نگاه افقی و مادی انسان تا جایی که رابطه ملک و ملکوت در اندیشه انسان از بین می رود از اینرو انسان خودخواه و خودمحوری که این خودخواهی و خودمحوری او را به سمت تفکر سرمایه داری سوق داده است آنچنان در لوازم این تفکر غوطه ور می شود که پس از چندی همانند قارون می گوید:«انما اوتیته علی علم عندی» این دارایی بواسطه علم خودم به من داده شده است.یعنی آنچه را که از پیش خود دارد عامل اصلی برای کسب و کار می شمارد و به حساب و کتاب رقمی خود مغرور و فریفته می شود، در حالی که در تعالیم دینی ما آنچه مورد توجه قرارمی گیرد تشویق و توجه به رازقیت خداوند است تا جایی که آداب و ادعیه بسیاری برای ازدیاد روزی که شامل روزی مادی نیز می شود در کتب ادعیه ما به چشم می خورد.از میان مبانی فرهنگ ساز قرآن و سنت تذکر این نکته بد نیست که قسمی از مالیات در اسلام به نام زکات خوانده می شود زکات بمعنی نمو است هر چند شخص به حسب ظاهر از سرمایه خودمی کاهد و به مستمند می دهد اما در فرهنگ اسلامی که نگاهی به ملکوت دارد این کار موجب برکت و گسترش روزی انسان می شود در مقابل طبق فرهنگ سرمایه داری چنین عملکردی خبط محض و خسارتی است که توجیه منطقی ندارد.
در پایان یادآوری آیه261 سوره بقره و جمله ای از کتاب بیوتن رضا امیرخانی بی ربط نیست:
1-مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبة انبتت سبع سنابل فی کل سنبلة مأة حبة و الله یضاعف لمن یشاء و الله واسع علیم
حکایت آنان که اموال خویش را در راه خدا انفاق می کنند حکایت دانه ای است که هفت خوشه رویانیده که در هر خوشه صد دانه باشد و خدا برای هر که بخواهد دو برابر(مجموع 1400می شود) می کند
2-ارمیا از گوشه ای از خاک می آید که گنجشکهایش سر در خانه هایشان می نویسند «هذا من فضل ربی»
مدیر وبلاگ :