صبح دولت
چند نکته درباره انتخابات : 1- چهار سال پیش پس از اعلام نتایج انتخابات به طرف یکی از خیابان های اصلی شهر رفتم تا برخورد مردم رو با نتیجه انتخابات ببینم در میان مردمی که از نتیجه انتخابات راضی و مشغول شادی بودند کامل مردی رو دیدم که با یک سینی بزرگ شیرینی کنار خیابون ایستاده و داره میون مردم شیرینی پخش میکنه و بلند فریاد میزنه : « اسلام رای آورد !! » این جریان گذشت و در مدت این چهار سال بارها به یاد قضاوت یه آدمی که شاید خیلی از سیاست مداران به حرفهای چنین آدمهایی توجه نکنند فکر کردم و برای دیگران حکایت صداقت اون آقا رو نقل کردم تا اینکه با شروع تبلیغات دور جدید انتخابات و در اولین روزهای شروع تبلیغات انتخاباتی ساعت حدود ده شب داشتم توی یکی دیگه از خیابون های اصلی شهر راه می رفتم که خیلی جالب همان آقای چهار سال پیشی رو دیدم که گوشه خیابون ایستاده بود و داره به ماشین سوارهایی که از خیابون رد می شند عکس آقای احمدی نژاد می ده و برای کسانی که می خوان به شیشه ماشینشون می چسبونه. اول باورم نشد که خودش باشه بعد که رفتم جلو و باهاش صحبت کردم یقین پیدا کردم خودشه.
2- بعد از مناظره وقتی رفتم تو خیابون میون اینهمه شادی و شعفی که مردم داشتند یه چیزی توجهم رو جلب کرد. اون هم آقایی بود که با رنوی خودش تو خیابون اومده بود و مثل خیلی از مردم ماشینش رو با پرچم و پوستر تزیین کرده بود و یه کم اضافه تر ضبط ماشین رو هم روشن کرده بود و داشت سرودهای اول انقلاب رو پخش می کرد . یاد پیامک یکی از دوستان افتادم ... انقلاب وارد مرحله جدیدی شد
3- مقابل ستاد یکی از نامزدها ایستاده بودم داشتم بحث می کردم که آقایی گفت : ما معتقدبه جمهوری اسلامی هستیم در حالی که در تبلیغات اون آقا ( مثل خیلیها سختش بود اسم آقای احمدی نژاد رو ببره ) نوشته اند دولت اسلامی و جمهوریت رو حذف کرده اند !! در جواب گفتم : اما به نظرمن اینجور نیست دولت اسلامی به معنی نفی جمهوریتی که خود آقای احمدی نژاد به وسیله اون رای اورده معنی نداره بلکه پس از دورانی که افکار امام به موزه تاریخ سپرده شد و افکار لیبرالی بر جمهوری اسلامی سیطره پیدا کرده بود سعی بر زنده کردن ادبیات و افکار امام و حداقل کشور را در مسیر اسلامی شدن قرار دادن ایجاب می کرد براین اصل فراموش شده تاکید بیشتری شود و البته به نظر من در این زمینه موفقیتهایی حاصل شد و نشانه این موفقیت تغییر در شعارهاست چنانکه رهبری در دیدار با اعضای ستاد بزرگداشت رحلت امام فرمودند :
4- بعد از مناظره تاریخی عده ای در اثر القائاتی و شاید از روی تقید و دین داری درباره افشاگری های آقای احمدی نژاد تشکیک کرده و گفتند ایشان به شخصه حق چنین کاری را نداشته و مساله باید به قوه قضائیه موکول می شد اما این حرف درست نیست از انجایی که قران کریم در ایه 148 سوره نساء می فرماید : لا یحب الله الجهربالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا بصیرا
خدا افشاى بدىهاى دیگران را دوست ندارد، جز براى كسى كه مورد ستم قرار گرفتهاست [كه بر ستمدیده براى دفع ستم، افشاى بدىهاى ستمكار جایز است] و خدا شنوا و داناست.
و آقای احمدی نژاد که نماینده مردم ستم دیده بود چاره ای جز افشاگری و داد خواهی از خود مردم نمی دید
5- در مناظره با آقای کروبی در مساله شهرام جزایری می گفت من بدون هیچ درخواستی ان مبلغ را از او گرفتم اما به نظرمی رسد توجیه درستی نیست از انجایی که از کلام امیرالمومنین در نهج البلاغه استفاده می شود که قبول چنین مبالغی از کسی که مناصب اجرایی دارد کار مقبولی نیست حضرت امیر علیه السلام در خطبه 218 در ادامه جریان برادرشان عقیل حادثه ای را نقل می کنند و خود این حادثه را عجیب تر از حادثه عقیل بر می شمرند
و اعجب من ذلک طارق طرقنا بملفوفة فی وعائها و معجونة شنئتها کانما عجنت بریق حیة او قیئها فقلت أ صلة ام زکاة ام صدقة فذلک محرم علینا اهل البیت فقال لا ذا و لا ذاک و لکنها هدیة فقلت هبلتک الهبول أ عن دین الله اتیتنی لتخدعنی أ مختبط انت ام ذو جنة ام تهجر
و از این حادثه شگفت آورتر اینكه شب هنگام كسى به دیدار ما آمد و ظرفى سر پوشیده پر از حلوا داشت، معجونى در آن ظرف بود چنان از آن متنفّر شدم كه گویا آن را با آب دهان مار سمّى، یا قى كرده آن مخلوط كردند
به او گفتم: هدیه است یا زكات یا صدقه كه این دو بر ما اهل بیت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم حرام است. گفت: نه، نه زكات است نه صدقه، بلكه هدیه است. گفتم: زنان بچّه مرده بر تو بگریند، آیا از راه دین وارد شدى كه مرا بفریبى یا عقلت آشفته شده یا جن زده شدى یا هذیان مىگویى
و الله العالم
6- همه وامدار انقلاب هستند اما انقلاب وامدار کسی نیست
7- فعلا : خموش باش که تا صبح دولتت بدمد
8- الان حال ندارم اگر حال داشتم اضافه می کنم
9- اللهم انا نرغب فی دولة کریمة تعز بها الاسلام و اهله
تبلیغات
مدیر وبلاگ :