اگر کسی بیاد و ادعا کنه  حضرت امیر علیه السلام در خواب درباره حوادث اخیر ایران به
من سفارشاتی کردند شما چه حالتی پیدا می کنی؟ چی میگی ؟ ,من که به خودم باشه خیلی
خوب بخوام قضاوت کنم میگم خواب بین شده
اما یه چیزی شبیه این واقعیت پیدا کرده .البته نه در خواب بلکه در بیداری.و نه
در خصوص حوادث بعد از انتخابات بلکه درباره حادثه ای مشابه که در حدود هزاروچهارصد
سال پیش اتفاق افتاده .
بعد از قتل عثمان و در کوران حوادثی که به پا شد عده ای اومدند و پیشنهاد
پیگیری و محاکمه قاتلان عثمان را به حضرت امیر دادند اما حضرت در جواب این درخواست
فرمودند :
یا اخوتاه انی لست اجهل ما تعلمون و لکن کیف لی بقوة و القوم مجلبون علی حد شوکتهم
یملکوننا و لا نملکهم و ها هم هولاء قد ثارت معهم عبدانکم و التفت الیهم اعرابکم و هم
خلالکم یسومونکم ما شاؤوا و هل ترون موضعا لقدرة علی شیء تریدونه ان هذا الامر امر
الجاهلیة و ان لهولاء القوم مادة ان الناس من هذه الامر-ذا حرک-علی امور : فرقة تری
ما ترون و فرقة تری ما لا ترون و فرقة لا تری هذا و لا ذاک فاصبروا حتی یهدأ الناس
و تقع القلوب مواقعها و توخذ الحقوق مسمحة فاهدؤوا عنی و انظروا ماذا یاتیکم به امری و
لا تفعلوا فعلة تزعزع قوة و تسقط منة و تورث وهنا و ذلة و سامسک الامر ما استمسک
و اذا لم اجد بدا فآخر الدواء الکی
اى برادران!از آنچه شما مى‏دانید بى اطلاع نیستم، امّا قدرت اجراى آن را چگونه به
دست آورم؟
درحالیکه آنان شوکت خود را حفظ کرده اند ، بر ما تسلّط دارند و ما بر آنها قدرتى نداریم!
 هم اكنون بردگان شما با آنها مى‏جوشند، و بادیه نشینان اطراف شما به آنها پیوسته‏اند.
آنها در میان شما زندگى مى‏كنند، و هر مشكلى را كه بخواهند بر شما تحمیل مى‏كنند.
آیا با این وضعیت پایگاه قدرتی برای رسیدن به خواسته های خود می بینید ؟
كارى كه پیش آمده از جاهلیّت است، شورشیان یار و یاور دارند، اگر براى كیفر دادنشان
حركتى آغاز شود، مردم به چند دسته تقسیم مى‏شوند: گروهى خواسته‏هاى شما را دارند،
 و عدّه‏اى بر خلاف شما فكر مى‏كنند، و گروهى نه این را مى‏پسندند و نه آن را.
 پس صبر كنید تا مردم آرام شوند، و دل‏هاى مضطرب در جاى خود قرار گیرد، و حقوق
از دست رفته با مدارا گرفته شود. اكنون مرا آسوده گذارید، و در انتظار فرمان من باشید،
كارى نكنید كه قدرت ما را تضعیف كند، و اقتدار امّت را متزلزل سازد و سستى و زبونى
به بار آورد، این جریان را تا مى‏توانم مهار مى‏كنم، امّا اگر راه چاره‏اى نیابم با آنان
 مى‏جنگم (كه سر انجام درمان، داغ كردن است).
همینقدر بسه.العاقل تکفیه الاشارة .خواستی رجوع کنی خطبه صدوشصت و هشت نهج
البلاغة بود ؛ ترجمه آقای دشتی البته با دست کاری.
ای کاش همه با دونستن عربی بیشتر زیبایی خطبه رو  احساس می کردند 

نوشته شده در تاریخ جمعه 10 مهر 1388    | توسط: محمدجواد    |    | نظرات()