درباره اینکه انسان ها از کی و چرا در کنار هم جمع شدند و از چه روزی جامعه شکل
گرفت حرف ها زده اند .بطور مثال از پیچیده شدن نیازها و رشد ابزار نام برده اند و
در ادامه از این مقدمه استفاده کرده اند انسان مدنی بالطبع است ( البته مدنی بالطبع بودن انسان با توجه به ادله قرآنی مخدوش است ) و از جوامع اولیه ، روستاها و شهرها شروع می کنند و می شمارند و شاید خیلی ببافند اما آنچه در این باره گفته می شود با دیدی مادی و تفسیری برای انسان های قارون منش است که برای بدست آوردن سود بیشتر همانندگرگان درنده ای در کنار هم جمع می شوند و نام آن را جامعه می گذراند و هر کس دراین گله بزرگ کاری را به عهده می گیرد و چنانچه از جامعه احساس بی نیازی کند دیگران را می درد "ان الانسان لیطغی ان رآه استغنی "سوره علق .  اما چنانچه جامعه را با دیدی الهی ببینیم و رشد و تعالی انسان را هدف اساسی تلقی کنیم جامعه صرفا مخلوق نیازهای مادی انسان نیست بلکه مایه رشد و شکوفا شدن استعدادهای انسان است و انسان به عنوان عنصر
تشکیل دهنده جامعه در روابطی که با محیط پیرامون خود دارد ضعف های خود را می شناسد
و در صدد بر طرف کردن آن ها تلاش می کند .روابط انسان با دیگران وسیله ای برای
شناخت نقطه ضعف ها و کمبودهایی است که باید در مسیر تعالی جبران شود.
(به بهانه اینکه در هفته ای که گذشت به جمعی از  دوستان قدیمی رفتم )

نوشته شده در تاریخ جمعه 29 آبان 1388    | توسط: محمدجواد    |    | نظرات()