یکی از روش های مغالطه استفاده از واژه ها و مفاهیم مبهم است که حتی در بعضی از موارد بدون قصد و غرض موجب به اشتباه افتادن مخاطبین می شود از جمله این
موارد مفهوم میراثداری است که در طول تاریخ موجب اشتباهاتی شده و علت این
اشتباهات و گرفتاری در مغالطه عدم تبیین درست این مفهوم است . اهمیت مساله
آنگاه خود را نشان می دهد که کسانی بخواهند خود را میراثدار ابرمردی بی نظیر بدانند و مالکیت تبیین فضائل و اندیشه های آن ابرمرد را به نام خود صادر کنند در صورتی که برای قبول چنین مسئولیتی باید میان آن ابرمرد و میراثداران ادعایی سنخیتی باشد و حداقل میراثداران به آرمان های آن ابرمرد ایمان داشته باشند . از این رو صرف روابط سببی و نسبی با آن ابرمرد حق میراثداری را به مدعیان آن نمی دهد و اگر چنانچه به صرف روابط سببی و نسبی و بدون ایمان و اعتقاد راسخ به آرمانهای ابرمرد بخواهند قبول مسئولیت فرمایند : میراثداری را به میراثخواری تبدیل کرده اند.
شاید محک زدن میزان اعتقاد مدعیان میراثداری ابرمردان تاریخ و بالخصوص ابرمرد تاریخ
معاصر ما ، خمینی کبیر بتواند راه شناخت و معیار دقیقی برای بازشناسی میراثداران
از میراثخواران آن عزیز سفر کرده باشد . ناگفته نماند که حفظ و نشر آثار ایشان نیز به
عنوان بخش بسیار کوچک اما مهمی از میراث امام امت باید به عهده تشکیلاتی باشد
که راهکارهای قانونی آن تشکیلات را از زاویه گرفتن با ارزشهای مورد نظر امام نگه دارد
و تنها روشی که از انحراف در این بخش از میراثداری جلوگیری می کند قرار دادن مسئولیت
این بخش به عهده ولی فقیه زمان است از آنرو که ولی فقیه شخصی است که به
ولایت فقیه و حکومت دینی معتقد است و در صورت انحراف از این آرمان و نقشه راهی
که توسط حضرت امام ترسیم شده است ، شانیت ولایت را از دست می دهد و از راه
قانونی از این سمت خلع می شود و بالتبع انحرافی در میراثداری آثار و اندیشه های امام
ایجاد نمی شود اما چنانچه میراثداری آثار امام همچنان به روش فعلی باشد،نمی توان
بر عدم انحراف میراثداران نسبی و سببی آثار حضرت امام تضمینی داد. جدا از اینکه به
طور مصداقی رفتارها و گفتارهای سوال برانگیزی از میراثداران آثار امام دیده شده است؛
میراثدارانی که حداقل از مجالست با ایشان برخودار بوده اند اما فضاحت کار آنجایی
آشکار می شود که ممکن است در آینده میراث امام به کسانی منتقل شود که جدا از
بی اعتقادی نسبت به آرمان های امام  از آن حداقل فیض نیز محروم باشند.

نوشته شده در تاریخ بیست و دوم اسفند 88    | توسط: محمد    |    | نظرات()