«..."دهه فجر بر مسلمانان مبارک باد " خواستم آنها را از روی تخت سیاه پاک کنم که حواس بچه ها را پرت نکند اما همه بچه ها هماهنگ با هم گفتند که پاک نکنید خانم !بگذارید باشد.»
اینها جملات خانم معلمیه که خاطرات خودش رو از مدرسه زینبیه شهر میانه تعریف میکنه . مدرسه ای که در سال 65 ، ساعتی پس از نقل این خاطره و با اعلام قبلی توسط هواپیماهای بعثی بمباران میشه و جمعی از دانش آموزان اون به شهادت می رسن . اما هدفم از نقل این جملات اینه که بگم به خاطر بیحالی کتاب " نیمکت های سوخته" رو برداشتمو خوندم و از مواردی که توجهم رو جلب کرد عکس مربوط به خاطره بالا و تخته سیاه اون بود.
جالب بود که میدیدم دانش آموزان دهه شصت و کسانی که اندک فاصله ای با انقلاب دارند تلقیشون از انقلاب ، انقلاب اسلامی بوده نه انقلاب ایرانی.انقلابی فراتر از شکم و برای عقیده و با نسلی معتقد مثل دانش آموزان مدرسه زینبیه . مدرسه ای در نقطه ای نسبتا دور افتاده و به قول کسانی که فکر سرمایه داری و اسلام آمریکایی دارند ، مدرسه ای مربوط به خورده فرهنگ ها .
البته این تنها نکته کتاب نبود که فرهنگ انقلاب رو بازگو می کرد.به طور مثال پدر شهیدی
از شهدای مدرسه می گفت:«پس از بمبارون وقتی جنازه اش  رو پیدا کردم کیف مدرسش
هنوز کنارش بود؛ داخل کیفش نه کتاب درسی و نه حتی یه خودکار بود ؛ یه نوار سخنرانی
امام بود و یه جلد کلام الله مجید و یه یاداشت که روی اون نوشته شده بود:"خدایا راضی ام
به رضای تو ".اون میدونست که شهید میشه.»
وقتی این جور مسائل برخاسته از متن انقلاب رو می بینم تعجب می کنم که چطور اون آقا به خودش
اجازه میده که بیاد و توی تلوزیون بگه: "...پیکانی که ما براش اومدیم تو خیابون و شعار دادیم ... "
و انقلاب رو با پیکان و به سبک اقتصادی تحلیل کنه  . خب همین دست تفسیرهای
نون به نرخ روز خوریه که جاده صاف کن آقای مهندس میشه و میاد و از ایرانی کردن انقلاب
استفاده میکنه و توی مناظره کمک کردن به غزه و لبنان رو زیر سوال میبره . به نظرم توی همین
کتابها و مستندهای قدیمی و بدون تحلیل جدیدی ها و قدیمهای متاثر از فضای غالب
باید به دنبال فرهنگ انقلاب و جنگ گشت و الا کار به اونجایی می کشه که بعضا توی مستند
سفرهای راهیان نور میبینی چند تا واژه محدود و کم ارزش مثل حفظ خاک و ناموس و ...
بلغور میشه که از اون ها به سختی میتونی اثری تو وصیت نامه شهدا پیدا کنی
"نیمکتهای سوخته" نکات دیگه ای هم داشت مثل بازگویی فرهنگ ادبیات "برادر خواهری" که
امروزه برای ما غریبه اس و بجای اون از کلماتی مثل " آقایان و خانم ها" استفاده می کنیم و گاهی
برای اینکه نشون بدیم حقوق خانم ها رو رعایت میکنیم و خیلی امروزی هستیم ، واژه "خانم"
رو مقدم می کنیم .
نامه ای هم که مدیر وقت آموزش و پرورش میانه پس از بمبارون مدرسه خطاب به یونسکو می نویسه
نکات جالبی داشت و واژه های اون شبیه واژهایی بود که احمدی نژاد به کار می بره :
« استحضار دارید که حملات وحشیانه به مدارس و مراکز فرهنگی با حمایت و تهیه و تحویل سلاحهای
آن از سوی استکبار جهانی شرق و غرب انجام میپذیرد واین اولین تجاوز استکبار به ساحت مقدس
فرهنگ اسلامی ما نیست بلکه سالهای طولانی با اشاعه مفاسد فرهنگی و فرهنگ مبتذل و فرهنگ
برهنگی و فرهنگ سلطه و سلطه فرهنگی و غربزدگی و ملیت گرایی و تجمل پرستی و فرهنگ
ستم پذیری و وابستگی فکری و وابستگی عملی به شرق و غرب و پاشیدن تخم نفاق کفر و الحاد
و طرح مکتبهای سست بنیاد و بی اساس و گمراه کننده ، سعی در محو فرهنگ اسلامی و از بین بردن
طهارت و تقوی و فداکاری و رشادت در نسل جوان کشور و آرمانهای والای اسلامی و زدودن هویت اسلامی
نموده بهترین فرصت ها را از مردم ما گرفته اند و هم اکنون به فضل الهی و خدا جویی و حق جویی امت
رشید و سلحشور و هدایت پیامبرگونه رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی روحی له الفداء که بر کوهی از
فرهنگ و ادب و عرفان و فلسفه و فقه اسلامی و قرآن تکیه دارند تلاش و سخت کوشی مسئولین ذیربط
مدارس ما به دژ استواری در مقابله با هجوم فرهنگ استکباری جهانی تبدیل شده ...»                                          امام خمینی :
1- نهضت ما اسلامى است قبل از آنكه ایرانى باشد؛ نهضت مستضعفین سراسر جهان است قبل از آنكه به منطقه‏اى خاص متعلق باشد. اى مسلمانان جهان، واى مستضعفین بپاخاسته، واى دریاى بى‏پایان انسانها، بپاخیزید و از كیان اسلامى و ملى خویش دفاع كنید.     «صحیفه امام ج‏11 ص : 109»
2- به همه ملتها عرض مى‏كنم. امروز اسلام در مقابل كفر واقع شده. قضیه ایران نیست، قضیه اسلام است. اسلام امروز در مقابل كفر واقع شده. همه ملتها باید با ما موافقت كنند. همه باید اختلافاتشان را كنار بگذارند و با ما موافقت بكنند. سر یك امور جزئى چرا باید با هم اختلاف بكنند؟  «صحیفه امام  ج‏11 ص : 177»
3- ما امروز به انتظار شهادت نشسته‏ایم تا فردا فرزندانمان در مقابل كفر جهانى با سرافرازى بایستند و بار مسئولیت استقلال واقعى را در تمامى ابعادش به دوش كشند و با افتخار پیام رهایى مستضعفین را در جهان سر دهند.  «صحیفه امام ج‏14ص : 406»

نوشته شده در تاریخ یازدهم فروردین 89    | توسط: محمد    |    | نظرات()