امسال تقویمی ما شد سال "همت مضاعف و کار مضاعف"؛ و به عبارتی که مقام معظم رهبری در حرم رضوی علیه السلام فرمودند : همت برتر و کار بیشتر ؛ و همان طور که فرمودند این نامگذاری نه صرف شعار است و نه اینکه تمام مشکلات را حل می کند بلکه خطوط و جهتگیری ها را مشخص می کند . از آنجایی که مقصود از این نامگذاری و نامگذاری ها مشخص شدن جهتگیریهاست توجه به چند نکته خالی از لطف نیست.یکی از نکات این است که ممکن بود این سال را به نام "کارمضاعف"بنامند و عبارت نخست را در عنوان امسال لحاظ نکنند.اما
به نظر می رسد قرار دادن همت در کنار کار برای طرد کردن و سنگر گرفتن در مقابل تفکر اقتصادی غرب سرمایه دار و شرق سوسیالیست باشد ممکن است خرده گیری کنید که دیگر تفکر اقتصادی چپ رنگ باخته است! در جواب باید گفت هرچندالقای مالکیت های خصوصی و حصر مالکیت در مالکیتهای دولتی برای رسیدن به جامعه ای بدون طبقه به فراموشی سپرده شده اما هنوز هم به عنوان نظام فکری قابل ذکر است.
در هر صورت از آنجایی که این دو تفکر اقتصادی با تمام تفاوتهایی که دارند و  یکی برای سرمایه ارزش قائل است و دیگری برای کار اما در این مساله با هم شریکند که خواستگاه هر دو عصر مدرنیته و نگاه امانیستی به ابعاد زندگی و جهان است و هر دو تفکر با تمام اختلافها هدف اساسی را رفاه انسان قلمداد می کنند و در راس نظام ارزشی رفاه را قرار داده اند و نمی توانند افقی فراتر از رفاه مادی را ببینند .اما در نظام فکری و اقتصادی اسلام هر چند کار مقدس است و انسانها به کار و تلاش تشویق شده اند اما از آنجایی که ارزشمند بودن کار را هدف
و سمت و سوی کار مشخص می کند هر کاری و با هر شرایطی نمی تواند مقدس باشد ؛ تصویر هدف نقش قطب نمای کار را ایفا می کند و به کار جهت می دهد؛ چنانچه کار هدفی غیر مقدس داشته باشد قداست خود را از دست می دهد و اگر هدف کار هدفی سامی ، برتر و درافقی دور دست باشد به میزان برتری آن کار نیز ارزش پیدا می کند و در این جاست که نقش همت روشن می شود و این همت عالی است که قدرت
شناسایی و پی گیری هدف و جهت عالی را به انسان می دهد .در این نظام ارزشی "رفاه" نقش تعیین کننده ای ندارند هر چند به فراخور خود به آن توجه می شود. این هدف الهی و مقدس است که به کار قداست می دهد و بازنشستگی هیچکس از کار و خدمت را روا نمی شمارد.هدفی که توجیه گر زندگی است و حیاة طیبة را معنا می کند. از اینجاست که در روایات ما فرموده اند: " ان الله یحب معالی الامور و یکره سفسافها "؛ خداوند امورعالی و برتر را دوست دارد و از امور سطحی و فرومایه کراهت دارد .و روایتی دیگر داریم که حضرت امیر علیه السلام فرمودند : "خیر الهمم اعلاها "، بهترین همتها والاترین آنهاست  از این رو  برای رشد و برتری کارهای کوچک و پیش پا افتاده توصیه کرده اند که آنها را در جاذبه الهی قرار دهید. زیرا آنگاه که کارها هر چند کوچک ، در جاذبه الهی قرار می گیرند قداست پیدا می کنند و این جاذبه الهی می تواند تمام شئون زندگی انسان موحد را در بر گیرد و در نتیجه تمام کارهای او به یمن هدف برتر و عالی او الهی شود و به قاعده ابدیت به انسان افق دید می دهد.و تمام این ها در گرو همت است و از اینجاست که خواجه شیراز می گوید:
                       بر سر تربت ما چون گذری همت خواه ........ که زیارتگه رندان جهان خواهد بود 
نکته دیگری که توجه به آن لازم است این است که در نظام های فکری مبتنی بر امانیسم  که نقش اساسی در برنامه ها را توجه به رفاه به عهده دارد  کار نیز صرفا به فراخور رفاه تفسیر می شود و تقابل بین ایندو لحاظ می شود به طوری که چنانچه رفاه نسبی فراهم شود کار اهمیت اولیه خود را از دستمی دهد و در این نقطه است که مساله اوقات فراغت مطرح می شود و اینک باید دید با سقوط ارزشی کار چه چیز می تواند انسانپرورش یافته در این سیستم فکری را به خود مشغول کند. بررسی راههای پر کردن اوقات فراغت در چنین تفکری معلول تفسیر این سیستم فکری از کار است در این سیستم فکری کار به صرف فعالیت درآمد زا تفسیر می شود و آنچه بهره وری اقتصادی نداشته باشد کار نیست به طوری که حتی نظامهای فکری و فلسفی را نیز با داعیه پراگماتیسم یا همان اصالت عمل خلع سلاح می کنند و تنها متفکرینی ارج و احترام دارند که ماحصل تلاش علمی آنان موجب جلب منفعت باشد و نظرتشان با تفکر اومانیستی و توسعه اقتصادی آنان سازگار باشد اما در نگاه موحدانه از
آنجایی که هدف از زندگی قرار گرفتن در جاذبه الهی و به عبارت روان تر الهی شدن است هر کار و فعالیتی هر چند نفع اقتصادی نداشته باشدمعقول و در راستای هدف زندگی است و می تواند قداست پیدا کند، و همین تفاوت میان تفکر توحیدیو کفر این امکان را فراهم می کند که  تمام موحدین بتوانند مخاطب پیام سال 89  یا همان همت مضاعف و کار مضاعف باشند و الا چنانچه با تفکر اومانیستی که مبنای مدرنیته و پسامدرنیزم به عنوان جنبش انتقادی اصلاحی مدرنیته است بخواهیم این شعار را بیان کنیم مخاطب این شعار فقط طبقه پرولتاریا و کارگران هستند و سرمایه دار ها معنی محصل و قابل توجهی نسبت به خودشان دریافت نمی کنند.
نکته بعدی عدم امکان درج «اراده» به جای «همت» است از آنجایی که اراده هر چند به شدت و ضعف و بیشتر و کمتر متصف می شود اما «اراده مضاعف» ناظر به کمیت قصد و عزم است و از جهت کیفی و سامی بودن هدف بیگانه است بر خلاف همت مضاعف که توامان متوجه کیفیت و کمیت و علو معنا است و بار معنایی اراده را نیز در بر می گیرد
نکته آخر اینکه :
                            همت بلند دار که مردان روزگار ....... از همت بلند به جایی رسیده اند   

نوشته شده در تاریخ سیزدهم فروردین 89    | توسط: محمد    |    | نظرات()