بنی صدر با غرور حکم تنفیض را از امام می گیرد پیش از این جمله ای نسبتا مبهم کمی ذهنم را مشغول کرده بود؛جمله ای به این مضموم که "نفاق را باید رو نگه داشت" و شاید با این عبارت که "منافق را باید رو نگه داشت".یادم نیست که این جمله را اولین بار کی،کجا و از چه کسی شنیده ام اما تصویر مبهم این مفهوم هر از چند گاهی در ذهنم عبور می کرد ولی حالا به نظرم ابهام این جمله از بین رفته. با این حساب مثل اینکه این فرمول در صدد بیان این است که بگوید باید به منافق مسئولیت داد تا ایفای نقش کند و مجبور شود باطن خود را برای سایرین به منصه ظهور بگذارد و با تناقض هایی که در گفتار و عملکرد خود نشان می دهد خود را مفتضح کند اما تمام این ها مشروط  به سعه صدر و دیدبانی و زیر نظر داشتن شخص منافق است به طوری که رفتارش مثل صفحه Desktop در برابرت باشد تا آنچه می کند مخفی نماند و عملکرد منافقانه خود را در پشت و پسله انجام ندهد؛ بطور مثال صبر و تحمل حضرت امام نسبت به بنی صدر که باعث شد به همگان شناسانده شود؛ در حالی که اگر امام چنین صبر و حوصله ای نداشتند بنی صدر با قیافه ای حق
به جانب کنار می رفت و شاید به این زودی خود را رسوا نمی کرد و در پشت پرده ای ساخته از مظلومیت برای آینده ای نه چندان دور باقی می ماند.چنانچه منافق مجال عرض اندام پیدا نکند در کمون خود به کادرسازی مشغول می شود و در آینده ای نه چندان دور در قامت فرمانده لشکری تازه نفس ظهور می کند و همچون فجر کاذب می درخشد و  این فجر کاذب با عمر کوتاه خود لطمات فراوانی را به دنبال دارد.منافق همانند فجر کاذب است چون علی رغم تمام جلوها ، باطل است و سریع از بین می رود. ان الباطل کان زهوقا ؛ بدون شک باطل رفتنی است.
نوشتم تا به روز کرده باشم

 

نوشته شده در تاریخ سوم اردیبهشت 89    | توسط: محمد    |    | نظرات()