نام یا ننگ
"اگر مىخواستیم پرده از چهره كریه دست نشاندگان آمریكا برداریم و ثابت كنیم كه فرقى بین محمد رضا خان و صدام آمریكایى و سران حكومت مرتجع عربستان در اسلامزدایى و مخالفتشان با قرآن نیست و همه نوكر امریكا هستند و مأمور خراب كردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فریاد حق طلبانه ملتها، باز به این زیبایى میسر نمىگردید، و همچنین اگر مىخواستیم به جهان اسلام ثابت كنیم كه كلیدداران كنونى كعبه لیاقت میزبانى سربازان و میهمانان خدا را ندارند و جز تأمین امریكا و اسرائیل و تقدیم منافع كشورشان به آنان كارى از دستشان برنمىآید، بدین خوبى نمىتوانستیم بیان كنیم و اگر مىخواستیم به دنیا ثابت كنیم كه حكومت آل سعود، این وهابیهاى پست بیخبر از خدا بسان خنجرند كه همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفتهاند، به این اندازه كه كارگزاران ناشى و بىاراده حاكمیت سعودى در این قساوت و بىرحمى عمل كردهاند، موفق نمىشدیم و حقا كه این وارثان ابى سفیان و ابى لهب و این رهروان راه یزید روى آنان و اسلاف خویش را سفید كردهاند."جملات بالا یادگاری از امام عزیزمان است که پس از جنایت آل سعود و کشتار حجاج ایران اسلامی و در تحلیل دستاوردها و سیاست های شوم این خاندان سفاک نوشتند و برای ما به یادگار گذاشتند اما چقدر زود از یادمان رفت و فراموش کردیم که با چه کسانی رو به رو هستیم. فراموش نمی کنم که
در انتخابات دوره نهم بود ، برای توجیه صلاحیت بلکه اصلحیت یکی از نامزدهای انتخاباتی چقدر تئوری می بافتند و سیاست خارجی قوی و روابط حسنه نامزد مورد نظر را در عرصه بین المللی به رخمان می کشیدند. مثلا اینکه اگر این آقا بیاید با ملک عبدالله رفیق است و باعث بهبود روابط فی ما بین می شود.غافل از اینکه این مورد در قاموس اسلام انقلابی و در مکتب امام نه تنها نام نیست بلکه ننگ است.با این همه گذشت و گذشت تا اینکه جنگ غزه پیش آمد و تامین سوخت جنگنده های اسرائیلی به حساب دفتری شاهزاده های سعودی. از همان وقت بود که صداو سیمای ما یواش یواش و البته کج دار مریز و با گوشه کنایه خیانت های آل سعود را در اخبار می گنجاند و البته همچنان عرف دیپلماسی را رعایت می کرد.بعد از جریان فتنه سبز و دخالت شبکه تلوزیونی العربیه پرده پوشی ها کمتر شد اما همچنان محافظه کاری ادامه داشت . همه اینها به علاوه بهانه کردن انفولانزای نوع " ای" برای لاپوشی برخورد بد ماموران سعودی با زائران ایرانی نوع برخورد و تعامل ما را با سعودی ها نشان می دهد.تعاملی که عدول از سیره حضرت امام و برخورد قاطع با شاهزادهای سعودی و شیوخ خائن شیخ نشینان منشا آن است.ای کاش که نوع ادبیات هیمنه شکن امام که ابهت پوشالی شاهان و درباریان خائن کشورهای اسلامی را فرو می نشاند به فراموشی سپرده نمی شد و بیش از امروز فرهنگ استکبار ستیزی در واژه هایمان بروز میکرد."حسین اردنی"، "حسن مراکشی"، "مبارک نا مبارک"واژه های به یادگار مانده از اماممان است که نا آشنایان با فرهنگ استکبار ستیزی را به تعجب وا می دارد به هر روی این ها مقدمه ای بود برای نگاه دوباره به روابطمان با وهابیان آل سعود که با تمام فیگور حق به جانبی که گرفتیم دوباره شال و کلاه کرده ایم و می خواهیم برای انجام مناسک عمره و زیارت خانه توحید با اهل شرک هم پیاله شویم. با این حساب کسی که به تمام مقدمات بالا توجه و اعتقاد داشته باشد ممکن است اینگونه نتیجه بگیرد که باید تمام روابط ما با سعودی حتی اعزام به حج و عمره نیز تعطیل شود اما این مساله نشدنی است از آنجایی که عدم اعزام به حج بهانه تبلیغاتی به دست وهابیت می دهد تا در تمام دنیا گسیختگی شیعیان و به خصوص تنها حکومت شیعی را از فرامین قرآنی در تمام دنیا فریاد و شیعیان را انسانهایی تارک فرامین الهی و فرائض ربانی معرفی کند در ثانی چنانچه اعزام به حج از طریق نظام صورت نگیرد بی اعتنایان به مسائل جهانی و مسلمانان به اسلام صوری و فردگرایانه بار سفر می بندند و با استقبال و خیر مقدم شاهزاده های سعودی ، به زعم خودشان به زیارت خانه توحید مشرف می شوند « و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا » "گمان می کنند که کار خوبی می کنند ". نهایتا آتش تهیه ای که بنا بود بر سر
دشمن ببارد همانند تف سر بالا به خودمان باز می گردد و جبهه بندی ها از هم می پاشد. تعطیلی صرف عمره به این صورت که فقط اعزام حج صورت بگیرد و اعزام به عمره متوقف شود نیز نشدنی است زیرا که ممکن است سعودی به بهانه تعطیلی عمره ، سهمیه حج جمهوری اسلامی را حذف کند و از این طریق بخواهد تک جمهوری اسلامی را پاسخ بگوید در نتیجه باز خطر تبلیغاتی علیه شیعیان، ما را تهدید می کند و باعث حذف حضور و تعامل مستقیم با سایر مسلمانان می شود ( بگذریم از اینکه شاید چندان هم از این ظرفیت استفاده نمی شود ) البته تهدید به حذف سهمیه حج صرف یک فرض نیست و تا به حال سابقه داشته است؛چنانچه فرزندان حقیقی حضرت امام خمینی، برادران حزب الله لبنان وقتی سالهای قبل در صحن حرم الهی و مسجد الحرام به اعلام برائت از مشرکین می پرداختند و بر این فرمان الهی حضرت امام لبیک می گفتند ، به قطع سهمیه حج بعثه حزب الله تهدید شدند.جدا از اینکه همین مدت کمی که تعطیلی عمره صورت گرفت از تریبون های داخلی شنیدیم که می گفتند: "باید مساله حج و عمره را از سیاست جدا کرد". کلامی که شاید ناشی از اسلام مسخ شده باشد به علاوه عمره با تمام قداستی که دارد در تماس با منافع مادی عده ای است که با وجود باور به تمام خیانتها و ناپاکی شاهزادگان سعودی همچنان با هزاران تئوری و توجیه از اعزام به عمره حمایت می کنند. با این همه تنها راهی که باقی می ماند این است که علاوه بر بهره برداری تبلیغاتی و سیاسی از حج و عمره که همیشه مد نظر امام و رهبری بوده و در فلسفه حج مکمن است ، کاری کنیم که سعودی ها کمترین بهره اقتصادی را از حج و عمره ببرند به این صورت که اقلام خوراکی مورد احتیاج زائران از ایران وارد شود و کمترین خرید کالا توسط زائران ایران اسلامی صورت بگیرد زیرا که بازار سعودی بالخصوص در زمان عمره عمدتا توسط زائران ایرانی می چرخد از آنجایی که سایر کشورهای اسلامی به علت فقر و یا بی اعتنایی زائر چندانی برای ایام عمره ندارند و همین عده کم نیز به دلائلی همانند ایرانیان به سمت بازارهای مکه ، مدینه و جده هجوم نمی برند.در مقابل ایرانیان علاوه بر حجم بالای زائر به سمت بازارها روانه می شوند.تا جایی که برای بعضی نفس خریدن ملاک است هر چند کالا بنجل باشد. با توجه به این فرهنگ خرید و فضای حاکم بر سفرهای زائران ایرانی روشن می شود که چرخش بازار سعودی، در زمان عمره،توسط زائران ایرانی صرف یک ادعا نیست. این دو پیشنهاد بدون سابقه نیست و نسبت به پیشنهاد اول و وارد کردن کالاهای ایرانی برای خوراک زائران ایرانی هر چند اقداماتی صورت گرفته است اما سعودی ها برای اینکه چنین حربه ای را از دست جمهوری اسلامی بگیرند، با وارد کردن مستقیم مواد خوراکی برای تامین خوراک زائران ایرانی موافقت نمی کنند و حداقل نقش واسط گری را برای خود در نظر دارند.به این صورت که اجناس خوراکی به شرکتی سعودی فروخته شود و جمهوری اسلامی همین اجناس را با قیمتی بالاتر از آن شرکت سعودی در داخل کشورشان خریداری کند. درباره پیشنهاد دوم هم مقام معظم رهبری تلویحا در توصیه های خود به زائران جمهوری اسلامی بی اعتنایی به خریدهای بی معنی و خالی کردن بازار را گوش زد کرده و توجه و استفاده از فضای معنوی حج را توصیه می کنند اما با این همه برای تحقق پیشنهاد دوم و عدم بهره رسانی بیش از حد اقتصادی به طرف مقابل عزم جدی و تبلیغ گستره ای لازم است که زائران ایرانی باور کنند که آنچه به عنوان خرید سوغاتی در حلقوم بازارهای سعودی می ریزند باعث تقویت بیش از پیش وهابیت می شود و
همین سرمایه ای که ما وارد بازار آل سعود می کنیم فردا روزی هزینه تامین سوخت هواپیماهای صهیونیست و یا هزینه القای اختلاف بین احزاب عراقی و عملیاتهای تروریستی و پشتیبانی از دولت سفاک یمن می شود در حالی که بنا بر فرهنگ اسلامی کوچک ترین کمک رسانی به ظالم بمنزله همکاری و شرکت در ظلم اوست. تحریم و فرهنگ سازی خرید کالاهای بازار آل سعود عزم جدی و توجیه تمام و کمال زائران را می طلبد تا اینکه چنین حرکت هایی مثل تحریم کالاهای اسرائیلی جنبه صوری پیدا نکند و صرف شعاری بی خاصیت نباشد . اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام
تبلیغات
مدیر وبلاگ :