نوش دارو...(پاراچنار)
نگرانی دوستی که چندی پیش شبانه به سراغم آمد و وضعیت اسف بار شیعیان پاراچنار پاکستان را اجحافی از جانب ما قلمداد می کرد بر آنم داشت تا چند سطری درباره درگیریهای پاکستان بنویسم. امروزه آنچه در پاکستان می گذرد حادثه ای جدید و نوظهور نیست بلکه تاریخی بسیار قدیمی دارد و آن به علت بافت عجیب این کشور است که هم اکنون یکی از دورانهای عجیب خود را با حضور گروههایی از قبیل ارتش آمریکا ،نیروهای ناتو ،ارتش پاکستان، سپاه صحابه، طالبان پاکستان و...می گذراند
پس از تضعیف و شکست دولت طالبان در افغانستان نیروی طالبان پاکستان به همراه طالبان افغانی در صدد ضربه زدن به دولت افغانستان و نیروی های آمریکایی و ایجاد آشوب و بدست آوردن قدرت در منطقه هستند و برای ضربه زدن به افغانستان از مرزهای پاکستان استفاده می کنند مرز ایالت «سرحد»با افغانستان بعلت حضور شیعیان مانعی دربرابر این درگیری بوده است و از آنجایی که درگیری بین گروه ها خواسته استکبار است با ترفندهای خود سعی در از بین بردن آرامش منطقه داشته است از اینرو دست به تحریک طالبان برای تصاحب این منطقه میزند بگونه ای که پس از چندی طالبان محلی سنیان مناطق جنوبی پاراچنار ،کانون در گیری های ایالت سر حد رامنقاد می کند اما آنگاه که به سراغ شیعیان مناطق شمال پاراچنار می آید با مقاومت آنها رو به رو می شود و این درگیری و مقاومت از حدود دو سال قبل همچنان با نوسان ادامه داشته است بگونه ای که طالبان این منطقه را محاصره کرده و تنها راهی که مردم از آن آمد وشد می کرده اند مرز افغانستان بوده است .این اجمالی بود از شرایط منطقه.
اما آنچه مربوط به ما می شود : چندی پیش هنگامی که در صدد پی گیری حادثه بودم به سراغ پاکستانی های مقیم ایران رفتم اما متاسفانه آنهایی که من با آنها رو به رو شدم نسبت به اوضاع کشورشان بی تفاوت بودند (چنانکه پیش از این بی تفاوتی بعضی از مردم پاکستان را درباره اوضاع کشورشان دیده بودم)به طوری که در جواب سوالهایم بی تفاوت و یا متعجب نگاه می کردند و با جوابهای ساده ای از قبیل اینکه من اهل پاراچنارنیستم و اطلاعی ندارم می گذشتند اما پس از اینکه با یکی از کسانی که پیش از این در پاراچنار شاهد عینی ماجرا بوده و پس از مجروحیت و قطع پایش به ایران آمده بود دیدار کردم توانستم اوضاع منطقه را محک زده و مهر تاییدی بر تحلیل های قبلی ام بزنم. همانگونه که پیش از این گفتم در گیری های پاکستان مساله جدیدی نیست و از دیرباز در گوشه و کنار پاکستان این در گیری ها بوده است .آنگونه که آن جانباز پاراچناری برایم گفت از لحاظ سیاسی و رسانه ای کار چندانی از جمهوری اسلامی ساخته نیست و از طرفی ایجاد حساسیت بر روی پاکستان و در گیریهای آن باعث می شود استکبار به هدف خود رسیده و ایران را با دولت پاکستان و طالبان وارد درگیری کند و از سوی دیگر آنچه نقطه اساسی تفاوت بین اوضاع پاکستان و فلسطین است بگونه ای که ایران قادر به حمایت همه جانبه و آشکار از شیعیان پاکستان نیست عدم وجود مجاهدین متحد و یکپارچه است بگونه ای که تنها گروه منسجم و دارا ی تفکر مبارزاتی پاکستان یعنی حرکت جعفریه دچار اختلاف درون گروهی است و این عدم وجود گروه و تشکیلات مبارز مزید بر علت است که جمهوری اسلامی قادر به پشتیبانی سیاسی شیعیان پاکستان نباشد .عدم اقبال مردم شیعه به رهبرانی از قبیل مرحوم شهید عارف الحسینی و هم اکنون جناب آقای سید ساجد نقوی و پراکندگی شیعیان در مناطق مختلف از دلایل عدم وحدت گروهای شیعی است شیعیانی که غالبا از تعالیم شیعی بی اطلاع بوده و صرفا اعتقاداتشان در سنن موروثی خلاصه می شود.
درباره کمک های مالی: جانباز پاراچناری وجود کمک های جمهوری اسلامی را تصدیق کرد اماکافی ندانست .در ارزیابی این قضاوت گفتنی است که اولا توقعات را باید با توان مالی جمهوری اسلامی سنجید بگونه ای که اگر جمهوری اسلامی بخواهدتمام خواسته های ملت ها ونیروهای مبارز را مهیا کند امری نشدنی است ثانیا آنچه از طرق دیگری برایم روشن شده است آنست که جمهوری اسلامی هزینه های دیگری برای حمایت از مردم این منطقه زیر پوشش های دیگر صرف کرده است تا حساسیت بر انگیز نباشد.
در آخر تذکر چند نکته لازم است :
1-در یک کلام محلی بودن درگیری عامل اصلی عدم دخالت جمهوری اسلامی شمرده می شود.
2-تقسیم طالبان به طالبان افغانی و پاکستانی برای تبیین محلی بودن درگیری هاست و حکایت از تقسیم بندی خاصی ندارد .چون این گروه در دو منطقه حضور دارد
2-این نوشتار بمنظور تئوریزه کردن عملکرد تشکلات جمهوری اسلامی نیست از اینرو عدم انعکاس دور نمایی از حوادث شاید از انتقادات به جا به رسانه ها باشد.
2- از ذکر بعضی مسائل به جهت مصالحی چشم پوشی شد
3-نکته ای به نظر یکی از دوستان پاکستانی آشنا با مسائل درست به نظر نرسید از اینرو از حذف شد
مدیر وبلاگ :