زندگی به سبک کرگدن حکایت زندگی انسان هایی است که بی توجه به اطرافیان درافسانه رفاه زندگی می کنند؛کرگدن منش زحمت چرخاندن گردن را به خود نمی دهند؛ یکسره می تازند و با چشمانی حریص و سرهایی پر از طمع خود خواهانه درباره آب و علف خود می اندیشند و در شکم بارگی خود جلو می روند. زندگی به سبک کرگدن واقعیت امروز جامعه ماست؛ جامعه ای که مفهوم مواسات را فراموش کرده و تا جایی پیش رفته است که طبق یک حرکت جوهری مواسات از معروف بودن به منکر بودن تبدیل شده و از نام به ننگ انقلاب ماهوی پیدا کرده است.
 چرا که آرمان رفاه جامعه چنین مقولاتی را بر نمی تابد و نمی تواند چنین ضدی را در خود پرورش دهد. مواسات در زندگی انسان مفتون در رفاه جایگاهی ندارد چرا که برای چنین انسانی چیزی ورای رفاه وجود ندارد و همین رفاه می تواند توجیهی از جانب عقل معاش برای قانون حیوانی تنازع در بقاء باشد. اگر آرمان رفاه جایی برای اندیشیدن درباره دیگران نمی گذارد و اگر توجیه گر منفعت طلبی های شخصی است پس این آرمان توانایی تئوریزه کردن قانون تنازع در بقاء را نه در حوزه حیوانات جنگلی بلکه در حق حیوانات شهری دارد. چرا که قانون تنازع در بقا چیزی جز این نیست که من باید باشم، به هر قیمتی که هست؛ حتی به قیمت نابودی دیگران. انسان هایی که کرگدن وش زندگی می کنند یا کرگدن هایی که ظاهری انسانی دارند همان هایی هستند که سر در آخور مردگی می کنند و از نعمت مواسات بی بهره اند و مواسات را نه تنها نعمت بلکه نقمت می دانند؛ نعمتی که در صلوات شعبانیة اینگونه از خداوند متعال مسألت می شود:
«...و ارزقنی مواساة من قترت علیه من رزقک بما وسعت علی من فضلک و نشرت علی من عدلک». پروردگارا! مرا از همدردی و مواسات با کسانی که در رزق و روزی بر آن ها تنگ گرفتی بهره مند کن تا بتوانم با آنچه از سر فضل و بخشش ات به من ارزانی داشتی با آنها همدردی و همراهی کنم . مواسات یعنی جلوی ریخت و پاش ها  را گرفتن. یعنی جلوی طغیان خواسته ها  را گرفتن. مواسات یعنی سبکی از زندگی که فشار روانی بر فقرا به دنبال آن
نباشد. مواسات انفاق نیست مواسات یعنی جلو خرج و برج ها را گرفتن و دارایی ها را به رخ دیگران نکشیدن برای این هدف که فقیر در فقرش طغیان نکند و ناداری اش او را به ستوه نیاورد. مواسات کار هر کسی نیست چرا که
مستی دارایی، احساسات انسانی را خشک می کند و تکلیف الهی را به فراموشی می سپارد و پا از این
این فراتر گذاشته به جلوه گری ها و گزندگی های اختیاری می انجامد و این بار غفلت از ریخت و پاش های غیر
ضروری نیست که نادارها را آزار می دهد بلکه مستی دارایی تا جایی انسان را پیش می رود که از روی عمد
کمر به آزار و جلوه گری های آزار دهنده می بندد.
مواسات کار هر کسی نیست چرا که دارایی مستی می آورد مگر برای کسانی که سینه ای فراخ دارند و دارایی های اعتباری توانایی های آن ها را به اسارت نمی کشد. همان توانایی هایی که جسارت «نه» گفتن به جلوه گری را به انسان می دهد و غرور دارایی را برای همراهی با نادارها به زیر می کشد و علی رغم دارایی رفاه را نهایت راه زندگی نمی داند. مواسات کار هر کسی نیست چرا که سینه ای فراخ می خواهد  و سینه فراخ متاعی هر جایی نیست و بار آن بر دوش بسیاری سنگینی می کند. از همین جاست که در دعای عالیة المضامین می خوانیم: ... و تشرح صدری لایتاء الزکاة و اعطاء الصدقات و بذل المعروف والاحسان الی شیعةآل محمد علیهم السلام و مواساتهم . شاید ترجمه آزاد قسمتی از دعا این باشد که خداوندا! سینه ام را باز کن تا بتوانم کرگدن وار زندگی نکنم.
بعد از تحریر:
حضرت امام می فرمایند: تنها كسانی با ما تا آخر خط می مانند كه درد فقر و محرومیت را چشیده باشند.
این فقر که شرط طریقت امام است با همین فقر اختیاری یا مساوات نیز تامین می شود چرا که مواسات
مستلزم چشیدن فقر و محرومیت است.

نوشته شده در تاریخ بیست و یکم آبان 90    | توسط: محمد    |    | نظرات()