تبلیغات

الف تا نون - مطالب فروردین 1388

تحلیلی مستبدانه

ایام جنگ 33روزه تازه سپری شده بود که خیلی از تحلیل گران شروع به کاویدن حوادث و بازتابهای این جنگ مقدس کردند اما انچه توجه را جلب می کرد این بود که تحلیل گران ایرانی به تحلیل و شاید به زعم خودشان توجیه و تئوریزه کردن کمکهای جمهوری اسلامی به حزب الله پرداختند. مثلا می گفتند که: جنگ 33روزه ،به اسرائیل نشان داد که اگر بخواهد به ایران حمله کند باید از حزب الله عبور بگذرد . البته همه اینچنین در لفافه صحبت نمی کردند و بعضی بدون کنایه گویی حزب الله را سپر دفاعی ایران تلقی و معرفی می کردند و از این طریق سعی داشتند توده مردم را نسبت به حمایت از حزب الله و کمکهای کشور به آنها مجاب و راضی نگه دارند.این جریان گذشت تا اینکه حمله اسرائیل به غزه آغاز شد و این بار نه در پایان جنگ بلکه در طول جنگ به مسئله دیوار دفاعی بودن حماس توجه شد و آنچه تاکید بیشتر تحلیل گران را بر این مساله بر می انگیخت این بود که تریبون هایی سنی بودن مردم غزه را به رخ ملت می کشیدند و سعی داشتند مردم را از حمایت فلسطین و غزه بازدارند. به هر روی آنچه مسلم است مستبدانه و خودخواهانه بودن این تحلیل است. از روزی که امنیت ملی محور مناسبات و تحلیل های ما قرار گرفت چنین ادبیات و فکر خودمحورانه ای در ذهن تحلیل گران و لایه هایی از مردم ما رسوخ کرد به طوری که برای حمایت از مظلوم  نیز باید سهمی برای خود قائل شویم و الا دلیلی برای حمایت از مظلوم بالاخص وقتی که با منافع ما در اصطکاک باشد نمی بینیم،و مسئله جهاد ابتدایی که یکی از احکام اسلامی فراموش شده است را با این مجوز که از مختصات زمان ظهور امام معصوم علیه السلام است از صفحه معادلات پاک می کنیم غافل از اینکه هر چند ممکن است جهاد ابتدایی از مختصات امام معصوم  باشد اما توجه به حکمت و فلسفه این حکم الهی می تواند راه گشای ما در تصمیم گیری ها و فرهنگ سازی باشد البته چنانچه خودخواهی و خود محوری را فراموش کرده و آن را در قالب امنیت ملی نگنجانیم و سعی کنیم توده معتقد به اسلام را با فکر اسلامی و انگیزه های دینی هدایت کنیم ولی پیش از آنکه مجبور شویم خود را با مردمی که همیشه جلوتر از قشر روشن فکر ماب حرکت می کنند هماهنگ کنیم مردمی که به سید حسن نصرالله به عنوان عزیز دل و افتخار و عزت شیعه نگاه می کنند نه به عنوان سپر دفاعی جمهوری اسلامی در برابر حمله احتمالی اسرائیل.(ببخشید که خودم را داخل تحلیل گران حساب کردم، می خواستم مستبدانه ننوشته باشم)

نوشته شده در تاریخ بیست و هشتم فروردین 88    | توسط: محمد    |    | نظرات()

چندوچون ترور رشدی

چند روز پیش پیامک اومد که سلمان رشدی ملعون توسط نیروهای حزب اللهی به قتل رسید. اینکه چه کسی و چرا این شایعه رو به راه انداخته بود چندان مهم نیست ولی وقتی این پیامک اومد حرف یه دوست به یادم اومد که بعد از اینکه انقلابی بودن خودش رو گوش زد کرد ،گفت : کاری ندارم ولی امام باعث شد که سلمان رشدی معروف بشه و تا قبل از حکم امام کسی اون رو نمی شناخت!
بعد از اینکه یاد این حرف افتادم چیزی نگذشت که مغرب شد و رفتم مسجد و اتفاقا دم مسجد دیدم چند نفر دارند در این باره صحبت می کنند و یکیشون داره میگه خوب چرا سلمان رشدی رو کشتن بیان چند تا از این آدم هایی که کنار خودمون هستند رو بکشن !
اگر به این دو تا قضیه اظهارات اون آقای سیاست مداری که رفته بود انگلستان و گفته بود که فتوای امام به عنوان حکم یک مجتهد قابل تغییر ه اضافه بشه رگ غیرت یه مشت بچه حزب اللهی ممکنه بی خیاله سال 88 ، مثل سالهای دهه 60باد کنه. اما بی خیال حزب الله که با یه نگاه نه چندان درست تخمش رو ملخ خورده . واقعیت اینه که با حرف اون آدم ضعیف النفسی که رفت انگلستان و چنین حرفی رو زد کار ندارم اما درباره اون دوستی که گفت امام باعث معروفیت سلمان رشدی شد باید بگم این دوست عزیز مثل اینکه به این آیه از قران توجه نکرده که خداوند می فرماید «ما ارسلنا من قبلک من رسول و لا نبی الا اذا تمنی القی الشیطان فی امنیته» معنی آیه اینه که ما هیچ موقع پیامبری رو نفرستادیم مگه اینکه شیطون پیداش شد و شروع کرد به سنگ پرونی تو مسیر هدفهای پیامبر . البته در ادامه خداوند می فرماید این طور نیست که شیطون همیشه و در تمام مراحلش پیروز بشه اما بالاخره تا اندازه ای چون دنیا عالم اختیاره توام با امتحانه،گاهی وقتها پیروز میشه و یک عده رو با خودش همراه می کنه.جریان سلمان رشدی هم از این قبیله یعنی امام می خواست یه پدافند درست کنه برای دفاع از مقدسات اما نشد حالا اینکه چرا نشد شاید به علت وجود همون آدمهایی بود که زیر چتر حزب الله بودند اما همین که کاخ ملکه انگلیس رو دیدن یادشون رفت صدقه سره یه مشت مردم حزب اللهی و متاسفانه به نمایندگی اونها رفتند انگلیس و طبیعتا حکم امام رو مخالف با حقوق بشر و آزادی بیان تلقی کرده و گفتند حکم امام قابل تغییره و بعد به بهونه اینکه شرایط عوض شده و کشور رو نمیشه اینطور اداره کرد از دست غیرت رنگ باخته حزب الله قسر در رفتند (ببخشیید بنا نبود به اینجا کشیده بشه) ،البته شما دوست عزیز هم سریع موضع نگیر که با حرف یه نفر اتفاق چندانی نمی یفته، چون صحبت سر یه نفر نیست بلکه مرادم تغییر ذائقه هاست وحرف اون آقا رو به عنوان شاهدی برای تغییر ذائقه ها آوردم. نتیجتا وقتی ذائقه ها تغییر کرد معلومه که اون اتفاقی که باید بیفته نی افته چون : ان تنصروا الله ینصرکم اگر خدا رو یاری کنید خدا هم شما رو یاری می کنه اما وقتی ما حتی از نظر فکری ایده آل ها رو فراموش کنیم و فکر جهادی مثل قتل سلمان رشدی نباشیم و اون رو با مصالحمون جور نبینیم چه توقعی از خدا داریم. در هر صورت امام پیامبری آخرالزمانی بود با هدفهایی که محقق نشد و اگه می شد دیگه اون دوست مسجدی نباید نگران رشدی ها داخلی بود و اون دوستی که به امام اعتراض داشت نکته ای برای خورده گیری هر چند اشتباه پیدا نمی کرد ( کاریکاتورهای دانمارکی و... هم همینطور ) . هدف امام محقق نشد و ان شاء الله میشه اما حداقل تو بعضی مراحل باعث شناخت یه سری از آدمها شد
شادی روح شهدایی که تلاششون رو برای تحقق آرمانهای امام و کشتن سلمان رشدی کردند صلوات

چند جمله از امام :
الف: ...دیگر كسى جرأت نكند به مقدسات مسلمین توهین نماید

ب: ترس من این است كه تحلیلگران امروز، ده سال دیگر بر كرسى قضاوت بنشینند و بگویند كه باید دید فتواى اسلامى و حكم اعدام سلمان رشدى مطابق اصول و قوانین دیپلماسى بوده است یا خیر؟

ج: تعمد جهانخواران به نابودى اسلام و مسلمین است و الّا مسئله فردى سلمان رشدى آن قدر برایشان مهم نیست كه همه صهیونیستها و استكبار پشت سر او قرار بگیرند.

نوشته شده در تاریخ بیست و سوم فروردین 88    | توسط: محمد    |    | نظرات()