تبلیغات

الف تا نون - مطالب اردیبهشت 1389

در رثای عدالت

در رثای عدالت

برای درک مظلومیت عدالت در زمان ما همین بس که هر کس دم از عدالت می زند متهم به احمدی نژاد زدگی می شود مثلا همین چند روز پیش در جمعی نشسته بودیم و داشتیم برای تاسیس مجموعه ای فرهنگی تصمیم گیری می کردیم و می خواستیم نامی زیبا و پر مفهوم انتخاب کنیم . در میان نام هایی که پیشنهاد می شد کسی با الهام از آیه 21  سوره آل عمران عنوان "شهدای عدالت" را پیشنهاد کرد (ویقتلون الذین یامرون بالقسط) 
اما همین که این عنوان از دهان دوست ما خارج شد وانگهی کسی از گوشه مجلس با همراهی غرولند دیگر حاضران گفت : این دیگه خیلی دولتی شد!
مثل اینکه دوست و دوستان معترض ما متوجه نبودند که این عنوان برگرفته از آیه ای از آیات قرآن کریم است و همین مساله عدالت دغدغه انبیاء الهی است دغدغه ای که خداوند حتی درباره ابزار آن هم آیه نازل کرده و فرموده است : "و انزلنا الحدید فیه باس شدید" و دستور به خیزش و قیام برای تحقق عدالت و عدالت خواهی داده است : "یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط"
دغدغه ها،شعارها و دستورهایی که سالها قبل از دولت احمدی نژاد مطرح بوده و تاریخ بشریت مشحون از رویدادهای این دستی است اما با این همه اشتباهی که بعضی می کنند و شاید مغالطه ای که بعضی می کنند ناشی از این است که متاسفانه شعار عدالتخواهی  را با احمدی نژاد می سنجند و با این سنجش تمام اشتباهات احتمالی احمدی نژاد را به شعار عدالت خواهی تسری می دهند در حالی که درست آنست که احمدی نژاد
را با عدالت بسنجیم و بسنجند تا قداست عدالت خواهی با اشتباهات احتمالی افراد لکه دار نشود و این آرمان مقدس دچار سیاست زدگی نشود. احمدی نژاد با وجود اینکه با  بازخوانی شعار اصیل انقلاب و دغدغه پیامبران الهی وارد عرصه سیاسی شد اما مسلما در آینده تاریخ رفتار او را با عدالت می سنجند چرا که هر چند
سطحی نگران و مغالطه گران عدالت را با احمدی نژاد می سنجند و سعی می کنند شعار عدالت محوری را با اشتباهات عدالت خواهان پوچ و بی معنی جلوه دهند اما عدالت و عدالت خواهی آنقدر بلند مرتبه است که اشتباهات کوچک و حتی بزرگ عدالت خواهان و حتی نفاق کسانی که نام عدالت نان می خورند به بلندای قداست آن نمی رسد و برای همیشه تاریخ در اوج آرمان های الهی باقی می ماند تا در نهایت به دستان وارث انبیاء و اولیاء به شکل کامل و در تمام جوانب لباس تحقق و عینیت بپوشد.

نوشته شده در تاریخ سی و یکم اردیبهشت 89    | توسط: محمد    |    | نظرات()

سنگ بنا

                                                                                                                                                                           سنگ بنا  مرحوم سید عبد الحسین شرف الدین وقتی تصمیم گرفت اصلاحات فرهنگی را در لبنان آغاز کند گفت:"لا ینتشر الهدی الا من حیث انتشر الضلال"فراگیر شدن فرهنگ  درست و پسندیده از آن جایی آغاز می شود که فرهنگ انحرافی از همان نقطه آغاز شده است و با این نگاه بود که ایشان "نادی امام الصادق" را تاسیس کرد.مرحوم شرف الدین کانون آغازین انحراف را نهاد آموزشی لبنان تشخیص داد؛نهادی که استعمار فرانسه برای اشاعه فرهنگ مورد نیاز خود دست بر آن نهاد و برای رسیدن به اهداف استعماری خود از آن نقطه شروع به کار کرد.استعمار فرانسه وارد لبنان شد و تاسیس مدارسی با اساسنامه مورد پسند خود را دستور کار خود قرار داد و آنگاه که بیدارگرانی همچون مرحوم شرف الدین تصمیم به بیدارگری گرفتند از همان نقطه آغاز انحراف برای خاتمه دادن به کجروی ها اقدام کردند و موسساتی آموزشی مانند "نادی امام الصادق" را پایه گذاری کردند .
امروز که ما نیز تصمیم گرفته ایم با فرهنگ برهنگی مبارزه کنیم،باید ببینیم نقطه شروع انحراف و ترویج برهنگی کجاست تا از همان جا به مبارزه با برهنگی و ترویج فرهنگ عفاف اقدام کنیم برای شناخت عوامل و علل اشاعه فرهنگ برهنگی باید با رعایت بی طرفی و خالی از دوستی ها و دشمنی ها بر کرسی قضاوت نشست و فرافکنی مسئولین ذی ربط را صرفا به عنوان یک احتمال در نظر داشت. آیا فرهنگ برهنگی در ایران اسلامی ما از مدارس آغاز شد و سیستم آموزشی ما خاستگاه این فرهنگ است ؟ به طوری که باید گناه اولین گام های انحرافی را به عهده متولیان امور آموزشی و نهادهای آکادمیک گذاشت ؟ برای جواب به این سوال و احتمال باید در نظر داشت که هرچند نهادهای آموزشی در کم کاری و عدم ایجاد مقتضی برای پاسداری ، ترویج و مبارزه با بی عفتی مقصر هستند اما این ها هیچ کدام نقطه شروع انحراف در فرهنگ عفافی که به برکت انقلاب اسلامی ایجاد شده بود نیست به این علت که فرهنگ از راه تبلیغات ترویج می شود و عدم ایجاد مقتضی برای فرهنگ عفاف هر چند گناه نهادهای آموزش ماست اما این عدم ایجاد مقتضی با تبلیغ و ترویج فرهنگ بی عفتی و برهنگی به عنوان نقطه آغاز اشاعه فرهنگ ها تفاوت می کند.ممکن است گناه زمینه سازی و آغاز فرهنگ بی عفتی به دوش تولیدی ها و واردکنندگان پوشاک که اقدام به تولید و واردکردن لباسهایی منافی با فرهنگ عفاف می کنند گذاشته شود اما باید دید صرف وجود مدل ها و پوشش های نامناسب نقطه آغاز تحول و حرکت به سمت فرهنگ بی عفتی است یا اینکه اگر واقع بینانه نگاه کنیم باید ببینیم که ذائقه ها کجا و چگونه تغییر کرده است ؟ به نظر می رسد گناه تولیدی ها و واردکنندگان کالاها و پوشاک منافی با عفت هر چند خیلی بزرگ است اما ذائقه ها توسط ارگانهای دیگری که نقش تبلیغات را دارند تغییر کرده است و در حقیقت باید دید مشتری این مدل ها توسط چه کسانی و بوسیله چه تشکیلاتی ساخته می شود ؟ و چه تشکیلاتی مردم را به سمت این بازارها سوق داده است ؟ در جواب این سوال ممکن است گفته شود  نیاز طبیعی ، جامعه را به سمت بازار می کشاند و بازاری که با مدل های منافی با عفت اشباع شده است حق انتخاب را از مردم می گیرد و اینگونه فرهنگ بی عفتی نهادینه می شود اما با وجود اینکه این حرف نسبتا اما نه کاملا درست است ولی باید توجه داشت فرهنگ بیگانه خاک ریز به خاک ریز نفوذ خود را آغاز کرده است و اینگونه نبوده که به یکباره بازار پوشاک ما را با پوشش هایی منافی با فرهنگ عفت به تسخیر خود
در آورد به عنوان مثال اگر در 10 سال قبل 99% بازار پوشاک ما مطابق با فرهنگ عفاف بوده دشمن نمی توانست ظرف یک سال با یک حرکت دفعی این رقم را کاملا به نفع خود تغییر دهد و بازار ما را به تسخیر فرهنگی خود در آورد بلکه در ابتدا با حرکت آهسته آن 1%  مطلوب خود را تقویت می کند و در برنامه درازمدت بازار ما را با فرهنگ خود تصاحب می کند.با این حساب صحبت بر سر این است که چه کسی به نفوذ ابتدایی و کم دشمن مجال عرض اندام داد و بلکه خط دفاعی ما را به نفع دشمن به عقب منتقل کرد تا جایی که در مرز سقوط قرار گرفتیم و شاید بتوان گفت سقوط کردیم ؟ چه کسی فرهنگ بیگانه ای را  که در ابتدا سهم غیر قابل توجهی را به خود اختصاص داده بود پرورش داد تا جایی که توانست بازار ما را به تسخیر خود در آورد ؟                                                              آیا ویدئو که دغدغه ارزشمداران در ابتدای دهه هفتاد بود زمینه ساز و نقطه آغازین فرهنگ برهنگی در جامعه ما است ؟ و یا ماهواره که امروزه تقریبا عادی شده عامل اصلی فرهنگ برهنگی و بی عفتی است؟ باز هم به نظر می رسد هیچ کدام از اینها با تمام سهمی که به نوبه خود داشته اند گام اول را برای اشاعه فرهنگ بی عفتی برنداشته اند زیرا که مخاطب اولیه ویدئو و ماهواره جمعیت معدود سرمایه داری بودند که توان تهیه چنین لوازمی را
داشتند ولی این عده قلیل با وجود نقشی که می توانستند در ترویج فرهنگ برهنگی داشته باشند اما به پشیبانی فرهنگی دیگرانی نیاز داشتند که در بتوانند نقش تکمیلی خود را در انتقال فرهنگ بی عفتی ترویج کنند.با این حساب به جاست که نهادی فرهنگی تبلیغاتی مثل صدا و سیما را مقصر و زمینه ساز ابتدایی اشاعه فرهنگ بی عفتی بدانیم.از آنجایی که به عنوانین و اشکال مختلف به زمینه سازی فرهنگ بی عفتی و حتی تحقیر فرهنگ عفاف اقدام کرده است به طور مثال اشخاص بد حجاب را انسانهایی با فرهنگ جلوه می دهد که با فن آوری و ... آشنا هستند( بگذریم از اینکه خود این ارزش نیست و گناه دیگر ارزش جلوه دادن تکنولوژی و هدف نشان دادن ابزار است) اما خانم های محجبه را انسانهایی امل و عقب افتاده نشان می دهد و به بهانه خنده و تفریح قبح اختلاط زن و مرد نامحرم را شکسته است ؛ و دهها مورد دیگر . جالب اینجاست که سابقا پشت همه اینها تئوری ها یی پرداخته می شد  و به عنوان مثال می گفتند: رسانه ملی وظیفه ای در قبال آحاد جامعه دارد و باید با توجه به تمامی سلیقه ها برنامه تولید کند.غافل از اینکه جدا از مغالطه ای که در این استدلال است باید پرسید تفکر اسلامی انقلابی تا چه اندازه در سالهای گذشته در برنامه های صداو سیما حضور داشته است
باز هم به عنوان مثال در توجیه برنامه های منافی با عفت و بیگانه از فرهنگ اسلامی انقلابی می گفتند: "اگر این سبک برنامه تولید نشود مردم رو به ویدئو و ماهواره می آورند" . باز هم اشتباه می کردند و شاید به اشتباه می انداختند چرا که این سبک برنامه ها با از بین بردن نسبی عفت جاده صاف کن برنامه های کاملا ضد اخلاقی و ضد ارزشی شبکه ماهواره ای می شوند و الا در مرحله اول که پرده دری ها صورت نگرفته کسی به سراغ آن دست از فیلم ها نمی رود. از طرفی تثبیت مدل های خارجی نیز توسط صداوسیما صورت می گیرد صداوسیمایی که چه در پوشش مجریان و چه در تولیدات فیلم و سریال خود مدهای نوظهور را به تصویر می کشد و برای تاریخ معینی آنها را در جامعه تثبیت می کند...                                                                                                                     به نظر می رسد در حرکت اصلاحی برای باز گرداندن فرهنگ عفاف نقش غیر قابل انکاری متوجه صدا و سیما است تا به عنوان کسی که پایه های دیوار بی عفتی را چیده است وارد میدان کار شود و خطای گذشته خود را اصلاح کند. البته مسئولیت بزرگ صدا و سیما به عنوان بانی این دست کجروی ها به معنی بی فایده بودن و عدم لزوم برخورد گشت ارشاد نیست به این دلیل که هر چند جوگیری و بی توجهی عده ای علت دامن زدن به بی عفتی است اما نمی توان عناصر لجوج و مغرضی که سعی در کریه و بی عفت جلوه دادن فضای جامعه اسلامی ایرانی را دارند از صفحه معادله خارج کرد.در ثانی چرا گوشه ای از مسئولیت تذکر لسانی به عهده نیروی انتظامی و گشت ارشاد نباشد؟                                                                                                                                نهایتا برای موفقیت همه کسانی که به هر نحو در مبارزه با فرهنگ بی عفتی تلاش می کنند دعا می کنیم که :
" یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد "
  

نوشته شده در تاریخ هجدهم اردیبهشت 89    | توسط: محمد    |    | نظرات()