آقاروح الله
خلاصه آقاروح الله شده مبدأ تاریخ ما ، البته رفتنش نه اومدنش؛ بقول مرحوم امین پور « فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند »
ظهر این آیه را خواندم که الارض ننقصها من اطرافها و از ذهنم گذشت که در تفسیر این آیه گفته اند که کم شدن زمین همان بار بستن مردان الهی است که روزگاری در فراخنای آن زندگی کرده اند.
آفتاب هنوز غروب نکرده بود که تاویل آیه را شنیدم و متحیر شدم چگونه باید در یک روز تنزیل، تفسیر و تاویل آیه را باور کنم.آنروز مردی از میان ما رفت که خود مصداقی از قلیل من الآخرین بود و یادگاری از ثلة من الاولین
گفتند: که آقا وقتی شنید فرو ریخت و شنیدیم که برای خود تسلی خواست آیت الله جوادی از خوبیهایش گفت و شهادت داد و سید حسن از پیروزی در تنگنایی سخت که نویدش را داده بود برایمان گفت ؛ مردم نشان پاکی اش شدند و انگار خدا می خواست رشحه ای از عظمت تشییع امام را نشانمان دهد و ای کاش می شد معجزه را به تصویر کشید
شب شد همه آرام شدند
یکی از خصوصیات اقتصاد سرمایه داری نگاه افقی به روابط اقتصادی است برای روشن شدن این مساله باید گفت: نگاه انسان به حوادث ممکن است به دو صورت باشد؛یکبار انسان تمام اسباب و علل را محصور در اسباب و علل ظاهری و عوامل تحت سیطره خود می شمارد و به تعبیر فلاسفه ملکی می اندیشد ولی گاهی بر اثر سعه وجودی از عوامل و اسباب ظاهری فراتر رفته و اقرار می کند که اموری از سیطره و قدرت او خارج است و این آگاهی برای او دریچه ای به سوی عالم غیب باز می کند و بنا به تعبیر فلاسفه که مستفاد از ادبیات قران است نگاه ملکوتی پیدا می کند نگاه اول همان است که از آن به نگاه افقی تعبیر می شود و نگاه دوم نگاه طولی نامیده می شود.
اقتصاد سرمایه داری با حب نفس رابطه ای متقابل دارد به این صورت که آنچه باعث طرح چنین تفکری می شود نفس انسان است (نفس یا همان خود طبیعی که در مقابل فطرت الهی است) و از طرف دیگر تفکر سرمایه داری به نوبه خود نفسانیات انسان را تقویت کرده و باعث فرو رفت بیشتر در نفسانیات می شود از اینرو پس از حاکمیت این تفکر که همان تفکر حاکمیت نفس و در نهایت حاکمیت شیطان است واژه هایی مانند ایثار ، انفاق ، از خودگذشتگی و ...بی معنی است . آنگاه چنانچه جامعه با مفاهیمی اسلامی آشنا باشد تناقضی بین مفاهیم اسلامی و این فکر اقتصادی می بیند و برای اینکه این تناقض را برای خود بر طرف کند بشکل تصنعی و بازیگرانه دست به ایثار و انفاق می زند تا بتواند در دنیا خود محوری به راحتی به سر برد
دیکتاتوری پول عنوانی است وام گرفته از شهید آوینی که در صدد نقد اقتصاد سرمایه راست یا همان اقتصاد سرمایه داری است اقتصادی که ریشه و شاید ثمره لیبرالیسم سیاسی است اقتصادی که هر چند امروزه خبرهایی مبنی بر رو به سقوط رفتن آن به گوش می رسد ولی اولا در ماهیت این اخبار جای شک و تردید باقی است و البته این شک و تردید ناشی از متن خبر بوده و هرگز به معنی باور و عظیم پنداشتن بنیان پوشالی اقتصاد سرمایه داری نیست. ثانیا هر چند واقعیت چنین باشد که ان شاءالله چنین است ولی این به معنی عدم لزوم نقد چنین تفکراقتصادی نیست زیرا که ممکن است بنیان اقتصاد سرمایه داری ازهم پاشیده شود ولی همچنان فرهنگ مبتنی بر آن باقی بماند. همانگونه که در کشور ما پیش و بیش از اینکه فکر اقتصاد سرمایه داری رواج پیدا کند فرهنگ سرمایه داری در شریانهای جامعه ما تزریق شد.
هر چند عنوان شدن اقتصادی با پسوند سرمایه داری و آزاد واژه ایست که تاریخش به گذشته ای بسیار دور نمی رسد ولی از آنجایی که این تفکر ناشی از نفس سرکش انسان است تاریخی همزمان با شکل گیری جوامع انسانی دارد. از این رو قرآن کریم در طرد و منع این تفکر نفسانی که ماهیتی بیهوده انگاری و عبث رفتاری دارد از قول پیامبر الهی حضرت هود علیه السلام نقل می کند که ایشان خطاب به قوم خود فرمود :«اتبنون بکل ریع آیة تعبثون و تتخذون مصانع لعلکم تخلدون» [شعراء 128و 129] آیا بر روی هر بلندی علامتی می سازید و اینچنین بیهوده کاری می کنید و چیزهایی می سازید که گویا برای همیشه باقی می مانید.
این پیامبر الهی خطاب به قومش را که هر چند واژه اقتصادسرمایه داری،توسعه، اقتصاد آزادو...را به زبان نمی آوردند ولی چنین تفکری داشتند مواخذه کرده و می گوید شما چنینید که به ساخت و سازهایی پرداخته اید که از آن بی نیازید و آنچنان در این امور مشغولید که گویا برای همیشه باقی می مانید.
این نشانه جاودانگی و معجزه بودن قرآن است که از گذشته به گونه ای خبر می دهد که حتی امروز ما را نیز حکایت می کند البته همچنانکه دیروزی ها برای ساخت و سازهای خود دلیل تراشی می کردند ما امروزی ها نیز چنین هستیم مثلا با هزینه های گزاف برجی با کافی شاپی به نشانه تمدن بر فراز آن می سازیم و سپس چنانچه بخواهیم از چنین انتقادهایی سر سالم بیرون ببریم آنتنی بر روی آن نصب می کنیم که هدفمند بودن ساخت و ساز ما را تامین کند.
ادامه دارد
شاید بعضی از دوستان که این وبلاگ رو می بینن خیال می کنن که بنده صرفا یک منتقد هستم که همه چیز رو نقد می کنم و به هیچ صراطی مستقیم نیستم همینطور که ممکنه این قضاوت درباره خیلی از افراد دیگه بشه. مثل قضاوت هایی که درباره افکار گروهای موسوم به گروهای افراطی از قبیل انصارحزب الله و ... میشه اما واقعا این قضاوت چه قدر درسته ؟
ایام جنگ 33روزه تازه سپری شده بود که خیلی از تحلیل گران شروع به کاویدن حوادث و بازتابهای این جنگ مقدس کردند اما انچه توجه را جلب می کرد این بود که تحلیل گران ایرانی به تحلیل و شاید به زعم خودشان توجیه و تئوریزه کردن کمکهای جمهوری اسلامی به حزب الله پرداختند. مثلا می گفتند که: جنگ 33روزه ،به اسرائیل نشان داد که اگر بخواهد به ایران حمله کند باید از حزب الله عبور بگذرد . البته همه اینچنین در لفافه صحبت نمی کردند و بعضی بدون کنایه گویی حزب الله را سپر دفاعی ایران تلقی و معرفی می کردند و از این طریق سعی داشتند توده مردم را نسبت به حمایت از حزب الله و کمکهای کشور به آنها مجاب و راضی نگه دارند.این جریان گذشت تا اینکه حمله اسرائیل به غزه آغاز شد و این بار نه در پایان جنگ بلکه در طول جنگ به مسئله دیوار دفاعی بودن حماس توجه شد و آنچه تاکید بیشتر تحلیل گران را بر این مساله بر می انگیخت این بود که تریبون هایی سنی بودن مردم غزه را به رخ ملت می کشیدند و سعی داشتند مردم را از حمایت فلسطین و غزه بازدارند. به هر روی آنچه مسلم است مستبدانه و خودخواهانه بودن این تحلیل است. از روزی که امنیت ملی محور مناسبات و تحلیل های ما قرار گرفت چنین ادبیات و فکر خودمحورانه ای در ذهن تحلیل گران و لایه هایی از مردم ما رسوخ کرد به طوری که برای حمایت از مظلوم نیز باید سهمی برای خود قائل شویم و الا دلیلی برای حمایت از مظلوم بالاخص وقتی که با منافع ما در اصطکاک باشد نمی بینیم،و مسئله جهاد ابتدایی که یکی از احکام اسلامی فراموش شده است را با این مجوز که از مختصات زمان ظهور امام معصوم علیه السلام است از صفحه معادلات پاک می کنیم غافل از اینکه هر چند ممکن است جهاد ابتدایی از مختصات امام معصوم باشد اما توجه به حکمت و فلسفه این حکم الهی می تواند راه گشای ما در تصمیم گیری ها و فرهنگ سازی باشد البته چنانچه خودخواهی و خود محوری را فراموش کرده و آن را در قالب امنیت ملی نگنجانیم و سعی کنیم توده معتقد به اسلام را با فکر اسلامی و انگیزه های دینی هدایت کنیم ولی پیش از آنکه مجبور شویم خود را با مردمی که همیشه جلوتر از قشر روشن فکر ماب حرکت می کنند هماهنگ کنیم مردمی که به سید حسن نصرالله به عنوان عزیز دل و افتخار و عزت شیعه نگاه می کنند نه به عنوان سپر دفاعی جمهوری اسلامی در برابر حمله احتمالی اسرائیل.(ببخشید که خودم را داخل تحلیل گران حساب کردم، می خواستم مستبدانه ننوشته باشم)