<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rdf:RDF
    xmlns="http://purl.org/rss/1.0/"
    xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#"
    xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
    xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
    <channel rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/rss">
        <title>الف تا نون</title>
        <description>الف تا نون :
...
یونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشق
گفتمش چونی؟جوابم داد بر قانون خویش
گفت بودم اندر این دریا اسیر ماهی ای 
پس چو حرف نون خمیدم تا شدم ذالنون خویش
...
و ذالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه 
فنادی فی الظلمات ان لااله الا انت 
سبحانک انی کنت من الظالمین
فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک 
ننجی المومنین 

</description>
        <link>http://www.aleftanoon.ir</link>
       <dc:date>2010-09-07T11:52:24+01:00</dc:date>
        <items>
            <rdf:Seq>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/48"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/47"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/46"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/45"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/44"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/43"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/42"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/41"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/40"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/39"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/38"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/37"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/36"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/35"/>
                <rdf:li rdf:resource="http://www.aleftanoon.ir/post/34"/>
            </rdf:Seq>
        </items>
    </channel>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/48">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-09-03T16:35:37+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>هزینه های بنیادگرایی</title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/48</link>
        <description>&lt;A href=&quot;http://www.aviny.com/Album/AVINY/DAST_NEVESHTEH/pages/NEVESHTEH___15.aspx&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;آرمانخواهی انسان مستلزم صبر بر رنجهاست پس برادر خوبم ، برای جانبازی در راه آرمانها یاد بگیر كه در این سیاره رنج &quot; hspace=0 src=&quot;http://www.aviny.com/Album/AVINY/DAST_NEVESHTEH/thumbnails/NEVESHTEH___15.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/A&gt;هیچ چیز با ارزشی آسان بدست نمی آید.این جمله چكش كاری شده جمله ای است كه می گوید:هیچ چیزی آسان بدست نمی آید. از اینجا است كه از معصوم نقل شده كه : لاتكن ممن یرجو الآخرة بغیرالعمل؛‌ از كسانی نباش كه بدون كار و فعالیت&amp;nbsp;به&amp;nbsp;آخرت &amp;nbsp;امیدوارند و همین طور نقل شده : حفت الجنة بالمكاره؛بهشت در ناگواری ها پیچیده شده.جمله معروف شهید بهشتی ترجمه آزاد این روایت است آنجا كه می گوید : بهشت را به بها دهند نه به بهانه . از آقایی شنیدم كه خطیبانه بر این جمله خط می كشید و می گفت بهشت را به بهانه دهند نه به بها . اما مثل اینكه همه چیز را با شعار و خطابه می توان تغییر داد حتی بهشت خدا را ؟!!&amp;nbsp;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;هر چیزی تلاش و هزینه مخصوص خود را می خواهد چه رسد به پر طاووس كه جور هندوستان كشیدن را می طلبد؛پای رفتن به هندوستان را نداری خیال پر طاووس را از سر بیرون كن . ابتدا در همه سختی ها ، موانع ، پستی ها و بلندی ها فكر كن . هزینه ها را بسنج؛ هزینه ها را با دارایی ها و توانایی های خود بسنج و اگر تناسبی دیدی خیال پر طاووس را در ذهن بپروران .&lt;BR&gt;همه چیز هزینه می خواهد هر چیز با ارزشی هزینه می خواهد و برای ارزش ها باید هزینه بپردازی حتی اینكه بخواهی شعار ارزش ها را بدهی برایت بدون هزینه نیست چه رسد كه بخواهی بر ارزش ها پا فشاری كنی! ارزش ها بدون هزینه نیستند البته فقط مشكل ردیف بودجه ها نیست ؛ مشكل عمیق تر از آنست كه بتوانی فكرش را كنی اما به ناچار باید بر ذهنت فشار بیاوری و بسنجی . بسنجی و ببینی ارزش ها چقدر هزینه بر عهده ات می گذارند ؟ آیا شانه هایت تاب و تحمل سنگینی آن ها را دارد ؟ آیا پاهایت می توانند این سنگینی را بكشند؟ &lt;BR&gt;آیا پوستت تحمل مقاومت در برابر سوزندگی آفتاب تحقیرها را دارد و یا آنقدر نازك نارنجی هستی كه هنوز چند قدم راه نرفته عطای پر طاووس را به لقایش می بخشی و به بهانه فراموش كردن كرم ضد آفتاب به سایه رفاه و بی دردی می خزی؟ همه چیز هزینه دارد؟ بدست آوردن هر چیز خوب و با ارزشی هزینه می خواهد اما سنگین ترین هزینه ها برای بنیاد گرایی است.بنیادگرایی پرهزینه ترین چیزی است كه تصورش را بكنی.&lt;BR&gt;بنیادگرایی تحقیرها ، محرومیت ها ، جراحت ها ، آزارها ، رنج ها و تلخی ها را برایت می آورد . هزینه های بنیاد گرایی را با دارایی هایت بسنج ؟ آیا آنقدر هدف را بزرگ می بینی كه تحقیرها نتواند كوچكت كند؟ آیا رشته علایق را آنگونه بریده ای كه محرومیت ها مستاصل ات نكند ؟ آیا به خراش های كوچك بی اعتنایی كرده ای تا تاب و تحملت در برابر جراحت ها بیشتر شود؟ و آیا شیرینی آرمان ها را آنقدر چشیده ای تا تلخی آزارها و طعنه ها برایت قابل تحمل باشد؟ هر چیز با ارزشی هزینه می خواهد و باید هزینه ها را با دارایی هایت بسنجی اما هزینه های بنیاد گرایی سرسام آور است. آیا سینه ات ستبری سینه یاسر را داد؟ او كه سنگینی شرك بر زبانش سنگین تر از سنگینی سنگ كینه ابوجهل بود از اینرو به راحتی هزینه سنگ شكنجه و آزار را در راه بنیادگرایی خود پرداخت . آیا آنقدر بزرگ شده ای تا چون ابوطالب تحقیر را نه مایه سرافكندگی بلكه دستمایه سرفرازی قرار دهی ؟ آنگاه كه مشركان او را به حجت فرمان بری از پسر برادرش با زبان خود تحقیر می كردند. اما او بزرگ بود حتی در چشمان مشركان! آیا می توانی در راه بنیاد گرایی همانند ابوذر رفاه و آسایش را قربانی كنی و به سوی ربذه تنهایی و محرومیت بشتابی ؟ البته می توانی در راه آرمان ها چون ابوذر به بدرقه پیشوایانت علی ، حسن و حسین خوش باشی. آیا رشته علایق را در راه آرمانها آنگونه بریده ای كه بتوانی همچون ام المومنین خدیجه كرور كرور دارایی هایت را انفاق كنی و یا چون مادر وهب فرزندت را برای مرگ تشویق كنی؟ &lt;BR&gt;بنیاد گرایی هزینه می خواهد اما آنهایی كه از ابتدا هزینه های بنیادگرایی را ندیدند و نسنجیدند و یا به شوخی گرفتند در میانه راه ماندند و ناگوارتر آنان كه پیشقراولانه می تاختند و آنگاه كه نتوانستند دامنه های پر فراز را بالا روند سقوط كردند و دیگران را نیز به همراه خود برای همیشه به دره بد بختی نشاندند. &lt;BR&gt;اگر پای رفتن نداری بر جاده آرمان ها پا مگذار!&lt;BR&gt;&amp;nbsp; </description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/47">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-06-21T01:13:09+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>مزه احمدی نژاد </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/47</link>
        <description>&lt;P&gt;&lt;A title=&quot;وبگاه جامع به سوی دولت اسلامی&quot; href=&quot;http://dolate-eslami.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 132px; HEIGHT: 217px&quot; height=225 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://dolateslami.persiangig.com/logo-2.jpg&quot; width=140 align=right border=0&gt;&lt;/A&gt;&amp;nbsp;&lt;FONT color=#000000&gt;بچه تر که بودیم وقتی غذای خوب و خوشمزه ای می خوردیم،سعی می کردیم بعدش چیزی نخوریم تا خوشمزگی اون رو از بین ببره یا مثلا لقمه خوشمزه غذا رو میذاشتیم آخر غذا می خوردیم تا مزش زیر زبونمون باقی بمونه.حالا هم که بزرگ شدیم بعضی چیزها بهمون جوری مزه میده که حیفمون میاد مزه اون از بین بره و سعی می کنیم هر طور شده مزه اون را برای خودمون نگه داریم خوبی ها و خوشمزگی هایی که خاطرههاشون اونقدر شیرینه که گاهی چشمامون رو می بندیم و سعی می کنیم مزه اولی اون ها رو به یاد بیاریم.خاطرههایی که هنوزم که هنوزه دهنمون رو آب میندازه و مشاعرمون رو از بین میبره.حکایت انتخاب احمدی نژاد حکایت مزه خوبی که رفته زیر زبونمون و هنوزم که هنوزه وقتی یادش میافتیم خدا خدا می کنیم که مزه اون از بین نره.حکایت انتخاب مردی که باانتخابش خیلی از ارزشهای فراموش شده یادآوری و بار دیگه روح انقلاب و انقلابی گری در نظام دمیده شد اما با این همه گاهی همین مردی که وسیله تجدید عهد الهی انقلابی شد سوتی هایی میده که تو دل آدم رو با ا اون ها خالی &lt;BR&gt;میکنه؛ سوتی هایی که باعث میشه این فکر به ذهن آدم خطور کنه نکنه این سوتی ها ادامه پیدا کنه تا جایی که تلافی اون شیرینی ابتدایی رو در بیاره و تلخی موندگاری رو از خودش جا بذاره ! به خاطر همین باید دعا کنیم و از خدا بخواهیم که :&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#33cc00&gt;خدایا عاقبت ما و احمدی نژاد رو ختم به خیر بفرما&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/46">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-06-19T05:18:47+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>بزرگداشت چشم ها </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/46</link>
        <description>&lt;A id=apf4 href=&quot;http://www.google.com/imgres?imgurl=http://img3.myimg.de/i4kawl66cf8.jpg&amp;amp;imgrefurl=http://impersionist.persianblog.ir/&amp;amp;usg=__NjSE4ndjAU_-3usbEhZcShRdywk=&amp;amp;h=350&amp;amp;w=350&amp;amp;sz=21&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=5&amp;amp;um=1&amp;amp;itbs=1&amp;amp;tbnid=hpzFfnYDeNFMMM:&amp;amp;tbnh=120&amp;amp;tbnw=120&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D%25DA%25A9%25D8%25A7%25D8%25AF%25D9%2588%26um%3D1%26hl%3Dfa%26lr%3D%26tbs%3Disch:1&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;بزرگ داشت چشم ها &quot; hspace=0 src=&quot;http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:hpzFfnYDeNFMMM:http://img3.myimg.de/i4kawl66cf8.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/A&gt;این طور که در خاطرم هست عنوان بالا را در یکی از کتابهای &quot;علی صفایی&quot; خوانده ام؛آنجایی که از قارون اسم می برد و می گوید قارون به دنبال بزرگ&amp;nbsp;داشت چشم ها بود و این چشم ها بودند که او را در کجروی خود به جلو می بردند.مردمی که می گفتند: &quot;یا لیت لنا مثل ما اوتی قارون ای کاش ما هم مثل آنچه به قارون داده شده داشتیم&quot;با نگاه متعجب و حسرت آلود خود به دارایی های قارون او را به پرتگاه سقوط نزدیک کردند و این قارون,اسیر در بزرگ داشت چشم ها بود که هزینه اسارت خودگزیده اش را پرداخت و برای همیشه سقوط کرد.در جامعه ما هم از این سبک اسارت ها کم نیست،اسارت های اختیاری البته با ظاهری موجه و حتی پسندیده و اعتقادی.مثلا همین اسارت در حاشیه نام گذاری ها و بزرگداشت های شعاری و بی خاصیت مثل روز معلم , روز زن , روز مادر , روز پدر و... &lt;BR&gt;البته طبیعتا در ابتدا مخالفت با این رسوم رسوخ کرده در فرهنگ برای خیلی ها عجیب و بی معنی است و اعتراض ها و اتهام هایی را متوجه مخالفت کننده می کند اما با این همه باید عده ای بی توجه به ملامت ها حقیقت را فریاد کنند.نام گذاری ها و رسومی که به بعضی از آنها اشاره شد بعضا در ابتدای امر&amp;nbsp; مقدس و با هدفی مقدس و پاک مطرح می شوند و به علت صبغه مذهبی داشتن به راحتی در لایه های فرهنگی جامعه مذهبی رسوخ می کنند؛ مثلا در ابتدای امر از شخصیت معلم و مقام معلمی نام برده می شود و در اهمیت معلمی ،اجر و ثواب معلمی و اینکه نقل شده است&amp;nbsp; &quot;من علمی حرفا فقد صیرنی عبدا&quot;سخن رانده می شود و در نهایت اینگونه نتیجه گرفته می شود که باید یک روز یا یک هفته را در سال به بزرگ داشت مقام معلم اختصاص دهیم. تمام مراحلی که برای این نتیجه طی می شود خوب بلکه عالی است و حتی شاید بتوان گفت نتیجه هم بدون اشکال است اما اشکال از حاشیه این بزرگ داشت شروع می شود.حاشیه ای که پس از مدتی نه چندان طولانی به جای متن می نشیند و حتی با متن تضاد پیدا می کند. حاشیه از آنجایی شروع می شود که وقتی تصمیم به بزرگداشت و تکریم گرفتیم می اندیشیم که چگونه باید تکریم کنیم و چگونه باید با نام ها و نامگذاری ها کنار بیاییم.لاجرم از آنجایی که انس ذهنیمان با مادیات است و ارزش ها را با امور اقتصادی می سنجیم و دائما بر خدایگان پول سجده می بریم نتیجه می گیریم هدیه ای از سوق المسلمین تهیه کنیم و در حقیقت با یک تیر دو نشان را زده باشیم هم معلم , مادر , پدر یا دیگر عزیزان را تکریم کرده ایم و هم بازار مسلمین را رونق داده ایم. باز هم تا اینجای کار به حسب ظاهر اشکالی ندارد اما پس از مدتی که فرهنگ تکریم با مقیاس مادی جا افتاد از آنجایی که به رقابت در هر زمینه علاقه داریم خواه ناخواه بزرگداشت و تکریم را به میدان مسابقه تبدیل می کنیم و به هدیه هایی که بنا بود نشانه ای کوچک از تکریم و بزرگداشت باشند کما و کیفا می افزاییم تا خدایی ناکرده از سایر رقبا در این میدان مسابقه عقب نمانیم این جاست که بزرگداشت مقام و منزلت جای خود را به بزرگداشت چشم ها می دهد و نقش سنجش بزرگی و کوچی انسانها و عاطفه ها را چشم ها به عهده می گیرند&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; سعیکم شتی تناقض اندرید&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; روز می دوزید و شب می اندرید &lt;BR&gt;هر چند فرهنگ هدیه دادن فرهنگ خوبی است و حتی در آداب دینی هم نسبت به آن توجه داده شده اما این فرهنگ که همه باید یک روز به عزیزی هدیه دهند با حاشیه شومی رو به رو می شود که به طور مثال دوستی نقل می کرد دوستی دیگر برای خانم اش همه ساله طلا می خرد اما امسال نتوانست چنین کاری بکند برای همین رابطه شان برای مدتی کدر بود!! &lt;BR&gt;ممکن است کسانی بخواهند برای زدودن این مشکلات با توصیه اخلاقی و پند اندرز این گرفتاری ها را بر طرف کنند اما وقتی فرهنگی از ریشه خراب است و ماهیتا به اینجا ختم می شود،چگونه می توان با توصیه اخلاقی جلوی نقاط منفی ای که در ذات آن است گرفت؟ &lt;BR&gt;این سبک از فرهنگ بزرگ داشت و نامگذاری روزها در ذات خود دو نقطه منفی جدایی ناپذیر دارد یکی اینکه انسانی که این فرهنگ برای او طراحی شده انسانی است که بر روی زمین سرگردان است و از بی هویتی خود رنج می برد و برای پر کردن خلاء های خود تصمیم می گیرد هر روزش را به نامی نام گذاری کند تا از این راه بتواند خود را به نوعی مشغول کند هر چند قبول این تحلیل در رابطه با انسانهای جامعه دینی سخت است اما نمی توان تاثیر فرهنگ های این دستی و چنین اندیشه ای را بر جوامع دینی انکار کرد و بهترین دلیل صدق ، وجود و حتی حکومت چنین نگاههایی است.&lt;BR&gt;دوم اینکه شاخص ترین ابزار سنجش و حاکم بر روابط در زندگی امروزی پول است که قدرت ساحرانه آن قابل انکار نیست.قدرتی که چشم ها را تسخیر می کند و مرموزانه در فرهنگ بزرگ داشت ها رسوخ می کند.&lt;BR&gt;در پایان اگر بعضی از نامگذاری ها بتواند توجیهی داشته باشد اما نامگذاری روزی به عنوان زن خیلی مضحک و بی معنی است که توضیح آن مجال دیگری را می طلبد. &lt;BR&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/45">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-05-24T01:49:03+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>فراتر از خمودی </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/45</link>
        <description>&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;IMG alt=&quot;نسل روح الله&quot; hspace=0 src=&quot;http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ferjDyVQjwA1tM:http://publicrelations.mubabol.ac.ir/NewsPic/%D8%B7%C2%A8%D8%B7%C2%B3%D8%BA%C5%92%D8%B7%C2%AC3.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;امروز سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر بهانه ای است برای به روز شدن &lt;BR&gt;&quot; الف تا نون &quot; با دست نوشته ای از دوران نوجوانی :&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;رویارویی با کلماتی چون جنگ ، جنگ ایمان و رذالت ، نسل سوم جنگ ، جنگ مقدس ، جنگ تا رفع فتنه ، تا زنده ایم رزمنده ایم ، فرهنگ بسیجی ، منتظر بسیجی ، بسیجی منتظر ، استضعف یستضعف استضعاف، بسیج مستضعفین ، رویارویی با چنین کلماتی سیاه مشقی از واژه های نا مفهوم در ذهنم پدید آورد . چگونه می توانستم از کنار این همه واژه بگذرم و خود را سرگرم زندگی روزانه ام کنم. من فرزند نسلی هستم که با این واژه ها &lt;BR&gt;زندگی کرد و به امید میراثداری من چنین واژه هایی را در دفتر خاطرات خود باقی گذاشت . نوجوانی از نسل سوم جنگ در مقابل مفاهیمی گنگ و مبهم.آینده ای مه آلود اما هدفی بسیار بزرگ؛ زیرا که انسان بزرگ است و تا ابدیت به پیش می رود.به یاد خاطره ای از حاج احمد متوسلیان افتادم. آنگاه که خستگی و خواب آلودگی یک مبارز را دید با دست به سمت افق اشاره کرد و گفت : وقتی پرچم را در آن دور دست زدی می توانی استراحت کنی . آری هدف بسیار بزرگ است ؛ برافراشتن پرچم&lt;FONT color=#33cc00&gt; انتظار &lt;/FONT&gt;در امتداد افق. اما چگونه باید رفت ؟ در فراز و نشیب زندگی چگونه می توان مقاومت کرد؟ &lt;BR&gt;به سراغ گذشته رفتم تا شاید راهی برای آینده خویش ترسیم کنم . دهه شصت ؛ دهه ای که آن واژه های مبهم را برایم به میراث گذاشت. باید در لا به لای زندگی همان واژه سازان به دنبال فرهنگی می گشتم شاید با معنا کردن این واژه ها راه را می شناختم . آری دهه شصت. دهه شصت شاهد مردانی بود که آفریننده این واژگان بودند و پرچم &lt;FONT color=#33cc00&gt;انتظار&lt;/FONT&gt; را که می رفت به فراموشی سپرده شود به دوش گرفته و لبیک گو به ندای مصلح کل با &lt;BR&gt;تمسخر به زندگی به ظاهر آرام مرفهین بی درد در راه اعتلای این پرچم مقدس به استقبال آتش و &lt;FONT color=#cc0000&gt;خون&lt;/FONT&gt; رفتند. در طلیعه لشکر بیدارگران اقلیم غفلت، مبارزان حوزه و روحانیت بودند که رساله علمیه و عملیه خود را به دم &lt;FONT color=#ff0000&gt;شهادت &lt;/FONT&gt;و مرکب &lt;FONT color=#ff0000&gt;خون&lt;/FONT&gt; نوشته اند. آنان که تا کشف حقیقت تفقه به پیش تاختند و برای قوم و ملت خود منذران صادقی شدند که بند بند حدیث صداقتشان را قطعات پاره پاره پیکرشان گواهی کرده است.آنان توانستند با ثبات قدم و&lt;BR&gt;صفای اندیشه خویش ابر تسلیم را از زندگی تاریک بسیاری از امتها کنار زنند و فجر &lt;FONT color=#33cc00&gt;انتظار&lt;/FONT&gt; را برای رسیدن به صبح ظهور با &lt;FONT color=#ff0000&gt;خون&lt;/FONT&gt; خود گلگون کنند.اینجا بود که با نگاه به گذشته ای نه چندان دور توانستم واژه هایی نا مفهوم را معنا کنم اما نه واژه هایی خشک و بی تحرک بلکه کلید واژه های یک فرهنگ ، یک فرهنگ ناب،فرهنگ بسیجی .براستی مگر فرهنگی جر فرهنگ بسیج و بسیجی می تواند مقدمه ساز انقلابی به گستردگی کره خاک باشد. مگر با غیر از فرهنگ بسیجی می توان&amp;nbsp;پرچم &lt;FONT color=#33cc00&gt;انتظار &lt;/FONT&gt;را در امتداد افق بیفراشت ؟! &lt;BR&gt;امروز شعار انتظار تنها زیبنده آنهایی است که فراتر از خمودی ها رشته تعلق به زندگی بی موعود را گسسته و با سلاح ایمان در راه اهداف بلند و مقدس فداکاری می کنند . اینان بسیجیانند ؛ &lt;FONT color=#33cc00&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;زمینه&lt;/FONT&gt; سازان عصر ظهور &lt;/FONT&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/44">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-05-21T02:29:55+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>در رثای عدالت </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/44</link>
        <description>&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.bmiblog.ir/%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA.jpg&amp;amp;imgrefurl=http://bmiblog.ir/commentate/&amp;amp;usg=__1exKEXA7QvZxeQ_PkAHAsynyLcc=&amp;amp;h=400&amp;amp;w=300&amp;amp;sz=17&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=18&amp;amp;um=1&amp;amp;itbs=1&amp;amp;tbnid=gUJ-jakIPZtqXM:&amp;amp;tbnh=124&amp;amp;tbnw=93&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25B9%25D8%25AF%25D8%25A7%25D9%2584%25D8%25AA%26um%3D1%26hl%3Dfa%26lr%3D%26tbs%3Disch:1&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;در رثای عدالت &quot; hspace=0 src=&quot;http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:gUJ-jakIPZtqXM:http://www.bmiblog.ir/%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای درک مظلومیت عدالت در زمان ما همین بس که هر کس دم از عدالت می زند متهم به احمدی نژاد زدگی می شود مثلا همین چند روز پیش در جمعی نشسته بودیم و داشتیم برای تاسیس مجموعه ای فرهنگی تصمیم گیری می کردیم و می خواستیم نامی زیبا و پر مفهوم انتخاب کنیم . در میان نام هایی که پیشنهاد می شد کسی با الهام از آیه 21&amp;nbsp; سوره آل عمران عنوان &quot;شهدای عدالت&quot; را پیشنهاد کرد (ویقتلون الذین یامرون بالقسط)&amp;nbsp; &lt;BR&gt;اما همین که این عنوان از دهان دوست ما خارج شد وانگهی کسی از گوشه مجلس با همراهی غرولند دیگر حاضران گفت : این دیگه خیلی دولتی شد!&lt;BR&gt;مثل اینکه دوست و دوستان معترض ما متوجه نبودند که این عنوان برگرفته از آیه ای از آیات قرآن کریم است و همین مساله عدالت دغدغه انبیاء الهی است دغدغه ای که خداوند حتی درباره ابزار آن هم آیه نازل کرده و فرموده است : &quot;و انزلنا الحدید فیه باس شدید&quot; و دستور به خیزش و قیام برای تحقق عدالت و عدالت خواهی داده است : &quot;یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین بالقسط&quot; &lt;BR&gt;دغدغه ها،شعارها و دستورهایی که سالها قبل از دولت احمدی نژاد مطرح بوده و تاریخ بشریت مشحون از رویدادهای این دستی است اما با این همه اشتباهی که بعضی می کنند و شاید مغالطه ای که بعضی می کنند ناشی از این است که متاسفانه شعار عدالتخواهی&amp;nbsp; را با احمدی نژاد می سنجند و با این سنجش تمام اشتباهات احتمالی احمدی نژاد را به شعار عدالت خواهی تسری می دهند در حالی که درست آنست که احمدی نژاد &lt;BR&gt;را با عدالت بسنجیم و بسنجند تا قداست عدالت خواهی با اشتباهات احتمالی افراد لکه دار نشود و&amp;nbsp;این آرمان مقدس دچار سیاست زدگی نشود. احمدی نژاد با وجود اینکه با&amp;nbsp; بازخوانی شعار اصیل انقلاب و دغدغه پیامبران الهی وارد عرصه سیاسی شد اما مسلما در آینده تاریخ رفتار او را با عدالت می سنجند چرا که هر چند&lt;BR&gt;سطحی نگران و مغالطه گران عدالت را با احمدی نژاد می سنجند و سعی می کنند شعار عدالت محوری را با اشتباهات عدالت خواهان پوچ و بی معنی جلوه دهند اما عدالت و عدالت خواهی آنقدر بلند مرتبه است که اشتباهات کوچک و حتی بزرگ عدالت خواهان و حتی نفاق کسانی که نام عدالت نان می خورند به بلندای قداست آن نمی رسد و برای همیشه تاریخ در اوج آرمان های الهی باقی می ماند تا در نهایت به دستان وارث انبیاء و اولیاء به شکل کامل و در تمام جوانب لباس تحقق و عینیت بپوشد.&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/43">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-05-08T01:53:58+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>سنگ بنا </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/43</link>
        <description>&lt;P&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;A id=apf0 href=&quot;http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.rohama.org/files/fa/news/1388/12/4/6030_148.jpg&amp;amp;imgrefurl=http://www.rohama.org/fa/pages/%3Fcid%3D3769&amp;amp;usg=__yiNX06ZNPvd7TSXBW5gGkc3lGvY=&amp;amp;h=308&amp;amp;w=462&amp;amp;sz=45&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=1&amp;amp;itbs=1&amp;amp;tbnid=Sixdu9yTUj6YOM:&amp;amp;tbnh=85&amp;amp;tbnw=128&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25AD%25D8%25AC%25D8%25A7%25D8%25A8%26hl%3Dfa%26gbv%3D2%26tbs%3Disch:1&quot;&gt;&lt;IMG height=85 alt=&quot;سنگ بنا &quot; hspace=0 src=&quot;http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:Sixdu9yTUj6YOM:http://www.rohama.org/files/fa/news/1388/12/4/6030_148.jpg&quot; width=124 align=right border=0&gt;&lt;/A&gt;&amp;nbsp;مرحوم سید عبد الحسین شرف الدین وقتی تصمیم گرفت اصلاحات فرهنگی را در لبنان آغاز کند گفت:&quot;لا ینتشر الهدی الا من حیث انتشر الضلال&quot;فراگیر شدن فرهنگ&amp;nbsp; درست و پسندیده از آن جایی آغاز می شود که فرهنگ انحرافی از همان نقطه آغاز شده است و با این نگاه بود که ایشان &quot;نادی امام الصادق&quot; را تاسیس کرد.مرحوم&amp;nbsp;شرف الدین کانون آغازین انحراف را نهاد آموزشی لبنان تشخیص داد؛نهادی که استعمار فرانسه برای اشاعه فرهنگ مورد نیاز خود دست بر آن نهاد و برای رسیدن به اهداف استعماری خود از آن نقطه شروع به کار کرد.استعمار فرانسه وارد لبنان شد و تاسیس مدارسی با اساسنامه مورد پسند خود را دستور کار خود قرار داد و آنگاه که بیدارگرانی همچون مرحوم شرف الدین تصمیم به بیدارگری گرفتند از همان نقطه آغاز انحراف برای خاتمه دادن به کجروی ها اقدام کردند و موسساتی آموزشی مانند &quot;نادی امام الصادق&quot; را پایه گذاری کردند . &lt;BR&gt;امروز که ما نیز تصمیم گرفته ایم با فرهنگ برهنگی مبارزه کنیم،باید ببینیم نقطه شروع انحراف و ترویج برهنگی کجاست تا از همان جا به مبارزه با برهنگی و ترویج فرهنگ عفاف اقدام کنیم برای شناخت عوامل و علل اشاعه فرهنگ برهنگی باید با رعایت بی طرفی و خالی از دوستی ها و دشمنی ها بر کرسی قضاوت نشست و فرافکنی مسئولین ذی ربط را صرفا به عنوان یک احتمال در نظر داشت. آیا فرهنگ برهنگی در ایران اسلامی ما از مدارس آغاز شد و سیستم آموزشی ما خاستگاه این فرهنگ است ؟ به طوری که باید گناه اولین گام های انحرافی را به عهده متولیان امور آموزشی و نهادهای آکادمیک گذاشت ؟ برای جواب به این سوال و احتمال باید در نظر داشت که هرچند نهادهای آموزشی در کم کاری و عدم ایجاد مقتضی برای پاسداری ، ترویج و مبارزه با بی عفتی مقصر هستند اما این ها هیچ کدام نقطه شروع انحراف در فرهنگ عفافی که به برکت انقلاب اسلامی ایجاد شده بود نیست به این علت که فرهنگ از راه تبلیغات ترویج می شود و عدم ایجاد مقتضی برای فرهنگ عفاف هر چند گناه نهادهای آموزش ماست اما این عدم ایجاد مقتضی با تبلیغ و ترویج فرهنگ بی عفتی و برهنگی به عنوان نقطه آغاز اشاعه فرهنگ ها تفاوت می کند.ممکن است گناه زمینه سازی و آغاز فرهنگ بی عفتی به دوش تولیدی ها و واردکنندگان پوشاک که اقدام به تولید و واردکردن لباسهایی منافی با فرهنگ عفاف می کنند گذاشته شود اما باید دید صرف وجود مدل ها و پوشش های نامناسب نقطه آغاز تحول و حرکت به سمت فرهنگ بی عفتی است یا اینکه اگر واقع بینانه نگاه کنیم باید ببینیم که ذائقه ها کجا و چگونه تغییر کرده است ؟ به نظر می رسد گناه تولیدی ها و واردکنندگان کالاها و پوشاک منافی با عفت هر چند خیلی بزرگ است اما ذائقه ها توسط ارگانهای دیگری که نقش تبلیغات را دارند تغییر کرده است و در حقیقت باید دید مشتری این مدل ها توسط چه کسانی و بوسیله چه تشکیلاتی ساخته می شود ؟ و چه تشکیلاتی مردم را به سمت این بازارها سوق داده است ؟ در جواب این سوال ممکن است گفته شود&amp;nbsp; نیاز طبیعی ، جامعه را به سمت بازار می کشاند و بازاری که با مدل های منافی با عفت اشباع شده است حق انتخاب را از مردم می گیرد و اینگونه فرهنگ بی عفتی نهادینه می شود اما با وجود اینکه این حرف نسبتا اما نه کاملا درست است ولی باید توجه داشت فرهنگ بیگانه خاک ریز به خاک ریز نفوذ خود را آغاز کرده است و اینگونه نبوده که به یکباره بازار پوشاک ما را با پوشش هایی منافی با فرهنگ عفت به تسخیر خود &lt;BR&gt;در آورد به عنوان مثال اگر در 10 سال قبل 99% بازار پوشاک ما مطابق با فرهنگ عفاف بوده دشمن نمی توانست ظرف یک سال با یک حرکت دفعی این رقم را کاملا به نفع خود تغییر دهد و بازار ما را به تسخیر فرهنگی خود در آورد بلکه در ابتدا با حرکت آهسته آن 1%&amp;nbsp; مطلوب خود را تقویت می کند و در برنامه درازمدت بازار ما را با فرهنگ خود تصاحب می کند.با این حساب صحبت بر سر این است که چه کسی به نفوذ ابتدایی و کم دشمن مجال عرض اندام داد و بلکه خط دفاعی ما را به نفع دشمن به عقب منتقل کرد تا جایی که در مرز سقوط قرار گرفتیم و شاید بتوان گفت سقوط کردیم ؟ چه کسی فرهنگ بیگانه ای را&amp;nbsp; که در ابتدا سهم غیر قابل توجهی را به خود اختصاص داده بود پرورش داد تا جایی که توانست بازار ما را به تسخیر خود در آورد ؟&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آیا ویدئو که دغدغه ارزشمداران در ابتدای دهه هفتاد بود زمینه ساز و نقطه آغازین فرهنگ برهنگی در جامعه ما است ؟ و یا ماهواره که امروزه تقریبا عادی شده عامل اصلی فرهنگ برهنگی و بی عفتی است؟ باز هم به نظر می رسد هیچ کدام از اینها با تمام سهمی که به نوبه خود داشته اند گام اول را برای اشاعه فرهنگ بی عفتی برنداشته اند زیرا که مخاطب اولیه ویدئو و ماهواره جمعیت معدود سرمایه داری بودند که توان تهیه چنین لوازمی را &lt;BR&gt;داشتند ولی این عده قلیل با وجود نقشی که می توانستند در ترویج فرهنگ برهنگی داشته باشند اما به پشیبانی فرهنگی دیگرانی نیاز داشتند که در بتوانند نقش تکمیلی خود را در انتقال فرهنگ بی عفتی ترویج کنند.با این حساب به جاست که نهادی فرهنگی تبلیغاتی مثل صدا و سیما را مقصر و زمینه ساز ابتدایی اشاعه فرهنگ بی عفتی بدانیم.از آنجایی که به عنوانین و اشکال مختلف به زمینه سازی فرهنگ بی عفتی و حتی تحقیر فرهنگ عفاف اقدام کرده است به طور مثال اشخاص بد حجاب را انسانهایی با فرهنگ جلوه می دهد که با فن آوری و ... آشنا هستند( بگذریم از اینکه خود این ارزش نیست و گناه دیگر ارزش جلوه دادن تکنولوژی و هدف نشان دادن ابزار است) اما خانم های محجبه را انسانهایی امل و عقب افتاده نشان می دهد و به بهانه خنده و تفریح قبح اختلاط زن و مرد نامحرم را شکسته است ؛ و دهها مورد دیگر . جالب اینجاست که سابقا پشت همه اینها تئوری ها یی پرداخته می شد&amp;nbsp; و به عنوان مثال می گفتند: رسانه ملی وظیفه ای در قبال آحاد جامعه دارد و باید با توجه به تمامی سلیقه ها برنامه تولید کند.غافل از اینکه جدا از مغالطه ای که در این استدلال است باید پرسید تفکر اسلامی انقلابی تا چه اندازه در سالهای گذشته در برنامه های صداو سیما حضور داشته است &lt;BR&gt;باز هم به عنوان مثال در توجیه برنامه های منافی با عفت و بیگانه از فرهنگ اسلامی انقلابی می گفتند: &quot;اگر این سبک برنامه تولید نشود مردم رو به ویدئو و ماهواره می آورند&quot; . باز هم اشتباه می کردند و شاید به اشتباه می انداختند چرا که این سبک برنامه ها با از بین بردن نسبی عفت جاده صاف کن برنامه های کاملا ضد اخلاقی و ضد ارزشی شبکه ماهواره ای می شوند و الا در مرحله اول که پرده دری ها صورت نگرفته کسی به سراغ آن دست از فیلم ها نمی رود. از طرفی تثبیت مدل های خارجی نیز توسط صداوسیما صورت می گیرد صداوسیمایی که چه در پوشش مجریان و چه در تولیدات فیلم و سریال خود مدهای نوظهور را به تصویر می کشد و برای تاریخ معینی آنها را در جامعه تثبیت می کند...&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; به نظر می رسد در حرکت اصلاحی برای باز گرداندن فرهنگ عفاف نقش غیر قابل انکاری متوجه صدا و سیما است تا به عنوان کسی که پایه های دیوار بی عفتی را چیده است وارد میدان کار شود و خطای گذشته خود را اصلاح کند. البته مسئولیت بزرگ صدا و سیما به عنوان بانی این دست کجروی ها به معنی بی فایده بودن و عدم لزوم برخورد گشت ارشاد نیست به این دلیل که هر چند جوگیری و بی توجهی عده ای علت دامن زدن به بی عفتی است اما نمی توان عناصر لجوج و مغرضی که سعی در کریه و بی عفت جلوه دادن فضای جامعه اسلامی ایرانی را دارند از صفحه معادله خارج کرد.در ثانی چرا گوشه ای از مسئولیت تذکر لسانی به عهده نیروی انتظامی و گشت ارشاد نباشد؟&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نهایتا برای موفقیت همه کسانی که به هر نحو در مبارزه با فرهنگ بی عفتی تلاش می کنند دعا می کنیم که : &lt;BR&gt;&quot; یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد &quot; &lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/42">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-04-30T02:35:18+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>نام یا ننگ </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/42</link>
        <description>&lt;P&gt;&lt;A id=apf8 href=&quot;http://www.google.com/imgres?imgurl=http://www.parsiblog.com/FirendsAlbum/mostazafin/arab.GIF&amp;amp;imgrefurl=http://mostazafin.parsiblog.com/Archive26227.htm&amp;amp;usg=__sfmTM2WGaYkv9KeaOHENOlma2eE=&amp;amp;h=865&amp;amp;w=1003&amp;amp;sz=44&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=29&amp;amp;itbs=1&amp;amp;tbnid=kooQTvWX_-6JvM:&amp;amp;tbnh=128&amp;amp;tbnw=149&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25A2%25D9%2584%2B%25D8%25B3%25D8%25B9%25D9%2588%25D8%25AF%26start%3D20%26hl%3Dfa%26sa%3DN%26gbv%3D2%26ndsp%3D20%26tbs%3Disch:1&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;نوکر امریکا و اسرائیل &quot; hspace=0 src=&quot;http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:kooQTvWX_-6JvM:http://www.parsiblog.com/FirendsAlbum/mostazafin/arab.GIF&quot; align=left border=0&gt;&lt;/A&gt;&amp;nbsp;&quot;اگر مى‏خواستیم پرده از چهره كریه دست نشاندگان آمریكا برداریم و ثابت كنیم كه فرقى بین محمد رضا خان و صدام آمریكایى و سران حكومت مرتجع&amp;nbsp;عربستان در اسلام‏زدایى و مخالفتشان با قرآن نیست و همه نوكر امریكا هستند و مأمور خراب كردن مسجد و محراب و مسئول خاموش نمودن شعله فریاد حق طلبانه ملتها، باز به این زیبایى میسر نمى‏گردید، و همچنین اگر مى‏خواستیم به جهان اسلام ثابت كنیم كه كلیدداران كنونى كعبه لیاقت میزبانى سربازان و میهمانان خدا را ندارند و جز تأمین امریكا و اسرائیل و تقدیم منافع كشورشان به آنان كارى از دستشان برنمى‏آید، بدین خوبى نمى‏توانستیم بیان كنیم و اگر مى‏خواستیم به دنیا ثابت كنیم كه حكومت آل سعود، این وهابیهاى پست بیخبر از خدا بسان خنجرند كه همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته‏اند، به این اندازه كه كارگزاران ناشى و بى‏اراده حاكمیت سعودى در این قساوت و بى‏رحمى عمل كرده‏اند، موفق نمى‏شدیم و حقا كه این وارثان ابى سفیان و ابى لهب و این رهروان راه یزید روى آنان و اسلاف خویش را سفید كرده‏اند.&quot;جملات بالا یادگاری از امام عزیزمان است که پس از جنایت آل سعود و کشتار حجاج ایران اسلامی و در تحلیل دستاوردها و سیاست های شوم این خاندان سفاک نوشتند و برای ما به یادگار گذاشتند اما چقدر زود از یادمان رفت و فراموش کردیم که با چه کسانی رو به رو هستیم. فراموش نمی کنم که &lt;BR&gt;در انتخابات دوره نهم بود&amp;nbsp;، برای توجیه صلاحیت بلکه اصلحیت یکی از نامزدهای انتخاباتی چقدر تئوری می بافتند و سیاست خارجی قوی و روابط حسنه نامزد مورد نظر را در عرصه بین المللی به رخمان می کشیدند. مثلا اینکه اگر این آقا بیاید با ملک عبدالله رفیق است و باعث بهبود روابط فی ما بین می شود.غافل از اینکه این مورد در قاموس اسلام انقلابی و در مکتب امام نه تنها نام نیست بلکه ننگ است.با این همه گذشت و گذشت تا اینکه جنگ غزه پیش آمد و تامین سوخت جنگنده های اسرائیلی به حساب دفتری شاهزاده های سعودی. از همان وقت بود که صداو سیمای ما یواش یواش و البته کج دار مریز و با گوشه کنایه خیانت های آل سعود را در اخبار می گنجاند و البته همچنان عرف دیپلماسی را رعایت می کرد.بعد از جریان فتنه سبز و دخالت شبکه تلوزیونی العربیه پرده پوشی ها کمتر شد اما همچنان محافظه کاری ادامه داشت . همه اینها به علاوه بهانه کردن انفولانزای نوع &quot; ای&quot; برای لاپوشی برخورد بد ماموران سعودی با زائران ایرانی نوع برخورد و تعامل ما را با سعودی ها نشان می دهد.تعاملی که عدول از سیره حضرت امام و برخورد قاطع با شاهزادهای سعودی و شیوخ خائن شیخ نشینان منشا آن است.ای کاش که نوع ادبیات هیمنه شکن امام که ابهت پوشالی شاهان و درباریان خائن کشورهای اسلامی را فرو می نشاند به فراموشی سپرده نمی شد و بیش از امروز فرهنگ استکبار ستیزی در واژه هایمان بروز میکرد.&quot;حسین اردنی&quot;، &quot;حسن مراکشی&quot;، &quot;مبارک نا مبارک&quot;واژه های به یادگار مانده از اماممان است که نا آشنایان با فرهنگ استکبار ستیزی را به تعجب وا می دارد به هر روی این ها مقدمه ای &amp;nbsp;بود برای نگاه دوباره به روابطمان با وهابیان آل سعود که با تمام فیگور حق به جانبی که گرفتیم دوباره شال و کلاه کرده ایم و می خواهیم برای انجام مناسک عمره و زیارت خانه توحید با اهل شرک هم پیاله شویم. با این حساب کسی که به تمام مقدمات&amp;nbsp;بالا &amp;nbsp;توجه و اعتقاد داشته باشد ممکن است اینگونه نتیجه بگیرد که&amp;nbsp; باید تمام روابط ما با سعودی حتی اعزام به حج و عمره نیز تعطیل شود اما این مساله نشدنی است از آنجایی که عدم اعزام به حج بهانه تبلیغاتی به دست وهابیت می دهد تا در تمام دنیا گسیختگی شیعیان و به خصوص تنها حکومت شیعی را از فرامین قرآنی در تمام دنیا فریاد&amp;nbsp; و شیعیان را انسانهایی تارک فرامین الهی و فرائض ربانی معرفی کند در ثانی چنانچه اعزام به حج از طریق نظام صورت نگیرد بی اعتنایان به مسائل جهانی و مسلمانان به اسلام صوری و فردگرایانه بار سفر می بندند و با استقبال و خیر مقدم شاهزاده های سعودی ، به زعم خودشان به زیارت خانه توحید مشرف می شوند « و هم یحسبون انهم یحسنون صنعا » &quot;گمان می کنند که کار خوبی می کنند &quot;. نهایتا آتش تهیه ای که بنا بود بر سر &lt;BR&gt;دشمن ببارد همانند تف سر بالا به خودمان باز می گردد و جبهه بندی ها از هم می پاشد. تعطیلی صرف عمره به این صورت که فقط اعزام حج صورت بگیرد و اعزام به عمره متوقف شود نیز نشدنی است زیرا که ممکن است سعودی به بهانه تعطیلی عمره ، سهمیه حج جمهوری اسلامی را حذف کند و از این طریق بخواهد تک جمهوری اسلامی را پاسخ بگوید در نتیجه باز خطر تبلیغاتی علیه شیعیان، ما را تهدید می کند و باعث حذف حضور و تعامل مستقیم با سایر مسلمانان می شود ( بگذریم از اینکه شاید چندان هم از این ظرفیت استفاده نمی شود ) البته تهدید به حذف سهمیه حج صرف یک فرض نیست و تا به حال سابقه داشته است؛چنانچه فرزندان حقیقی حضرت امام خمینی، برادران حزب الله لبنان وقتی سالهای قبل در صحن حرم الهی و مسجد الحرام به اعلام برائت از مشرکین می پرداختند و بر این فرمان الهی حضرت امام لبیک می گفتند ، به قطع سهمیه حج بعثه حزب الله تهدید شدند.جدا از اینکه همین مدت کمی که تعطیلی عمره صورت گرفت از تریبون های داخلی شنیدیم که می گفتند: &quot;باید مساله حج و عمره را از سیاست جدا کرد&quot;. کلامی که شاید ناشی از اسلام مسخ شده باشد به علاوه عمره با تمام قداستی که دارد در تماس با منافع مادی عده ای است که با وجود باور به تمام خیانتها و ناپاکی شاهزادگان سعودی همچنان با هزاران تئوری و توجیه از اعزام به عمره حمایت می کنند. با این همه تنها راهی که باقی می ماند این است که علاوه بر بهره برداری تبلیغاتی و سیاسی از حج و عمره که همیشه مد نظر امام و رهبری بوده و در فلسفه حج مکمن است ،&amp;nbsp; کاری کنیم که سعودی ها کمترین بهره اقتصادی را از حج و عمره ببرند به این صورت که اقلام خوراکی مورد احتیاج زائران از ایران وارد شود و کمترین خرید کالا توسط زائران ایران اسلامی صورت بگیرد زیرا که بازار سعودی بالخصوص در زمان عمره عمدتا توسط زائران ایرانی می چرخد از آنجایی که سایر کشورهای اسلامی به علت فقر و یا بی اعتنایی زائر چندانی برای ایام عمره ندارند و همین عده کم نیز به دلائلی همانند ایرانیان به سمت بازارهای مکه ، مدینه و جده هجوم نمی برند.در مقابل ایرانیان علاوه بر حجم بالای زائر به سمت بازارها روانه می شوند.تا جایی که برای بعضی نفس خریدن ملاک است هر چند کالا بنجل باشد. با توجه به این فرهنگ خرید و فضای حاکم بر سفرهای زائران ایرانی روشن می شود که چرخش بازار سعودی، در زمان عمره،توسط زائران ایرانی صرف یک ادعا نیست. این دو پیشنهاد بدون سابقه نیست و نسبت به پیشنهاد اول و وارد کردن کالاهای ایرانی برای خوراک زائران ایرانی هر چند اقداماتی صورت گرفته است اما سعودی ها برای اینکه چنین حربه ای را از دست جمهوری اسلامی بگیرند، با وارد کردن مستقیم مواد خوراکی برای تامین خوراک زائران ایرانی موافقت نمی کنند و حداقل نقش واسط گری را برای خود در نظر دارند.به این صورت که اجناس خوراکی به شرکتی سعودی فروخته شود و جمهوری اسلامی همین اجناس را با قیمتی بالاتر از آن شرکت سعودی در داخل کشورشان خریداری کند. درباره پیشنهاد دوم هم مقام معظم رهبری تلویحا در توصیه های خود به زائران جمهوری اسلامی بی اعتنایی به خریدهای بی معنی و خالی کردن بازار را گوش زد کرده و توجه و استفاده از فضای معنوی حج را توصیه می کنند اما با این همه برای تحقق پیشنهاد دوم و عدم بهره رسانی بیش از حد اقتصادی به طرف مقابل عزم جدی و تبلیغ گستره ای لازم است که زائران ایرانی باور کنند که آنچه به عنوان خرید سوغاتی در حلقوم بازارهای سعودی می ریزند باعث تقویت بیش از پیش وهابیت می شود و &lt;BR&gt;همین سرمایه ای که ما وارد بازار آل سعود می کنیم فردا روزی هزینه تامین سوخت هواپیماهای صهیونیست و یا هزینه القای اختلاف بین احزاب عراقی و عملیاتهای تروریستی و پشتیبانی از دولت سفاک یمن می شود در حالی که بنا بر فرهنگ اسلامی کوچک ترین کمک رسانی به ظالم بمنزله همکاری و شرکت در ظلم اوست. تحریم و فرهنگ سازی خرید کالاهای بازار آل سعود عزم جدی و توجیه تمام و کمال زائران را می طلبد تا اینکه چنین حرکت هایی مثل تحریم کالاهای اسرائیلی جنبه صوری پیدا نکند و صرف شعاری بی خاصیت&amp;nbsp;نباشد .&amp;nbsp;اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام &lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/41">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-04-23T14:38:08+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>منافق بر روی Desktop</title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/41</link>
        <description>&lt;P&gt;&lt;A id=apf8 href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.irdc.ir/images/upload/banisadr/6.jpg&amp;amp;imgrefurl=http://www.irdc.ir/news.asp%3Fid%3D3486&amp;amp;usg=__rigXB5MIAaXOGYoR5IjxtuXW_dQ=&amp;amp;h=440&amp;amp;w=300&amp;amp;sz=34&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=9&amp;amp;um=1&amp;amp;itbs=1&amp;amp;tbnid=sB9Kld9GF84zAM:&amp;amp;tbnh=127&amp;amp;tbnw=87&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25A8%25D9%2586%25DB%258C%2B%25D8%25B5%25D8%25AF%25D8%25B1%26um%3D1%26hl%3Dfa%26lr%3D%26sa%3DN%26tbs%3Disch:1&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;بنی صدر با غرور حکم تنفیض را از امام می گیرد&quot; hspace=0 src=&quot;http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:sB9Kld9GF84zAM:http://www.irdc.ir/images/upload/banisadr/6.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/A&gt;&amp;nbsp;پیش از این جمله ای نسبتا مبهم کمی ذهنم را مشغول کرده بود؛جمله ای به این مضموم که &quot;نفاق را باید رو نگه داشت&quot; و شاید با این عبارت که &quot;منافق را باید رو نگه داشت&quot;.یادم نیست که این جمله را اولین بار کی،کجا و از چه کسی شنیده ام اما تصویر مبهم این مفهوم هر از چند گاهی در ذهنم عبور می کرد ولی حالا به نظرم ابهام این جمله از بین رفته. با این حساب مثل اینکه این فرمول در صدد بیان این است که بگوید باید به منافق مسئولیت داد تا ایفای نقش کند و مجبور شود باطن خود را برای سایرین به منصه ظهور بگذارد و با تناقض هایی که در گفتار و عملکرد خود نشان می دهد خود را مفتضح کند اما تمام این ها مشروط&amp;nbsp; به سعه صدر و دیدبانی و زیر نظر داشتن شخص منافق است به طوری که رفتارش مثل صفحه Desktop در برابرت باشد تا آنچه می کند مخفی نماند و عملکرد منافقانه خود را در پشت و پسله انجام ندهد؛ بطور مثال صبر و تحمل حضرت امام نسبت به بنی صدر که باعث شد به همگان شناسانده شود؛ در حالی که اگر امام چنین صبر و حوصله ای نداشتند بنی صدر با قیافه ای حق &lt;BR&gt;به جانب کنار می رفت و شاید به این زودی خود را رسوا نمی کرد و در پشت پرده ای ساخته از مظلومیت برای آینده ای نه چندان دور باقی می ماند.چنانچه منافق مجال عرض اندام پیدا نکند در کمون خود به کادرسازی مشغول می شود و در آینده ای نه چندان دور در قامت فرمانده لشکری تازه نفس ظهور می کند و همچون فجر کاذب می درخشد و&amp;nbsp; این فجر کاذب با عمر کوتاه خود لطمات فراوانی را به دنبال دارد.منافق همانند فجر کاذب است چون علی رغم تمام جلوها ، باطل است و سریع از بین می رود. ان الباطل کان زهوقا ؛ بدون شک باطل رفتنی است.&lt;BR&gt;نوشتم تا به روز کرده باشم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/40">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-04-15T05:16:35+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>انقلاب یا نهضت </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/40</link>
        <description>&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.google.com/imgres?imgurl=http://media.farsnews.com/Media/8611/ImageReports/8611110123/20_8611110123_L600.jpg&amp;amp;imgrefurl=http://bacheyazd.blogfa.com/8711.aspx&amp;amp;usg=__cr8ByhclD_GvL7YtK8-erRNXP6E=&amp;amp;h=418&amp;amp;w=600&amp;amp;sz=89&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=14&amp;amp;itbs=1&amp;amp;tbnid=4vAtc2scf8TaWM:&amp;amp;tbnh=94&amp;amp;tbnw=135&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25A7%25D9%2586%25D9%2582%25D9%2584%25D8%25A7%25D8%25A8%26hl%3Dfa%26gbv%3D2%26tbs%3Disch:1&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;انقلاب یا نهضت &quot; hspace=0 src=&quot;http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:4vAtc2scf8TaWM:http://media.farsnews.com/Media/8611/ImageReports/8611110123/20_8611110123_L600.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/A&gt; در تحلیل انقلاب ها و نهضت ها آنچه معروف است،اینست که می گویند انقلابها و نهضتها پس از چندی نهاد می شوند و پویایی و نشاط خود را از دست می دهند و تمام آرمان ها و آرزوها رنگ می بازند تا جایی که انقلابیون و در نگاهی شورشی ها پس از چندی مردگان متحرکی می شوند، مصلحت اندیش و بی تفاوت به آرمانها. درباره انقلاب اسلامی و تطبیق این اصل شایع بر رویدادهای پس از پیروزی انقلاب &lt;BR&gt;اسلامی به نظر می رسد هر چند در سطح کلان و در اهداف کلی انقلاب اسلامی با تمام فرازها و فرودها انقلاب جای خود را به نهاد نداده است و در مواردی که به نظر می رسد انقلاب به نهادشدن نزدیک شده در واقع عقبگردی درد آور و منافقگونه بوسیله عده ای از مسئولان اجرایی روی داده که این اتفاق با مفهوم نهاد شدن انقلاب تفاوت می کند . استحاله پنداری اهداف انقلاب توسط عده ای و سرباز کردن عقده ها و نفاق ها در آن دوره با مساله فترت در آرمانها و نهاد شدن انقلاب متفاوت است زیرا که خواستگاه حقیقی انقلاب مردمی هستند که همچنان به آرمانهای انقلاب معتقدند و انتخابات دهم و رای به احمدی نژاد به عنوان شخصی که شعارهای انقلاب را سر می داد گواه صادق بر این اعتقاد است.با این همه در بعضی از موارد و در سطح روابط خرد روحیه انقلابی جای خود را به روحیه نهادی داده است به گونه ای که به طور مثال مطالبات اجتماعی انقلابی و نقد مجموعه ای مانند صدا و سیما از طرف توده مردم انقلابی به بهانه آگاهی و علم مسئولین به این اشتباهات به فراموشی سپرده شد و در مقابل عرصه برای بیان خواسته های طیفهای بیگانه از انقلاب باز شد تا جایی که خود را طلبکار تر از همه می دیدند و می بینند و با چهره مظلومانه مدعی هستند که در حق آنها اجحاف شده. در مساله امر به معروف و پی گیری و مقابله با فرهنگ های وارداتی نیز اینگونه است.آسیب شناسی این رویداد نیز به این نتیجه &lt;BR&gt;می رساند که توجه افراطی به ساختارهای اداری سبب بی اعتنایی به آرمانها در این سطح خرد اما مهم شده است .هر چند افراط ها و تفریط ها و بی اعتنایی و جانبداری بعضی از مدیران اجرائی از رویکردهایی مخالف تفکر انقلاب به بهانه های واهی و گاهی توسط نفوذی ها نیز تاثیر زیادی در این&amp;nbsp; دل زدگی ها داشته است اما هیچکدام از این ها توجیه قابل قبولی برای وازدگی ها نیست . در میان آنچه ممکن است نقد به این تفکر یعنی تفکر معتقد به حفظ روحیه انقلابی محسوب شود ، انگ هرج و مرج و بر چسب آنارشیست بودن است . غافل از اینکه اولا این تفکر مستلزم هرج و مرج نیست و تجربه های گذشته شاهد صادقی بر این مدعا است . در ثانی هرج و مرج غیر از آنارشیسم است و نباید منفی بودن همیشگی هرج و مرج را به آنارشیسم تسری داد برای فهم درست تفاوت میان هرج و مرج و آنارشیسم توجه به این نکته لازم است که هر چند آنارشیسم ، حکومت و سلطه گروهی خاص حتا منتخب اکثریت را منکر است اما این به معنی اقرار به هرج و مرج و پوشش تئوریک بر آن نیست بلکه &lt;BR&gt;همین آنارشیسم در مقابل انکار و طرد حکومتگری نهادی خاص ، به الزامات درونی و تعهد بدون قهر به آرمان ها دل خوش کرده است به همین جهت نباید میان هرج و مرج و آنارشیسم یکسانی دید و با وجود اینکه هرج و مرج به طور مطلق منفی است اما آنارشیست هر چند در سطح کلی و به معنی انکار زمامدار امور کلان و انکار ساختار حکومتی بی معنی است تا جایی که حضرت امیر علیه السلام می فرمایند: &quot;... انه لا بدللناس من امیر بر او فاجر...&quot; ( بدون شک انسانها به فرمان روایی حال مومن یا فاسق نیازمندند) اما این همه مانعی برای اعتقاد به نوعی خفیف و کم معونه بلکه پر فایده از آنارشیسم نیست و تحاشی از قبول این مقدار از آنارشیسم ناشی از اداری اندیشی های مفرط و نتیجه سایه افکندن بروکراسی و اداری اندیشی بر روابط است .ازاین رو قبول تفکر انقلابی برای چنین افرادی دشوار است.نکته در خور توجه این است که استفاده از این ادبیات غیر اصیل و غیر بومی و توجیه مرتبه ضعیفی از آنارشیسم برای بیان روحیه انقلابی ، ناشی از احساس حقارت و بنا به فرمایش اساتید اخلاقی از جمله حضرت امام برخواسته از انانیت است و الا روحیه انقلابی کجا و آنارشیسم کجا؟!&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;با این همه آنچه می تواند حجت موجه همگان در لزوم احیا و توجه به حفظ روحیه انقلابی و تعهدهای شخصی و خارج از چهارچوبهای اداری به آرمانهای انقلاب و اسلام انقلابی باشد توجه حضرت امام و بیان این نکته در مساله نهی از منکر است که اگر حکومت اقدام به مقابله فیزیکی با مفاسد نمی کند افراد موظف هستند خود اقدام به چنین کاری کنند (البته با رعایت شرایط )&lt;BR&gt;حرف آخر اینکه اصرار بر عطف تفسیری واژه &quot; نهضت&quot; بر &quot; انقلاب&quot; در ابتدای گفتار ، برای توجه به بار معنایی ایندو واژه است.از آنجایی که هر چند انقلاب به معنی دگرگونی و زیر و رو شدن است اما در ذات خود خصوصیت استمرار را ندارد.اما &quot;نهضت&quot; چون از ریشه &quot;نهض&quot; است و به معنی برخواستن و حرکت کردن است استمرار را در ذات خود دارد و پویایی در درون حرکت اجتماعی را حکایت می کند با این حساب اگر به معجزه پیامبرگونه حضرت امام بگوییم&quot;نهضت امام خمینی&quot; ، بکارگیری این واژه بیان کننده لزوم تعهد و حرکت مستمر در راستای این طیف ارزشهاست و از اینجا است که کلام امام مبنی بر حرکت در مسیر اسلامی شدن معنا پیدا می کند. &lt;BR&gt;با این همه نزاعی در الفاظ نیست و مهم یادآوری و حرکت مستمر نسبت به آرمان ها و نفی وازدگی ها است و اصرار بیش از حد و خوردگیری بی اندازه در ادبیات رایج باعث رمیدگی و به حاشیه رفتن متن است.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مولعیم&amp;nbsp; اندر سخنهای دقیق&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در گره ها باز کردن ما عشیق &lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; تا گره بندیم و بگشاییم ما&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; در شکال و در جواب آیین فزا &lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; همچو مرغی کو گشاید بند دام&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; گاه بندد تا شود در فن تمام &lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; او بود محروم از صحرا و مرج&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; عمر او اندر گره کاریست خرج &lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خود زبون او نگردد هیچ دام&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; لیک پرش در شکست افتد مدام &lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; با گره کم کوش تا بال و پرت&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نگسلد یک یک از این کرِِّ و فرت&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/39">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-04-12T06:11:03+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>دغدغه مشترک </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/39</link>
        <description>&lt;P&gt;&lt;A id=apf7 href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.jamehdaran.com/products_pictures/medium_aghazadeh.jpg&amp;amp;imgrefurl=http://www.jamehdaran.com/index.php%3FproductID%3D51&amp;amp;usg=__7DnK7BH_E9JT8cmxUn5KtM1PWfQ=&amp;amp;h=96&amp;amp;w=63&amp;amp;sz=6&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=8&amp;amp;itbs=1&amp;amp;tbnid=zyJg96Gzpc2qqM:&amp;amp;tbnh=81&amp;amp;tbnw=53&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25A2%25D9%2582%25D8%25A7%2B%25D8%25B2%25D8%25A7%25D8%25AF%25D9%2587%2B%25D9%2587%25D8%25A7%26hl%3Dfa%26gbv%3D2%26tbs%3Disch:1&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:zyJg96Gzpc2qqM:http://www.jamehdaran.com/products_pictures/medium_aghazadeh.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/A&gt;بعضی از مواقع می بینم که یکی از نگرانی ها و اعتراض های دوستان مربوط به رابطه محوری و به تعبیر اخص آقازاده سالاری است.به طور مثال می گویند : در فلان جا فلان آقا پسرش یا فلان کس و کارش را آورده و فلان مسئولیت را به او داده اما فلانی فلان قدر درس خوانده و مدرک گرفته اما هنوز&lt;BR&gt;بیکاره ...&amp;nbsp; . و در ادامه سیل اعتراضات و شکوایه هاست که بر سر روزگار می باره که عجیب روزگاریست، آدم نمیداند که باید چه کار کند؟و از این دست حرفها . &lt;BR&gt;شاید خیلیها خیال کنند که این جور رفتارها به تازگی در میان جامعه ما اتفاق افتاده و قبلا سابقه نداشته اما چند روز پیش داشتم منظومه &quot;گلشن راز&quot; شیخ محمود شبستری را مطالعه می کردم که دیدم همین مساله ای که امروز ما داریم از دست آن مینالیم در زمان شیخ محمود شبستری هم بوده تا&lt;BR&gt;جایی که حتی نگرانی شیخ محمود از ما شاید بیشتر بوده چون هر چند که در آن زمان هنوز بروکراسی به این سبک فعلی رواج نداشته و کاغذ بازی در حد پیش پا افتاده به عهده معدود دیوانیان درباری بوده ولی مسئولیت مهمتری به عنوان منصب ارشاد و وعظ ، دغدغه زمان شیخ محمود بوده به حدی که می گوید: در زمانه ما اوضاع طوری شده که پسر شیخ بدون اینکه سنخیتی با مرحوم پدرش داشته باشد جسورانه و بدون شرم و حیا مقام وعظ و ارشاد را به دست می گیرد و مدعی دستگیری از خلق می شود! &lt;BR&gt;با این همه و صرف نظر از مساله منصب مورد نزاع که در زمان شیخ محمود منصب وعظ و ارشاد بوده و در زمان ما سایر مناصب و عمدتا مناصب اجرایی اقتصادی ، تفاوت عمده بین روزگار ما و شیخ محمود در این است که در زمان شیخ محمود پس از مرگ آقاها ، آقازاده ها برای بدست آوردن مسئولیت ارشاد خیز برمی داشته اند اما متاسفانه در زمان ما با نظارت و حتی با اشاره آقاها ، آقازاده ها به مسئولیت هایی که در قدو قواره ایشان نیست می&lt;BR&gt;رسند از این رو باید این نتیجه را گرفت که در زمان شیخ محمود آقاها خوب بوده اند اما آقازاده ها بد ؛ اما در زمان باید گفت که متاسفانه بعضی آقاهای بد پسر بدهای خودشان را پشت میز مدیریت می نشانند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;BR&gt;البته شیخ محمود بر خلاف ما عنان بحث را رها نمی کند و نا جوانمردانه هر آقا زاده ای را به بهانه اینکه آقا زاده است به محاکمه نمی کشد و علی رغم اعتراض به رابطه سالاری به معیار کلی اشاره می کند و می گوید اگر چنانچه آقازاده ای شایستگی را داشت نباید به بهانه اینکه آقا زاده است یا مثلا داماد فلان آقاست،از صحنه روزگار حذف شود. &lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; قرآن کریم : « لایجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا »&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بغض و دشمنی با گروهی شما را به بی عدالت نکشاند.&amp;nbsp; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شیخ محمود شبستری :&lt;BR&gt;...&lt;BR&gt;چو&amp;nbsp; خواجه قصه آخر&amp;nbsp; زمان کرد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;به چندین جا از این معنی بیان کرد &lt;BR&gt;به بین اکنون&amp;nbsp;&amp;nbsp; که کور و کر شبان شد&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;علوم دین همه بر آسمان شد &lt;BR&gt;نماند&amp;nbsp; اندر&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; میانه رفق و&amp;nbsp;&amp;nbsp; آزرم&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;نمیدارد کسی از جاهلی شرم &lt;BR&gt;همه احوال عالم&amp;nbsp; باژگونه&amp;nbsp; است&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;اگر تو عاقلی بنگر چگونه است &lt;BR&gt;کسی کو باب طرد و لعن و مقت است&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پدر نیکو،بداکنون شیخ وقت است &lt;BR&gt;خضر میکشت آن&amp;nbsp; فرزند صالح&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; که آنرا&amp;nbsp; بد&amp;nbsp;&amp;nbsp; پدر با جد صالح &lt;BR&gt;کنون با شیخ خود&amp;nbsp; کردی تو ای خر&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خریرا کز خری هست از تو خرتر &lt;BR&gt;چه او &quot;لا یعرف الهر&amp;nbsp;است&amp;nbsp;از بر&quot;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چگونه&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; پاک&amp;nbsp; گرداند&amp;nbsp; ترا&amp;nbsp; سر &lt;BR&gt;و گر دارد نشان باب&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خود پور&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; چه&amp;nbsp; گویم چون&amp;nbsp; بود&amp;nbsp; نور علی نور &lt;BR&gt;پسر کو نیک رای&amp;nbsp;و نیکبخت است&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;چو میوه زبده اندر سر درخت است &lt;BR&gt;و لیکن شیخ دین کو گردد آنکو&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نداند&amp;nbsp;&amp;nbsp; نیک&amp;nbsp; از&amp;nbsp; بد ،&amp;nbsp; بد ز نیکو &lt;BR&gt;... &lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/38">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-04-02T09:17:14+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>همت به قائده ابدیت </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/38</link>
        <description>&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 479px; HEIGHT: 83px&quot; height=125 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.leader.ir/images/logo/94470.jpg&quot; width=641 align=textTop border=0&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امسال تقویمی ما شد سال &quot;همت مضاعف و کار مضاعف&quot;؛ و به عبارتی که مقام معظم رهبری در حرم رضوی علیه السلام فرمودند : همت برتر و کار بیشتر ؛ و همان طور که فرمودند این نامگذاری نه صرف شعار است و نه اینکه تمام مشکلات را حل می کند بلکه خطوط و جهتگیری ها را مشخص می کند . از آنجایی که مقصود از این نامگذاری و نامگذاری ها مشخص شدن جهتگیریهاست توجه به چند نکته خالی از لطف نیست.یکی از نکات این است که ممکن بود این سال را به نام &quot;کارمضاعف&quot;بنامند و عبارت نخست را در عنوان امسال لحاظ نکنند.اما&lt;BR&gt;به نظر می رسد قرار دادن همت در کنار کار برای طرد کردن و سنگر گرفتن در مقابل تفکر اقتصادی غرب سرمایه دار و شرق سوسیالیست باشد ممکن است خرده گیری کنید که دیگر تفکر اقتصادی چپ رنگ باخته است! در جواب باید گفت هرچندالقای مالکیت های خصوصی و حصر مالکیت در مالکیتهای دولتی برای رسیدن به جامعه ای بدون طبقه به فراموشی سپرده شده اما هنوز هم به عنوان نظام فکری قابل ذکر است.&lt;BR&gt;در هر صورت از آنجایی که این دو تفکر اقتصادی با تمام تفاوتهایی که دارند و&amp;nbsp; یکی برای سرمایه ارزش قائل است و دیگری برای کار اما در این مساله با هم شریکند که خواستگاه هر دو عصر مدرنیته و نگاه امانیستی به ابعاد زندگی و جهان است و هر دو تفکر با تمام اختلافها هدف اساسی را رفاه انسان قلمداد می کنند و در راس نظام ارزشی رفاه را قرار داده اند و نمی توانند افقی فراتر از رفاه مادی را ببینند .اما در نظام فکری و اقتصادی اسلام هر چند کار مقدس است و انسانها به کار و تلاش تشویق شده اند اما از آنجایی که ارزشمند بودن کار را هدف &lt;BR&gt;و سمت و سوی کار مشخص می کند هر کاری و با هر شرایطی نمی تواند مقدس باشد ؛ تصویر هدف نقش قطب نمای کار را ایفا می کند و به کار جهت می دهد؛ چنانچه کار هدفی غیر مقدس داشته باشد قداست خود را از دست می دهد و اگر هدف کار هدفی سامی ، برتر و درافقی دور دست باشد به میزان برتری آن کار نیز ارزش پیدا می کند و در این جاست که نقش همت روشن می شود و این همت عالی است که قدرت &lt;BR&gt;شناسایی و پی گیری هدف و جهت عالی را به انسان می دهد .در این نظام ارزشی &quot;رفاه&quot; نقش تعیین کننده ای ندارند هر چند به فراخور خود به آن توجه می شود. این هدف الهی و مقدس است که به کار قداست می دهد و بازنشستگی هیچکس از کار و خدمت را روا نمی شمارد.هدفی که توجیه گر زندگی است و حیاة طیبة را معنا می کند. از اینجاست که در روایات ما فرموده اند: &quot; ان الله یحب معالی الامور و یکره سفسافها &quot;؛ خداوند امورعالی و برتر را دوست دارد و از امور سطحی و فرومایه کراهت دارد .و روایتی دیگر داریم که حضرت امیر علیه السلام فرمودند : &quot;خیر الهمم اعلاها &quot;، بهترین همتها والاترین آنهاست&amp;nbsp; از این رو&amp;nbsp; برای رشد و برتری کارهای کوچک و پیش پا افتاده توصیه کرده اند که آنها را در جاذبه الهی قرار دهید. زیرا آنگاه که کارها هر چند کوچک ، در جاذبه الهی قرار می گیرند قداست پیدا می کنند و این جاذبه الهی می تواند تمام شئون زندگی انسان موحد را در بر گیرد و در نتیجه تمام کارهای او به یمن هدف برتر و عالی او الهی شود و به قاعده ابدیت به انسان افق دید می دهد.و تمام این ها در گرو همت است و از اینجاست که خواجه شیراز می گوید:&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; بر سر تربت ما چون گذری همت خواه ........ که زیارتگه رندان جهان خواهد بود&amp;nbsp; &lt;BR&gt;نکته دیگری که توجه به آن لازم است این است که در نظام های فکری مبتنی بر امانیسم&amp;nbsp; که نقش اساسی در برنامه ها را توجه به رفاه به عهده دارد&amp;nbsp; کار نیز صرفا به فراخور رفاه تفسیر می شود و تقابل بین ایندو لحاظ می شود به طوری که چنانچه رفاه نسبی فراهم شود کار اهمیت اولیه خود را از دستمی دهد و در این نقطه است که مساله اوقات فراغت مطرح می شود و اینک باید دید با سقوط ارزشی کار چه چیز می تواند انسانپرورش یافته در این سیستم فکری را به خود مشغول کند. بررسی راههای پر کردن اوقات فراغت در چنین تفکری معلول تفسیر این سیستم فکری از کار است در این سیستم فکری کار به صرف فعالیت درآمد زا تفسیر می شود و آنچه بهره وری اقتصادی نداشته باشد کار نیست به طوری که حتی نظامهای فکری و فلسفی را نیز با داعیه پراگماتیسم یا همان اصالت عمل خلع سلاح می کنند و تنها متفکرینی ارج و احترام دارند که ماحصل تلاش علمی آنان موجب جلب منفعت باشد و نظرتشان با تفکر اومانیستی و توسعه اقتصادی آنان سازگار باشد اما در نگاه موحدانه از&lt;BR&gt;آنجایی که هدف از زندگی قرار گرفتن در جاذبه الهی و به عبارت روان تر الهی شدن است هر کار و فعالیتی هر چند نفع اقتصادی نداشته باشدمعقول و در راستای هدف زندگی است و می تواند قداست پیدا کند، و همین تفاوت میان تفکر توحیدیو کفر این امکان را فراهم می کند که&amp;nbsp; تمام موحدین بتوانند مخاطب پیام سال 89&amp;nbsp; یا همان همت مضاعف و کار مضاعف باشند و الا چنانچه با تفکر اومانیستی که مبنای مدرنیته و پسامدرنیزم به عنوان جنبش انتقادی اصلاحی مدرنیته است بخواهیم این شعار را بیان کنیم مخاطب این شعار فقط طبقه پرولتاریا و کارگران هستند و سرمایه دار ها معنی محصل و قابل توجهی نسبت به خودشان دریافت نمی کنند.&lt;BR&gt;نکته بعدی عدم امکان درج «اراده» به جای «همت» است از آنجایی که اراده هر چند به شدت و ضعف و بیشتر و کمتر متصف می شود اما «اراده مضاعف» ناظر به کمیت قصد و عزم است و از جهت کیفی و سامی بودن هدف بیگانه است بر خلاف همت مضاعف که توامان متوجه کیفیت و کمیت و علو معنا است و بار معنایی اراده را نیز در بر می گیرد &lt;BR&gt;نکته آخر اینکه : &lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; همت بلند دار که مردان روزگار ....... از همت بلند به جایی رسیده اند&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/37">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-03-31T00:05:23+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>انقلاب برای شکم </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/37</link>
        <description>&lt;P&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 128px; HEIGHT: 167px&quot; height=229 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.jomhourieslami.com/1382/13820917/13820917_jomhori_islami_21_ketabkhani_7_1.jpg&quot; width=135 align=left border=3&gt;«...&quot;دهه فجر بر مسلمانان مبارک باد &quot; خواستم آنها را از روی تخت سیاه پاک کنم که حواس بچه ها را پرت نکند اما همه بچه ها هماهنگ با هم گفتند که پاک نکنید خانم !بگذارید باشد.»&lt;BR&gt;اینها جملات خانم معلمیه که خاطرات خودش رو از مدرسه زینبیه شهر میانه تعریف میکنه . مدرسه ای که در سال 65 ، ساعتی پس از نقل این خاطره و با اعلام قبلی توسط هواپیماهای بعثی بمباران میشه و جمعی از دانش آموزان اون به شهادت می رسن . اما هدفم از نقل این جملات اینه که بگم به خاطر بیحالی کتاب &quot; نیمکت های سوخته&quot; رو برداشتمو خوندم و از مواردی که توجهم رو جلب کرد عکس مربوط به خاطره بالا و تخته سیاه اون بود.&lt;BR&gt;جالب بود که میدیدم دانش آموزان دهه شصت و کسانی که اندک فاصله ای با انقلاب دارند تلقیشون از انقلاب ، انقلاب اسلامی بوده نه انقلاب ایرانی.انقلابی فراتر از شکم و برای عقیده و با نسلی معتقد مثل دانش آموزان مدرسه زینبیه . مدرسه ای در نقطه ای نسبتا دور افتاده و به قول کسانی که فکر سرمایه داری و اسلام آمریکایی دارند ، مدرسه ای مربوط به خورده فرهنگ ها . &lt;BR&gt;البته این تنها نکته کتاب نبود که فرهنگ انقلاب رو بازگو می کرد.به طور مثال پدر شهیدی &lt;BR&gt;از شهدای مدرسه می گفت:«پس از بمبارون وقتی جنازه اش&amp;nbsp; رو پیدا کردم کیف مدرسش &lt;BR&gt;هنوز کنارش بود؛ داخل کیفش نه کتاب درسی و نه حتی یه خودکار بود ؛ یه نوار سخنرانی&lt;BR&gt;امام بود و یه جلد کلام الله مجید و یه یاداشت که روی اون نوشته شده بود:&quot;خدایا راضی ام &lt;BR&gt;به رضای تو &quot;.اون میدونست که شهید میشه.»&lt;BR&gt;وقتی این جور مسائل برخاسته از متن انقلاب رو می بینم تعجب می کنم که چطور اون آقا به خودش&lt;BR&gt;اجازه میده که بیاد و توی تلوزیون بگه: &quot;...پیکانی که ما براش اومدیم تو خیابون و شعار دادیم ... &quot;&lt;BR&gt;و انقلاب رو با پیکان و به سبک اقتصادی تحلیل کنه&amp;nbsp; . خب همین دست تفسیرهای &lt;BR&gt;نون به نرخ روز خوریه که جاده صاف کن آقای مهندس میشه و میاد و از ایرانی کردن انقلاب &lt;BR&gt;استفاده میکنه و توی مناظره کمک کردن به غزه و لبنان رو زیر سوال میبره . به نظرم توی همین &lt;BR&gt;کتابها و مستندهای قدیمی و بدون تحلیل جدیدی ها و قدیمهای متاثر از فضای غالب &lt;BR&gt;باید به دنبال فرهنگ انقلاب و جنگ گشت و الا کار به اونجایی می کشه که بعضا توی مستند &lt;BR&gt;سفرهای راهیان نور میبینی چند تا واژه محدود و کم ارزش مثل حفظ خاک و ناموس و ...&lt;BR&gt;بلغور میشه که از اون ها به سختی میتونی اثری تو وصیت نامه شهدا پیدا کنی &lt;BR&gt;&quot;نیمکتهای سوخته&quot; نکات دیگه ای هم داشت مثل بازگویی فرهنگ ادبیات &quot;برادر خواهری&quot; که &lt;BR&gt;امروزه برای ما غریبه اس و بجای اون از کلماتی مثل &quot; آقایان و خانم ها&quot; استفاده می کنیم و گاهی &lt;BR&gt;برای اینکه نشون بدیم حقوق خانم ها رو رعایت میکنیم و خیلی امروزی هستیم ، واژه &quot;خانم&quot;&lt;BR&gt;رو مقدم می کنیم .&lt;BR&gt;نامه ای هم که مدیر وقت آموزش و پرورش میانه پس از بمبارون مدرسه خطاب به یونسکو می نویسه &lt;BR&gt;نکات جالبی داشت و واژه های اون شبیه واژهایی بود که احمدی نژاد به کار می بره :&lt;BR&gt;« استحضار دارید که حملات وحشیانه به مدارس و مراکز فرهنگی با حمایت و تهیه و تحویل سلاحهای &lt;BR&gt;آن از سوی استکبار جهانی شرق و غرب انجام میپذیرد واین اولین تجاوز استکبار به ساحت مقدس&lt;BR&gt;فرهنگ اسلامی ما نیست بلکه سالهای طولانی با اشاعه مفاسد فرهنگی و فرهنگ مبتذل و فرهنگ &lt;BR&gt;برهنگی و فرهنگ سلطه و سلطه فرهنگی و غربزدگی و ملیت گرایی و تجمل پرستی و فرهنگ &lt;BR&gt;ستم پذیری و وابستگی فکری و وابستگی عملی به شرق و غرب و پاشیدن تخم نفاق کفر و الحاد &lt;BR&gt;و طرح مکتبهای سست بنیاد و بی اساس و گمراه کننده ، سعی در محو فرهنگ اسلامی و از بین بردن &lt;BR&gt;طهارت و تقوی و فداکاری و رشادت در نسل جوان کشور و آرمانهای والای اسلامی و زدودن هویت اسلامی &lt;BR&gt;نموده بهترین فرصت ها را از مردم ما گرفته اند و هم اکنون به فضل الهی و خدا جویی و حق جویی امت&lt;BR&gt;رشید و سلحشور و هدایت پیامبرگونه رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی روحی له الفداء که بر کوهی از &lt;BR&gt;فرهنگ و ادب و عرفان و فلسفه و فقه اسلامی و قرآن تکیه دارند تلاش و سخت کوشی مسئولین ذیربط &lt;BR&gt;مدارس ما به دژ استواری در مقابله با هجوم فرهنگ استکباری جهانی تبدیل شده ...»&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; امام خمینی : &lt;BR&gt;1- نهضت ما اسلامى است قبل از آنكه ایرانى باشد؛ نهضت مستضعفین سراسر جهان است قبل از آنكه به منطقه‏اى خاص متعلق باشد. اى مسلمانان جهان، واى مستضعفین بپاخاسته، واى دریاى بى‏پایان انسانها، بپاخیزید و از كیان اسلامى و ملى خویش دفاع كنید.&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;«صحیفه امام ج‏11&amp;nbsp;ص : 109»&lt;BR&gt;2- به همه ملتها عرض مى‏كنم. امروز اسلام در مقابل كفر واقع شده. قضیه ایران نیست، قضیه اسلام است. اسلام امروز در مقابل كفر واقع شده. همه ملتها باید با ما موافقت كنند. همه باید اختلافاتشان را كنار بگذارند و با ما موافقت بكنند. سر یك امور جزئى چرا باید با هم اختلاف بكنند؟&amp;nbsp;&amp;nbsp;«صحیفه امام&amp;nbsp;&amp;nbsp;ج‏11 ص : 177»&lt;BR&gt;3- ما امروز به انتظار شهادت نشسته‏ایم تا فردا فرزندانمان در مقابل كفر جهانى با سرافرازى بایستند و بار مسئولیت استقلال واقعى را در تمامى ابعادش به دوش كشند و با افتخار پیام رهایى مستضعفین را در جهان سر دهند.&amp;nbsp;&amp;nbsp;«صحیفه امام&amp;nbsp;ج‏14ص : 406»&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/36">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-03-13T09:12:04+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>میراثداری یا میراثخواری </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/36</link>
        <description>&lt;P&gt;&lt;A id=apf5 href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.2ql.net/uploads/1244116992.jpg&amp;amp;imgrefurl=http://iustge.blogfa.com/8803.aspx&amp;amp;usg=__b8NH9DWstErM9RWtRawWRiVXw68=&amp;amp;h=551&amp;amp;w=504&amp;amp;sz=68&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=6&amp;amp;itbs=1&amp;amp;tbnid=ZXalHwnuf2W34M:&amp;amp;tbnh=133&amp;amp;tbnw=122&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D%25DA%25A9%25D8%25A7%25D9%2584%25D8%25A8%25D8%25AF%2B%25D8%25B2%25D9%2585%25D8%25A7%25D9%2586%26hl%3Dfa%26gbv%3D2%26tbs%3Disch:1&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ZXalHwnuf2W34M:http://www.2ql.net/uploads/1244116992.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/A&gt;یکی از روش های مغالطه استفاده از واژه ها و مفاهیم مبهم است که حتی در بعضی از موارد بدون قصد و غرض موجب به اشتباه افتادن مخاطبین می شود از جمله این &lt;BR&gt;موارد مفهوم میراثداری است که در طول تاریخ موجب اشتباهاتی شده و علت این &lt;BR&gt;اشتباهات و گرفتاری در مغالطه عدم تبیین درست این مفهوم است . اهمیت مساله&lt;BR&gt;آنگاه خود را نشان می دهد که کسانی بخواهند خود را میراثدار ابرمردی بی نظیر بدانند و مالکیت تبیین فضائل و اندیشه های آن ابرمرد را به نام خود صادر کنند در صورتی که برای قبول چنین مسئولیتی باید میان آن ابرمرد و میراثداران ادعایی سنخیتی باشد و حداقل میراثداران به آرمان های آن ابرمرد ایمان داشته باشند . از این رو صرف روابط سببی و نسبی با آن ابرمرد حق میراثداری را به مدعیان آن نمی دهد و اگر چنانچه به صرف روابط سببی و نسبی و بدون ایمان و اعتقاد راسخ به آرمانهای ابرمرد بخواهند قبول مسئولیت فرمایند : میراثداری را به میراثخواری تبدیل کرده اند.&lt;BR&gt;شاید محک زدن میزان اعتقاد مدعیان میراثداری ابرمردان تاریخ و بالخصوص ابرمرد تاریخ &lt;BR&gt;معاصر ما ، خمینی کبیر بتواند راه شناخت و معیار دقیقی برای بازشناسی میراثداران &lt;BR&gt;از میراثخواران آن عزیز سفر کرده باشد . ناگفته نماند که حفظ و نشر آثار ایشان نیز به &lt;BR&gt;عنوان بخش بسیار کوچک اما مهمی از میراث امام امت باید به عهده تشکیلاتی باشد &lt;BR&gt;که راهکارهای قانونی آن تشکیلات را از زاویه گرفتن با ارزشهای مورد نظر امام نگه دارد &lt;BR&gt;و تنها روشی که از انحراف در این بخش از میراثداری جلوگیری می کند قرار دادن مسئولیت &lt;BR&gt;این بخش به عهده ولی فقیه زمان است از آنرو که ولی فقیه شخصی است که به&lt;BR&gt;ولایت فقیه و حکومت دینی معتقد است و در صورت انحراف از این آرمان و نقشه راهی&lt;BR&gt;که توسط حضرت امام ترسیم شده است ، شانیت ولایت را از دست می دهد و از راه &lt;BR&gt;قانونی از این سمت خلع می شود و بالتبع انحرافی در میراثداری آثار و اندیشه های امام&lt;BR&gt;ایجاد نمی شود اما چنانچه میراثداری آثار امام همچنان به روش فعلی باشد،نمی توان &lt;BR&gt;بر عدم انحراف میراثداران نسبی و سببی آثار حضرت امام تضمینی داد. جدا از اینکه به &lt;BR&gt;طور مصداقی رفتارها و گفتارهای سوال برانگیزی از میراثداران آثار امام دیده شده است؛&lt;BR&gt;میراثدارانی که حداقل از مجالست با ایشان برخودار بوده اند اما فضاحت کار آنجایی &lt;BR&gt;آشکار می شود که ممکن است در آینده میراث امام به کسانی منتقل شود که جدا از &lt;BR&gt;بی اعتقادی نسبت به آرمان های امام&amp;nbsp; از آن حداقل فیض نیز محروم باشند.&lt;BR&gt;&lt;A id=apf6 href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://publicrelations.tums.ac.ir/images/news/jamaran125.jpg&amp;amp;imgrefurl=http://publicrelations.tums.ac.ir/news/category.asp%3FcategoryID%3D7%26PageNumber%3D67&amp;amp;usg=__UUC1R4zCR42J2WeTkQf2iU66h_g=&amp;amp;h=467&amp;amp;w=350&amp;amp;sz=21&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=7&amp;amp;itbs=1&amp;amp;tbnid=nSpQr2fpvJ0X8M:&amp;amp;tbnh=128&amp;amp;tbnw=96&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D%25D8%25AC%25D9%2585%25D8%25A7%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2586%26tbnid%3DqZgZVIljqF2Q8M:%26tbnh%3D0%26tbnw%3D0%26hl%3Dfa%26sa%3DN%26gbv%3D2%26ndsp%3D20%26tbs%3Disch:1&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/35">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-02-23T10:57:35+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>به خاطر یک دوست </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/35</link>
        <description>&lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006/10/227866_orig.jpg&amp;amp;imgrefurl=http://yarebihamta.mihanblog.com/post/62&amp;amp;usg=__3SGvDWSSskcOVgXeKFtDlHip9wY=&amp;amp;h=595&amp;amp;w=387&amp;amp;sz=59&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=14&amp;amp;um=1&amp;amp;itbs=1&amp;amp;tbnid=5mav_XTs4wnffM:&amp;amp;tbnh=135&amp;amp;tbnw=88&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D%25D9%2586%25D8%25AC%25D9%2581%2B%25D8%25A7%25D8%25B4%25D8%25B1%25D9%2581%26um%3D1%26hl%3Dfa%26lr%3D%26tbs%3Disch:1&quot;&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:5mav_XTs4wnffM:http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006/10/227866_orig.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/A&gt;&amp;nbsp;این دفعه از اون دفعه هایی بود که می خواستم بی خیال باشم و از کنار حوادثی که &lt;BR&gt;اتفاق می افته و حرف هایی که گاهی می بینم رد و بدل می شه ، آروم و بی سر و&lt;BR&gt;صدا عبور کنم .اما مثل اینکه بنا نیست مثل سیب زمینی بی رگ باشم.نمی خوام بگم &lt;BR&gt;قصد داشتم سیب زمینی باشم اما با وجود این همه کار و مشغولیت ذهنی می خواستم &lt;BR&gt;دخالت نکنم.چه کار میشه کرد «عرفت الله بفسخ العزائم و نقض الهمم » یعنی &lt;BR&gt;خدا رو اون وقتی شناختم که دیدم آدم ها قصد یه کاری میکنن ولی یه اتفاق دیگه می افته &lt;BR&gt;(حضرت امیر)البته از اونجایی که همه چیز از کانال اسباب و علل بوجود میاد &lt;BR&gt;باید بگم پدر دوست و دوستی در بیاد که هرچی می کشم از دست این دوست و دوستیه.&lt;BR&gt;قضیه از اونجایی شروع میشه که دوستی عزیزدارم که در محیط و شرایطی زندگی میکنه که &lt;BR&gt;اطرافش پر از آدم های مقدس مآبه و هر چند وقت یکبار دوست ما از این آدم هایی که &lt;BR&gt;سعی میکنن قداست از نوع خودشون رو به دوست ما تسری بدن ،حرف هایی پرت و پلا &lt;BR&gt;و بی سر و ته میشنوه . همین جا تذکر بدم قداست داشتن و مقدس بودن خیلی چیز &lt;BR&gt;خوبیه و ترویج مقدسات بر همه لازمه؛اما اینکه بعضی ها بخوان از مقدسات برای خودشون &lt;BR&gt;سنگر بسازن و تمام مقدسات و مفاهیم ارزشی رو بنام خودشون مصادره کنن خیلی مسخره اس &lt;BR&gt;مخصوصا اینکه یک سری موهومات خودشون رو این وسط داخل مفاهیم ارزشی میکنن.این جنابان &lt;BR&gt;در حالی برای خودشون از مقدسات سنگر درست میکنن که متوجه نیستند،این افراد هستند که &lt;BR&gt;باید از مقدسات دفاع کنند و خودشون رو فدای مقدسات کنند نه اینکه مقدسات رو به نفع &lt;BR&gt;خودشون مثله کنند.نمی خوام بگم تمام این آدمهای مقدس مآب خیلی بسیط و ساده یه روز نشسته اند&amp;nbsp; و&lt;BR&gt;پیش خودشون تصمیم گرفتن از مقدسات برای خودشون پناهگاهی دست و پا کنند ؛اما وقتی رفتارها &lt;BR&gt;و حرفهاشون رو تحلیل می کنی می بینی بله،متاسفانه چنین اتفاقی افتاده .در هر صورت دوست &lt;BR&gt;گرفتار ما جدیدا با این حرف رو به رو شده که اطرافیانش سعی میکنن شعارهایی از قبیل &quot;امة واحدة&quot;&lt;BR&gt;یا همان وحدت اسلامی رو بی پایه و اساس جلوه بدن و با چند دلیل واهی و بی پایه اساس استراژی &lt;BR&gt;نابودی دشمن مشترک رو کنار بزنن.این عده هر چند در جامعه ما اندک و مخاطبانشون افراد معدودی &lt;BR&gt;مثل دوست مورد بحث ما هستند اما از آنجایی که غافلانه و در معدودی (+معدود قبلی ) خائنانه &lt;BR&gt;پشت دژ و سنگری محکم قرار گرفته اند باید حرفها و حرکت های اونها رو رصد کرد .&lt;BR&gt;دوباره به حاشیه رفتم ؛ این بندگان خدا وقتی دغدغه دوست و دوستان دوست بنده رو در قبال سرنوشت ،&lt;BR&gt;امنیت و آزادی شیعیانی که بصورت اقلیت در نقاط&amp;nbsp; گوناگون دنیا حضور دارند، دیدند (البته نشنیدند چون &lt;BR&gt;اجازه شنیدن حرف های دیگران رو به خودشون نمی دن و دوست ما مجبور هست به روش پانتومین بعضی&lt;BR&gt;حرف ها رو منتقل کنه و البته متوجه شدنشون با خداست)و عملکرد رفتار خودشون رو باعث به &lt;BR&gt;مخاطره افتادن امنیت و آزادی شیعیان و موالیان امیر المومنین علیه السلام احساس کردند ، شروع به &lt;BR&gt;حماسه سرایی کردند و از واژگانی مانند &quot;شهید&quot; و البته به خاطرسبک و سیاقشون بیشتر از واژه&quot;کشته&quot;&lt;BR&gt;استفاده کردند و گفتند : خوب در راه ولایت کشته میشن .&lt;BR&gt;این عالی جنابان شیعیان&amp;nbsp; و موالیان در اقلیت را افرادی با توفیق و فائزان درجات عالیه و مقامات والا برشمردند&lt;BR&gt;که توفیق پیدا می کنند قربانیان بی سیاستی و بهتر بگویم مقدس مآبی این به اصطلاح ولایتمداران ناب شوند !!&lt;BR&gt;خوب اگر کسی با چنین افرادی آشنایی داشته باشه ،بد قوارگی این فیگور حماسی سرایی رو براندام این دوستان به&lt;BR&gt;اصطلاح ولایی احساس می کنه .&lt;BR&gt;وقتی چنین آدم هایی رو می بینم به یاد وضعیت عراق میافتم .به یاد مردمی که قشنگ عزاداری میکنن &lt;BR&gt;و به خاطر زبان عربی شون رجزهای اصحاب حضرت ابا عبدالله در روز عاشورای سال 61 &lt;BR&gt;هجری رو در میون شعرهاشون می گنجونن و روز عید غدیر که میشه لبیک گویان وارد نجف و &lt;BR&gt;برای عرض تبریک و بیعت وارد صحن حرم می شن.اونها اونقدر با لبیکشون شور عجیبی به جمع میدن&lt;BR&gt;که اگر بی دست و پا باشی میون حرارت شور و احساساتشون خفه میشی و البته از این سبک لبیکها &lt;BR&gt;رو در حرم امام حسین هم پیاده می کنن ! اما با این همه این مردم همون مردمی هستن که سالهای &lt;BR&gt;سال آدمی مثل صدام یزید رو بالای سرشون تحمل کردند و از کنار پیام امام که عشایر دجله و فرات رو&lt;BR&gt;دعوت به قیام بر ضد صدام کردند ، بی خیال گذشتند .امروز هم با اینکه نسبت به حضور امریکا &lt;BR&gt;(و البته بیشتر از اون به دولت شیعی که مقهور امریکاست)غرولند میکنن اما امریکاییها راحت و &lt;BR&gt;آسوده توی کشورشون می چرخند و همه چیزشون رو به تاراج می برن اون وقت دلشون رو خوش &lt;BR&gt;کردن به چند تا ماشین و لوازم خارجی که به خاطر نداشتن گمرک ارزون وارد کشورشون میشه &lt;BR&gt;مردمی که صدام میلیونی ازشون کشت و اون ها انگار نه انگار.نهج البلاغه خوندن توی اون فضا &lt;BR&gt;خیلی با حاله چون تازه می فهمی حضرت امیر با چه کسانی سرو کار داشتند .&lt;BR&gt;دوستانی که این سبکی ولایتمدار هستند و سعی میکنن نشون بدن که خیلی محکم سنگ ولایت رو به &lt;BR&gt;سینه شون میزنن ، همون کسانی هستن که با وجود امنیت خیلی بلند و خوش لحن (اما برای من &lt;BR&gt;بد ترکیب)حماسه سرایی می کنن اما بعضی از همین ها رو در عراق میدیدم که از رفتن به سامراء ، برای &lt;BR&gt;زیارت به خاطر بی امنی را ه می ترسیدن و به هم یاد آوری می کردن:قرآن می فرماید :&quot;لا تلقوا بایدیکم&lt;BR&gt;الی التهلکة&quot;خودتان را به هلاکت نیافکنید&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; آره :&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp; آنکه مردن نزد جانش تهلکه است&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; نهی لا تلقوا بگیرد او به دست &lt;BR&gt;تازه به یادشون می افتاد که مرگ برای همسایه خوبه و ممکنه سفوشون به سامراء حتی کاظمین که مشکل &lt;BR&gt;چندانی نداشت سفرمعصیت و اقدام به ضرر باشه و بی خیال زیارت میشدند .اینجا بود که حماسه سرایان حاشیه مراسم تولی و تبری سوراخ موش میخریدن خداد تومن .&lt;BR&gt;در حالی که مسامحه کاری ، توهمات و بزدلی این جنس از موالیان باعث شد سامراء به کانونی برای &lt;BR&gt;سلفی ها تبدیل بشه و دست آخر خلوتی و بی توجهی به حرم عسکریین علیهما السلام این جرات رو به &lt;BR&gt;سلفی ها داد که بکنند آنچه نباید می کردند .همون سلفی هایی که از کیسه شاهزاده های سعودی &lt;BR&gt;می خورند و همون شاهزاده ها و خادمین حرمینی که موضع گیری جنابان مقدس مآب در مقابلشون &lt;BR&gt;خیلی جالبه که میگن :خلاصه حج و عمره رو که نمیشه تعطیل کرد!&lt;BR&gt;اگر بی عقلی نبود دعا می کردم خداوند امنیتی را که برکت خون شهدا نصیبمون کرده بگیره تا اون &lt;BR&gt;وقت تشخیص دادن مرد از نامرد برامون راحت بشه.&lt;BR&gt;در هر صورت خیلی سریع و تند نتیجه بگیرم و به دوستمون بگم بی خیال باشه و برای اینکه در مقابل &lt;BR&gt;این دست حرفها بتونه صبر داشته باشه با خودش زمزمه کنه :&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; خوش&amp;nbsp; بود&amp;nbsp; گر محک تجربه آید&amp;nbsp; به&amp;nbsp; میان &lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;&amp;nbsp; تا سیه روی شود هر که در او غش باشد </description>
    </item>
    <item rdf:about="http://www.aleftanoon.ir/post/34">
        <dc:format>text/html</dc:format>
        <dc:date>2010-02-19T16:45:36+01:00</dc:date>
        <dc:source>www.aleftanoon.ir</dc:source>
        <dc:creator>محمدجواد </dc:creator>
        <title>شتابزده ای در پایان </title>
        <link>http://www.aleftanoon.ir/post/34</link>
        <description>&lt;A href=&quot;http://images.google.com/imgres?imgurl=http://bp3.blogger.com/_niCFoMVnwo8/Rh-96w9fjPI/AAAAAAAAAFM/tfb4E5yvSZQ/s400/iran_map.jpg&amp;amp;imgrefurl=http://entezarsorkh.blogfa.com/&amp;amp;usg=__bTPwWY7KQSOkpGio5GZnitmFBHw=&amp;amp;h=320&amp;amp;w=350&amp;amp;sz=49&amp;amp;hl=fa&amp;amp;start=18&amp;amp;itbs=1&amp;amp;tbnid=cg79MI6MqhOqoM:&amp;amp;tbnh=110&amp;amp;tbnw=120&amp;amp;prev=/images%3Fq%3D22%2B%25D8%25A8%25D9%2587%25D9%2585%25D9%2586%2B%25D9%2585%25D8%25A7%25D9%2587%26hl%3Dfa%26sa%3DG%26gbv%3D2%26tbs%3Disch:1&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif size=2&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:cg79MI6MqhOqoM:http://bp3.blogger.com/_niCFoMVnwo8/Rh-96w9fjPI/AAAAAAAAAFM/tfb4E5yvSZQ/s400/iran_map.jpg&quot; align=right border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; 
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 0pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 18pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,arial,helvetica,sans-serif&gt;&lt;FONT size=2&gt;&amp;nbsp; در آخرین ساعات بهمن ماه یا همان ماه انقلاب فرصتی پیش&amp;nbsp; آمد که&amp;nbsp;&amp;nbsp; چند خطی بردنیای مجازستان بیافزایم و از بزرگ حادثه قرن بنویسم .&lt;BR&gt;بهترین راه شناخت حرکت های بزرگ و ارزیابی گستردگی جریان ها ، شناخت اهداف مجریان و حادثه گردانانی است که به نوعی در تکاپوها&amp;nbsp; شرکت داشته اند و هر چند به اندازه چند گام در پیشبرد اهداف و آرمان ها کوشش&amp;nbsp; کرده اند.مردان و مردمانی&amp;nbsp; که گاهی بزرگی آرمان و افق عقیده شان ازایشان اسطوره هایی ساخته که برای همیشه بر بلندای عظمت و بزرگی ایستاده اند و تشنگان ارزشهای والای انسانی را به تعظیم واداشته اند . شناخت انقلاب اسلامی که در شروع قرن 15 اسلامی یا همان سالهای پایانی قرن بیستم میلادی روی داد، در گرو توجه به اهداف طراح و&amp;nbsp; پیشبرندگان حوادث انقلاب است تا از این راه&amp;nbsp; بتوان عظمت و بزرگی این&amp;nbsp; حادثه را با توجه به شرایط و موانع ارزیابی کرد. &lt;BR&gt;برای شناخت اهداف انقلاب چنانچه مهره های حاشیه نشین را از صحنه معادلات خارج کنیم وبه سراغ شناخت اهداف و مقاصد پرچمداران وعاملان&amp;nbsp; اصلی تحول و انقلاب&amp;nbsp; رویم ، در این میان آنچه می بینیم از طرفی نقش امام است و از طرف دیگر نقش امت.&lt;BR&gt;اما از آنجایی که امت آنگاه به دنبال امام می رود که هدف یا اهداف امام را شناخته و به آن ایمان آورده باشد و در راه آن اهداف گام برداشته باشد باید دید بنیان گذار انقلاب آرمان و هدف را چگونه توصیف کرده است : &lt;BR&gt;حضرت امام برای معرفی هدف برتر و کلید پیروزی ها خطاب به دانشجویان اینگونه نوشتند : &lt;BR&gt;باید جوانان غیور اسلامى ما بدانند كه تا دست اتحاد به هم ندهند و هدف خود را اسلام كه تنها مكتب نجات‏بخش بشر است و یگانه كفیل آزادى و استقلال ملتهاى مستضعف است، قرار ندهند، امید پیروزى را نباید داشته باشند (صحیفه امام ج‏3ص318)&lt;BR&gt;&amp;nbsp;و در تبیین هدف برای اقشار مختلف جامعه اینگونه فرمودند :&lt;BR&gt;جوانان عزیز حوزه‏هاى علمیه و دانشگاهها و مدارس و دانشسراها و نویسندگان محترم مطبوعات و كارگران و كشاورزان محروم و بازاریان و اصناف مبارز و آگاه و كارمندان محترم و سایر اقشار، از ایلات و عشایر غیور گرفته تا چادرنشینان و زاغه مسكنان محروم،همه و همه، هم صدا و پشت بر پشت هم به سوى هدف مقدس اسلام، یعنى برچیده شدن سلسله ستمگر پهلوى و هدم نظام منحط شاهنشاهى و برقرارى جمهورى اسلامى مبتنى بر احكام مترقى اسلام، به پیش! كه پیروزى از آنِ ملتِ بپاخاسته است ( صحیفه امام&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ج‏5 ص : 75)&lt;BR&gt;&amp;nbsp;و در پیامی خطاب به انجمن های اسلامی دانشجویان در اروپا فرمودند : &lt;BR&gt;سرلوحه هدفتان اسلام و احكام عدالت‏پرور آن باشد؛ و ناچار بدون حكومت اسلامى عدالت‏خواه، رسیدن به این هدف محال است.تولّا و تبرّا دو اصل اساسى اسلام است: باید با حكومت عدلْ موافق و به حاكم عادل دل ببندید؛ و از رژیم غیر اسلام و غیر اسلامى كه در&lt;BR&gt;رأس آن رژیم منحط پهلوى است تبرّا كنید؛ و با كمال صراحت مخالفت خود را اظهار و در سرنگون كردن آن كوشا باشید و در غیر این صورت روى استقلال و آزادى را نمى‏بینید.( صحیفه امام ج‏3 ص321)&lt;BR&gt;&amp;nbsp;و آنگاه که ملت به هدف ایمان آورد و شهیدانی را در این راه تقدیم کرد اینگونه فرمود : &lt;BR&gt;ما سوگمندانه و مفتخرانه عزیزانى را در راه هدف كه واژگونى رژیم طاغوتى و برپاداشتن پرچم پر افتخار اسلام است، فدا كردیم؛ (صحیفه امام&amp;nbsp; ج‏3 ص : 421)&lt;BR&gt;&amp;nbsp;و پس از انقلاب برای دعوت سایر ملت های مسلمان به قیام و درتشریح هدف انقلاب اسلامی اینگونه فرموند:&lt;BR&gt;البته همه مسلمین در این نهضت شركت داشتند و این نهضتى بود كه براى هدف اسلامى بود، نه فقط براى ایران؛ منتها نقطه ابتدا از ایران است و همه مسلمین در این هدف شریك هستند.و نهضت براى اقامه عدل است كه باید بگویم همه بشر در آن شركت دارند؛ و چون براى اقامه &lt;BR&gt;اسلام است همه مسلمین در آن شركت دارند.بنا بر این لازم است كه همه مسلمین با هم یكصدا در این نهضت عظیم‏ اسلامى شركت بكنند و آن معنایى كه در ایران تحقق پیدا كرد- كه آن حقیقتْ فداكارى در راه اسلام و وحدت همه اقشار ملت براى پیشرفتمقاصد اسلام است- این در همه ملتها ان شاء اللَّه حاصل بشود. و اگر همچو وحدت كلمه‏اى با یك همچو مقصد بزرگى كه اقامه عدل استدر این كشورها، در كشورهاى پهناور اسلام پیدا بشود قدرت عظیمى است كه هیچ قدرت و ابرقدرتى در مقابل آن ایستادگى نمى‏تواند بكند.&lt;BR&gt;(صحیفه امام&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; ج‏7&amp;nbsp; ص : 197)&lt;BR&gt;و سرانجام درسفارش خود به آقای حمید روحانی برای بازنویسی تاریخ انقلاب اینگونه فرمودند و هدف را اینگونه بیان کردند که : &lt;BR&gt;از شما مى‏خواهم هر چه مى‏توانید سعى و تلاش نمایید تا هدف قیام مردم را مشخص نمایید، چرا كه همیشه مورخین اهداف انقلابها را در مسلخ &lt;BR&gt;اغراض خود و یا اربابانشان ذبح مى‏كنند. امروز همچون همیشه تاریخ انقلابها، عده‏اى بهنوشتن تاریخ پر افتخار انقلاب اسلامى ایران مشغولندكه سر در آخور غرب و شرق دارند. تاریخ جهان پر است از تحسین و دشنام عده‏اى خاص، له و یا علیه عده‏اى دیگر و یا واقعه‏اى در خور بحث.&lt;BR&gt;اگر شما مى‏توانستید تاریخ را مستند به صدا و فیلم حاوى مطالب گوناگون انقلاب از زبان توده‏هاى مردم رنجدیده كنید، كارى خوب و شایسته در تاریخ ایران نموده‏اید.باید پایه‏هاى تاریخ انقلاب اسلامى ما چون خود انقلاب بر دوش پابرهنگان مغضوب قدرتها و ابرقدرتها باشد.شما باید نشان دهید كه چگونه مردم، علیه ظلم و بیداد، تحجر و واپسگرایى قیام كردند و فكر اسلام ناب محمدى را جایگزین تفكر اسلام سلطنتى، اسلام سرمایه دارى، اسلام التقاط و در یك كلمه اسلام امریكایى كردند. (صحیفه امام ج‏21 ص : 239)&lt;BR&gt;&amp;nbsp;انقلاب فقط برای اسلام بود و این اسلام است که آزادی ، استقلال و تمام آمال و آرزوهای بشری را فریاد میکند و&amp;nbsp;چنانچه حضرت امام در جایی می فرمایند حتی جمهوریت را اسلام&amp;nbsp; در درون خود دارد . تمام بزرگی و عظمت انقلاب در این است که انقلاب اسلامی است و به سوی اسلام و اسلامی شدن پیش می رود. ان شاء الله&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
    </item>
</rdf:RDF>
